دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

  حسین مکی زاده  

مترجم  - ساکن یزد    
Diane Di Prima
  
(Diane Di Prima)دایان دی پریما    

که به شهرت خاصی رسید(Beat)، دایان دی پریما یکی از معدود زنان جنبش ادبی بیت   
.و مطمئنن یکی از باارزش ترین زنان این نهضت محسوب می شود   
در 1934 در نیویورک به دنیا آمد و پس از اتمام تحصیلات در روستای گرینویچ نوعی زندگی   
بوهمی را تجربه کرد. سبکی که ویژگی و منش جنبش بیت محسوب میشود.از مهمترین   
و تاثیرگذارترین فعالیتهای ادبی وی انتشار ماهانه آثار شاعران جنبش بیت بود که ازسال   
تا اواسط دهه 70 ادامه داشت. آثار عاشقانه وی به ویژه از جمله ماندگارترین اشعاراین   
.جنبش محسوب می شوند   
تاثیر از اندیشه های مشرق زمین و جستجوی کهن الگوی زن دغدغه ی بیشتر آثار اوست   
:آثار   
This Kind of Bird Flies Backward – 1958 Poems for Freddie (1966) Earthsong Poems 1957 - 1959 (1968) The Book of Hours (1970) Loba, Parts 1 - 8 (1978) Pieces of a Song (1990) Dinners and Nightmares (1961) - short fictional stories Memoirs of a Beatnik (1969) - autobiographical book
* * *
The Window you are my bread and the hairline noise of my bones you are almost the sea you are not stone or molten sound I think you have no hands this kind of bird flies backwards and this love breaks on a windowpane where no light talks this is not the time for crossing tongues (the sand here never shifts) I think tomorrow turned you with his toe and you will shine and shine unspent and underground
پنجره تو نان منی و صدای ضعیف استخوان های منی تو تقریبن دریایی تو سنگ نیستی یا صدای آب شده می اندیشم دست نداری این نوع پرنده به عقب پرواز می کند و این عشق در قاب پنجره می شکند آنجا که نور حرفی نمی زند وقتی برای اختلاف زبانها نیست اینجا شن ها ) (هرگز برنمی خیزند می اندیشم فردا تو را عوض خواهد کرد و می درخشی می درخشی دست نخورده و زیر زمین
* * *
Chronology I loved you in October when you hid behind your hair and rode your shadow in the corners of the house and in November you invaded filling the air above my bed with dreams cries for some kind of help on my inner ear in December I held your hands one afternoon; the light failed it came back on in a dawn on the Scottish coast you singing us ashore now it is January, you are fading into your double jewels on his cape, your shadow on the snow, you slide away on wind, the crystal air carries your new songs in snatches thru the windows of our sad, high, pretty rooms
تو را دراکتبر دوست داشتم وقتی پشت موهایت پنهان بودی سوار سایه ات در گوشه گوشه خانه ات نوامبر بود که تاختی حس هوا بالای رختخواب من با رویاها برای کمک فریاد زدم درگوش درونی خویش در دسامبر دست هایت را گرفتم بعد از ظهر نور فروریخت و پس رفت در بامداد بر ساحل اسکاتلندی ما را ترانه ای کردی بر دریا کنار حالا ژانویه است، داری محو می شوی بر آن دو گوهر روی شنل او، سایه ات بر برفها ،لغزنده بر باد هوای بلور ترانه تازه ات را می برد می قاپد از .میان پنجره های غمگین اتاق های بالایی
دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی