دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

سایت ادبی دیگران ، ادبیات ایران و جهان
سایت ادبی دیگران ، شعر فارسی
سایت ادبی دیگران ، داستان
سایت ادبی دیگران ، ادبیات جهان
سایت ادبی دیگران ، نقد ادبی
سایت ادبی دیگران ،مقاله
سایت ادبی دیگران ، خبرهای ادبی
سایت ادبی دیگران ،ارسال اثر از شما
« اوكتاویو پاز »  
ترجمه : آذر  

اوكتاویو پاز در سال 1914 در مكزیكو متولد شد . نخستین شكل گیری های عقلانی وی ناشی از 
 پدر و پدربزرگ او است . پدربزرگ او یكی از پیشروان نهضت «بومی گرایی» و صاحب یكی 
از نخستین رمان هایی بود كه قصد از آن ها ، احیای سنت های پیش از دوران تسلط اسپانیایی ها 
است . او صاحب كتابخانه ای با آثار برگزیده بود و نوه اش آن ها را با حرص و ولع می خواند 
و پدربزرگ نیز میل به فرهنگ های بومی را در نوه ی خویش برمی انگیخت . پدر پاز وكیل 
دادگستری بود و مبتكر اصلاح ارضی، و در انقلاب مكزیك هم به عنوان مشاور امیلیانو زاپاتا 
.رهبر روستایی شركت داشت و به نمایندگی او به آتازونی رفت 

اوکتاویوپاز فعالیت ادبی خود را خیلی زود شروع کرد در سال 1931 مجله ی باراندال (1) را 
«تاسیس کرد و در سال 1933 «دفترهای دره ی مکزیکو» را ،  ودر همان حال «ماه سیلوستر 
را که نخستین اثر منظوم اش بود منتشر کرد . پس از آن نوبت به «ریشه های انسانی» و «به 
سایه ی روشن تو» رسید که هر دو درسال 1937 به چاپ رسیدند . این اشعار دوران جوانی 
انعکاس استیتکی بودند که در آن دوران در آمریکای اسپانیایی زبان تاثیر گذاشته بود وعکس 
العملی بود در مقابل آزادی هایی که نخستین دسته های پیشرو به خود داده بودند و بازگشتی بود 
.به سوی نظم و حساسیت سمبولیک وایجاد وزن و شفافیت عالی 

در سال 1937 یعنی در بحبوحه ی جنگ های داخلی اسپانیا ، اوکتایو پاز در کنگره ی 
نویسندگان در مادرید شرکت جست و با میگل ارناندس ، لوئیس سرنورا ، رافائل آلبرتی ، پابلو 
نرودا و سزارو اله خو آشنا شد . بین پاز و سرنورا دوستی وصمیمیتی پدید آمد که همان طور كه 
گفتار سازنده» حكایت می كند فقط مرگ توانست آن را از بین ببرد . این شعر، همان اثری » 
.است كه پاز در سال 1964 به دوست خود كه تازه درگذشته بود تقدیم می كرد 

«اوكتایو پاز در بازگشت به مكزیك وارد كار سیاست شد و با روزنامه ی كارگری «خلق 
همكاری كرد و مجله ی «آتلیه» را بنیاد نهاد، با پناهندگان اسپانیایی ارتباط پیدا كرد ، بنژامن پره 
لئونورا كارنیگتون آشنا شد و به یاری آن ها با سورئآلیسم از نزدیك آشنا شد . اندكی بعد عضو 
گروه موسس مجله ای شد و این مجله همان بود كه نخستین ترجمه های اسپانیائی آثار لوتره آمون 
.را به چاپ رساند 

در فاصله ی سال های 1943 تا 1945 اوكتاویو پاز با استفاده از یك بورس به آمریكا رفت و در 
آن جا بر اثر شعر یتیس ، كامنیگز و پاوند دچار شوق شد . در همان دوران بود كه شخصن با 
پاوند ، كامنیگز ، خورخه گی ین ، و رابرت فراست رابطه پیدا كرد . در سال 1945 به عنوان 
.عضو هیات دیپلماتیك كشور خود به كار پرداخت 

در فاصله ی سال های 1946 تا 1951 اوكتاویو پاز در پاریس روزگار می گذراند و با سور 
ئآلیست ها تماس دائمی داشت؛ مجددن با بنژامن پره ملاقات كرد، با آندره برتون همنشین شد ، با 
ژرژ شآده ، آندره پی یردو ماندیارگ هانری میشو و ژول سوپرویل رابطه پیدا كرد . با 
.انتشارات این گروه شروع به همكاری كرد و آثاری از او در جنگ های اینان به چاپ رسید 

