« کِرم »
ریموند فدرمن
ترجمه : محمد حیاتی
ریموند فدرمن درسال 1928 در فرانسه به دنيا آمد و در سال 1947 به ايالات متحده مهاجرت کرد
اخذ کرده و در حال حاضر مشغول به تدریس UCLA وی دکترای ادبیات فرانسه را از دانشگاه
.ادبیات است. رمان های او موفق به دریافت جوایز متعددی از جمله جایزه ی "امریکن بوک" شده اند
آن دو از خدا بی خبری كه آن همه جار و جنجال در بهشت به راه انداختند و این همه مصیبت
.نصیب مان كردند (منظورم آدم و حواست نه كس دیگری)، سیب را اشتباهی انتخاب كرده بودند
آن دو از خدا بی خبر برهنه، بزرگ ترین، درخشان ترین و چشمگیرترین سیبی را كه بر
درخت بود برگزیدند. به جای این كه یكی از آن كوچك ها را بچینند، یكی از آن ریزه ها را، یكی
از آن هایی را كه زیاد وسوسه انگیز نبود و روی درخت،آویزان به حال خود رها شده بود، آن
دو دست و پا چلفتی دست دراز كردند و بزرگ ترین، درخشان ترین و آبدارترین سیب را
.چیدند، غافل از اینكه كرمی بزرگ و فربه درون آن لانه كرده بود
نیازی به گفتن نیست كه مار خوش خط و خال از همان ابتدا می دانست كه كرم بزرگ فربهی
درون سیب وجود دارد، حتا آن زمان كه با نیش زهرآگین اش به سیب بزرگ آویزان از درخت
اشاره كرد و درگوشی به آدم گفت كه آن یكی، آن كه بزرگ تر است، همان است كه به دردت
می خورد. یا حوا بود كه سیب را چید؟ خلاصه آدم یا حوا، حالا دیگر توفیری نمی كند. مار
خوش خط و خال گفت آری، همین یكی، و از همان ابتدای كار می دانست كه درون آن سیب
بزرگ، كرم بزرگ فربهی وجود دارد. كرمی كه مثل مار می لولید. آری، كرمی كه درون
سیب ادای مار را در می آورد. ماری كه بازتاب خود بود در لباس كرمی درون سیب. نسخه
.بدلی كرم وار از مار
در ابتدا مار بود و سیب و كرم درون سیب. و آدم و حوا، آن دو خدانشناس، هنگام خوردن
سیب، كرم را هم قورت دادند. یا بهتر این است كه بگوییم آدم و حوا هنگام خوردن سیب، مار
.نمادین را قورت دادند. و بدین خاطر است كه اكنون اوضاع ما قمر در عقرب است
|