در سال 1950 «لابیرنت تنهائی» او انتشار یافت كه كامل ترین و مؤثرترین تحلیلی است كه از 
واقعیت مكزیكی به عمل آمده است . كتاب «عقاب یا خورشید ؟» كه در سال 1951 انتشار یافته 
كه به نحو مستقیم تری تحت تأثیر سورئآلیسم قرار دارد . در سال 1952 اوكتاویو پاز به ژاپن و 
هند سفر كرد و تحت تأثیر ادبیات ، هنر و فلسفه شرق قرار گرفت و برای پخش آن ها كوشش به 
عمل آورد . در سال 1955 پس از بازگشت به كشور خود ، در دانشگاه مكزیكو به تدریس 
پرداخت و یك سال بعد «كمان و چنگ» را كه اندیشه ای در باب تجربه شاعرانه و بیان آن بود 
منتشر كرد ؛ سپس گروه تأثری «شعر به صدای بلند» را تأسیس كرد و این گروه نمایشنامه ی او 
موسوم به «دختر راپاسینی» را كه از یكی از قصه های ناتانیل هاتورن الهام گرفته بود به روی 
.صحنه آورد 

مقارن با همان دوران ، جنبش پیشرو ادبی مكزیكو تحت حمایت كارهای انتقادی اوكتاویوپاز 
قرار گرفت. در سال 1957 یكی از آثار بزرگ او یعنی «سنگ خورشید» انتشار یافت. این اثر 
را بنژامن پره به فرانسه ترجمه كرد . از سال 1959 تا 1962 پاز مجددن مقیم پاریس شد در 
1960 او «آزادی درباره ی گفتار» را منتشر كرد . در این مجموعه تقریبن كلیه ی اشعاری كه 
.او پیش از سال 1958 سروده بود گرد آمده است 

مجموعه ی دیگری به نام «سالاماندر» كه در سال 1962 انتشار یافت اشعاری را كه در فاصله 
ی سال های 1958 تا 1962 سروده شده دربرمی گیرد . در سال 1969 هم مجموعه ی دیگری 
از او انتشار یافت كه آثار دوران سفارت او در هندوستان یعنی آثار متعلق به سل های 1962 تا 1968
.را دربرمی گیرد 

پس از آن هم مقاله های فلسفی و سیاسی متعددی از او انتشار پیدا كرد كه نشان می دهد سال های 
اقامت او در هند ، دوران بسیار باروری بوده است . در سال 1968 اوكتایوپاز به عنوان 
اعتراض به كشتار دانشجویان در مكزیكو از شغل سفارت استعفا داد و اكنون هم در دانشگاه های 
.آمریكایی و انگلیسی تدریس می كند و با عنوان استاد در مكزیكو به سر می برد 

 ترجمه ی چند قطعه شعر از اوکتاویو پاز 

(1) 

« دو پیكر » 

دو پیكر روبه روی هم 
غالبن دو موج اند 
شب اقیانوس است 
دو پیكر روبه روی هم 
غالبن دو سنگ اند 
شب بیابانی است 
دو پیكر روبه روی هم 
غالبن ریشه هایی هستند 
كه شب به یكدیگر پیچیده اند 
دو پیكر روبه روی هم 
غالبن دو تیغه اند 
شب شراره می افكند 
دو پیكر روبه روی هم 
دو ستاره اند 
كه در آسمان تهی فرو می افتند 

(2) 

« مشاهده ی زندگی » 

برق ها یا ماهی ها 
در شب دریا 
پرنده ها ، برق ها 
در شب جنگل 
استخوان ها برق اند 
در شب جسم 
جهان سراسر شب است 
زندگی برق است 

(3)

« .... » 

همچون سنگ های آغاز 
همچون آغاز سنگ 
همچون آغاز سنگ در مقابل سنگ 
:اینك شوكت های شب 
شعر هنوز بی چهره 
جنگل هنوز بی درخت 
سرودهای هنوز بی نام 
با گام های پلنگ اینك هجوم نور 
گفتار برمی خیزد و موج می زند و می افتد 
و این جراحتی بزرگ است 
. سكوتی بی لكه است 

(4)

« به سوی شعر » 
                           
كلمات ، ثمرات یك ربع ساعت 
كه از درخت سوخته ی زبان جدا شده اند 
 بین روزهای خوب و شب های خوب 
درهای ورودی و درهای خروجی 
.مدخل راهرویی كه از هیچ جا نمی رود 
آدمی در بطن حیوان 
در بطن سنگ 
در بطن زمان می گردد و باز می گردد 
. یافتن راه خروجی شعر 
لجاج این چهره كه نگاه هایم در آن می شكنند 
 پیشانی مسلح، شكست ناپذیر 
در برابر منظره ای در حال ویرانی 
. پس از هجوم بر راز 
. مالیخولیای آتشفشان 
چهره ی سبع و نیكخواه سنگسان مقوایی رییس ، راننده ، بت قرن ؛ 
من ، تو ، او ، بافنده های تار عنكبوت 
ضمایر مسلح به ناخن ؛ 
خدایان بی چهره، انتزاعی 
.خدای پدر در وجود این بت ها انتقام خود را می گیرد 

لحظه ، یخ می بندد 
سپیدی شدیدی كه كور می كند 
 و دیگر پاسخی نمی گوید و محو می شود 
توده یخی كه جریان های دایره ای شكل به همراه دارند 
. لحظه بازخواهد گشت 

جداكردن ماسك های فانتزی 
كوبیدن تیزی به مركز حساس : ایجاد فوران 

بریدن رشته ی نافی 
 پایان دادن به كار مادر : جنایتی كه شاعر مدرن برای همه 
.، به نام همه انجام داده است 
.بر شاعر نو است كه زن را كشف كند 

حرف زدن برای حرف زدن 
جدا كردن صداها در نومیدی صحبت 
نوشتن تحت تلقین پرواز مگس 
 سیاه كردن 
. زمان به دو پاره می شود : زمان پرش مرگ است 

(5) 

كلمات ، عبارات ، سیلاب ها 
 ستاره هایی كه به دور یك مركز ثابت می گردند 
 دو پیكر ، بسیاری موجودات كه در گفتاری یگانه 
. یكدیگر را ملاقات می كنند 
صفحه از حروف محو نشدنی 
كه هیچ كس نمی گفت 
كه هیچ كس دیكته نمی كرد 
حروفی كه آن جا افتاده اند و می سوزند و می درخشند و خاموش می شوند
 پر می شود 
 بدین ترتیب است كه شعر وجود دارد 
 و عشق وجود دارد 
.و اگر من وجود نداشته باشم تو وجود داری 

همه جا انزوا جویان اجباری 
. شروع به آفرینش كلمات گفت و گوی نو می كنند 

فواره ی آب 
 جرعه ی سلامتی 
دختری كه به روی گذشته اش سرخم كرده 
 شراب ، آتش، گیتار، بعد از شام 
 دیواری از مخمل های سرخ در میدان یك دهكده 
 تحسین ها ، سواره نظام درخشان 
كه وارد شهر می شود 
 مردم به هیجان آمده ، سرودها ، هجوم سپید، سبز، درخشان 
آسان تر ، آنچه به تنهایی نوشته می شود : شعر 

شعر ، نظمی عاشقانه آماده می كند 
 یك مرد – خورشید 
 و یك زن- ماه پیش بینی می كنم 
 مرد آزاد از قدرت اش، زن آزاد از برد گی اش 
 و عشق های آرام ناپذیر 
. كه بر افق خط سیاه می اندازد 
. همه باید مطیع این عقاب های پرجوش و خروش باشند 

از كنگره های پیشانی ات آواز سر می زند 
 عدالت شاعرانه 
:اردوگاه های رسوایی را به آتش می كشد 
 برای غربت 
برای ضمیر من 
 برای اسم خاص جایی نیست 

.هر شعری در سایه ی وجود شاعر به انجام می رسد 

ظهر آینده 
 درخت عظیم ؛ 
شاخ و برگ های نامرئی ، در میدان ها 
مردها و زن ها 
 سرود خورشید 
. چشمه ی شفافیت ها را می خوانند 
.موج ، تن مرا می پوشاند : هیچ چیز من نباید با دهان من حرف بزند 

هنگامی كه تاریخ به خواب می رود 
: در خواب حرف می زند 
شعر بر پیشانی ملت به خواب رفته 
 مجموعه ستارگانی از خون است 
 هنگامی كه تاریخ برمی خیزد 
 تصویر مبدل به عمل می شود 
:شعر به انجام می رسد 
.شعر به اقدام دست می زند 

.آن چه تو می اندیشی ، دارای ارزش است 
(1) Barandal
مرجع : سخن – دوره ی 21 – شماره ی 8 و 9 – اسفند فروردین 1351

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی