دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

حسین مکی زاده
  حسین مکی زاده  
 فیلیپ لامانتیا  
 Philip Lamantia   

.زاده 23ی  اکتبر 1927 سانفرانسیسکو، فرزند مهاجرانی از ایتالیا سیسیل 
سرودن شعر را از دوران تحصیلات ابتدایی آغاز کرد. در دبیرستان با حکم تعلیق 
موقت به دلیل "قصور فکری"! مواجه شد چرا که به شدت مجذوب و اسیر آثار 
ادگار آلن پو  و اچ.پی لاوکرافت شده بود. در سن شانزده سالگی همان هنگام 
که نمایشگاه سوررئالیست ها خوان میرو و سالوادور دالی در موزه ی هنر 
سانفرانسیسکو برگزار شد وی با درک "واقعیت منحصرن انقلابی" سوررئالیسم 
به سرودن اشعار سوررئال پرداخت که"تا آن زمان شناخت من از سوررئالیسم 
."سرشت و ذات من بود 

کمی پس از آن لامانتیا به نیویورک رفت تا به سوررئالیست ها بپیوندد و آندره 
.برتون او را "صدایی که هر صد سال یک بار برمی خیزد" خواند 
.منتشر شد VVV  شعرهای لامانتیا در سال 1943 توسط آندره برتون در مجموعه ی 
 
 در سال 1946 در برکلی منتشر "Erotic Poems"اولین مجموعه اشعار وی با نام 
 پس از شعرخوانی های "6 شاعر "Ekstasis" شد. دومین مجموعه شعر وی با نام 
در 6 گالری" منتشر شد و نشر سیتی لایت گزیده شعرهای وی 1943-1966 را 
.منتشر کرد 

مانند دیگر بیت ها او نیز زمانی را به زندگی بوهمی و سفر به دیارسرخپوستان و 
.تجربه ی آئین های سرخپوستان واشو نوادا و مصرف مواد مخدر گذراند 

لامانتیا شعر سوررئالیسم آمریکایی را بنیاد نهاد و با خیزش جنبش بیت بعنوان 
بیت سوررئال شهرت یافت. او تنها شاعر بیت است که تا پایان عمر به آرمان 
.های سوررئالیسم وفادار ماند 

شعر او شعر "تنش بین وجد و سرخوشی واقعیت و حس حضور ترس و اندوه 
."ذاتی زندگی است

جنبش رمانتیک" از معروف ترین عاشقانه های لامانتیا که آن را با  آثار پل الوار و" 
.به ویژه  عاشقانه های او برابر دانسته اند 



Romantic Movement     to Nancy

                           
The boat tilts on your image on the waves between a fire of foam 
and the flower of moon rays, these the flags of your dreaming 
lips.  I'm watching Venus on the ogre sky and a continent in cocoons.
Soon all the butterflies of desire shall manifest o prescience of life 
becoming poetic... and poetry the incense of the dream.  A street 
and a forest interchange their clothing, that tree of telephones, this 
television of nuts and berries - the air edible music.
King Analogue
Queen Image
Prince Liberty...
... Garden of imperious images, life is a poem someday to be 
lived: the feast of our hearts on fire, the nerves supplying 
spice, blood coursing a glow of insects, our eyes the dahlias of 
torrential ignition.
The whisper of the inter-voice to wrap you in the mantle of 
marvelous power, with the secret protection of the forest that falls 
asleep in fire whose ores become transmined only for love - all your 
steps will lead to the inner sanctum none but you behold, your
 shadow putting on the body of metaphoric light.
The stone I have tossed into the air of chance shall come to you 
one great day and exfoliate the original scarab, the carbuncle of 
delights, the pomegranate inviolate, the sonorous handkerchief 
of the Comte de Saint-Germaine, all the reinvented perfumes of 
ancient Egypt, the map of the earth in the Age of Libra when the 
air shall distribute our foods, the sempiternal spectrum of 
sundown at Segovia (the stork carrying the golden egg from the 
Templar's tower) Chief Seattle's lost medicine pouch, our 
simultaneous presence in all the capitals of Europe while traveling 
Asia and listening to the million-throated choir of tropical birds, 
your lost candlewax empire, a madrone forest to live inside of, 
which we can wrap in a set of "secret bags" and open on our 
wanderlust, the turbulent cry beneath the oceans, the extinct bird
 calls in a magic vessel Christian Rosenkreutz dropped on his way 
out of the Damcar, beads of coral dissolving the last motors, the 
redolent eyes of the first born seers, the key to the bank of 
sanity, the ship of honey at the height of storms through which 
we sail to new islands rising from the sunken continents and the 
bridge between sleep and waking we will traverse in constant 
possession of "the great secret" become transparent as a tear 
drop - with no other work but the genius of present life. 


« جنبش رمانتیک »
  

برای نانسی

قایق روانه است بر تصویر تو  بر امواج بین آتشی از 
کف ها و گلی از پرتو نور ماه، این هاست پرچم های 
لبان رویابین تو. ونوس را می نگرم در آسمانی بزرگ 
.و قاره ای در پیله ها 
زودا که پروانه های آرزو شهود زندگی را آشکاره کنند 
در شاعرانه شدن... و شعر بخور معطر1 رویا. جاده و 
جنگل لباس یکدیگر می پوشند آن درخت تلفن ها را 
.و این تلویزیون دانه ها و توت ها. هوا موسیقی خوردنی 

شاه تشبیه 
شهبانو تصویر 
...شاهزاده آزادی 
... باغ تصویرهای مغرور.  زندگی شعری است تا روزی 
زیسته شود: جشن قلب هامان بر آتش، اعصاب به  تدارک 
بوهای خوش،خون در جریان است به تاب و تب حشرات 
چشم های مان گل های کوکب از آتشی سیال. نجوای 
،آوای درون تو را در شنلی از نیرویی غریب می پیچد 
با حفاظی رازگونه از جنگلی که در آتش به خواب می رود 
-آتشی که سنگ فلزش را تنها عشق آشکار کرده است 
گام هایت بدان حریم راه می برند که جز تو  بر همه 
.ناپیداست، سایه ات پیکر نوری استعاری می پوشد 

سنگی که در  آسمان بخت پرتاب کردم  روزی به سوی تو 
خواهد آمد روزی باشکوه، و پوست می اندازد تا به اسکارابوس2 
،بدل شود، یاقوت آتشین شوق،  اناری دست نخورده 
دستمال معروف کنت دو سن ژرمن3 ،همه عطرهای بازآفریده 
مصر افسانه ای، نقشه زمین در عصر چنگ4 آن زمان که 
هوا غذایمان را تقسیم خواهد کرد، تصویر جاودان غروب 
در سگوویا5 ( آن لک لکی که تخم زرین از برج معبد 
بر می دارد) کیسه گم شده داروهای رئیس سیاتل، حضور 
همزمان ما در همه پایتخت های اروپا آنگاه در آسیا 
سفر می کنیم  گوش سپرده به میلیون ها 
حنجره آوای پرندگان گرمسیری. امپراطوری گم شده 
اشک شمع های تو جنگل درختان توت فرنگی جایی 
"برای زیستن که می شود در چند "کیسه جادویی 
بپیچیم اش و  بر شهوت آواره خویش بگشائیم، فریاد 
آشفته زیر اقیانوس ها، فراخوان آن پرنده منقرض 
در رگ کریستین روزنکراتس6 بر سر راهش آن سوی 
،دمشق7 دانه های مرجان در گذازش آخرین موتورها 
چشمان معطر اولین پیشگویان تازه زاد، کلیدی به 
گنجینه عقل، کشتی عسل بر قله توفان ها که پیش 
می رانیم به سوی جزیره های تازه ی که برآمده اند 
از اقلیم های غرق شده و پلی بین خواب و بیداری کزان 
می گذریم وفادار به داشتن "آن راز بزرگ" که شفاف 
چون قطره اشک می شود  بی هیچ تدبیری جز 
.آفرینش زندگی به دقیقه اکنون 

(1)
: شاعر کلاسیک قرن هجده انگلیس Thomas Gray اشاره به تشبیهی ساخته توماس گری 
"Or heap the Shrine Of luxury and pride With incense kindled at the Muse flame"
یا این که معبد تجمل و غرور را مالامال کن " ."از بخوری برافروخته ی الهه شعر این بیت در ادبیات غرب بسیار معروف است Elegy Written in a Country Churchyard سطری از شعر .و بارها در متن ها و شعرها مورد استفاده و استناد قرار گرفته است (2) اسکارابوس"= اسکاراب . جواهری به شکل سوسک تزئین یافته. شکلی سنتی در صنعت" Scarab جواهرسازی در غرب که ریشه اش به مصر باستان بر میگردد. برابر فارسی برای چنین دست ساخته .(ای نیست. ناچار معادل لاتین آن را برگزیدم.(خوشحال میشوم اگر به واژه ای بهتر راهنمایی شوم (3) کنت سن ژرمن"، شخصیتی مرموز که زندگی اش آمیخته به افسانهComte de Saint-Germaine " است. کیمیاگری که عمر جاودان یافت، تئوسوفیت فرانسوی، جادوگر، استاد اعظم لژ فراماسونری، از چهره های پشت پرده انقلاب آمریکا، و ... با روایت های بسیار گوناگون و رازآمیز که از او به جا مانده .است (4) مطابق با نجوم قدیم زمین اکنون در عصر آکواریوس به سر می برد. آغاز عصر لیبرا Age Of Libra .چنگ) از سال 10412 میلادی خواهد بود) (5) سگوویا=شقوبیه. شهری قدیمی در اسپانیا که امروزه به علت معماری هایی به جا مانده Segovia .از قرن دهم میلادی جزو میراث جهانی یونسکو شناخته شده است (6) کریستین رونزکروتز" شخصیتی افسانه ای و بنیان گذار فرقه پنهانی برادری Christian Rosenkreutz" مسیحی شوالیه های روزنکراس (چلیپا+گل سرخ) با نشان چلیپا و گل سرخ. وی با سفری افسانه ای به شهرهای عصر طلایی تمدن اسلامی آیین کیمیاگری و نجوم را آموخته و با ادغام اندیشه های . مسیحیت این فرقه را بنیان می نهد (7) در سفرهای کریستین روزنکروتز به این شهر افسانه ای اشاره شده است. شهری درDamcar جغرافیای عصر طلایی مسلمان ها که"بسیار دور از اورشلیم" واقع شده و مهندسین توانا آن را ساخته بودند. پاره ای از پژوهشگران با احتمال ضعیف آن را "دمشق" می دانند. پاره ای نیز بر این عقیده اند که نامی فرضی است بر مدینه فاضله و پنهانی که افسانه های مسیحی (و به ویژه افسانه های مربوط .به فرقه های پنهانی) از دنیای پیشرفته و اسرارآمیز مسلمانان آن روزگار ساخته بودند

STILL POEM 9 

There is this distance between me and what I see
everywhere immanence of the presence of God
no more ekstasis
a cool head
watch watch watch
I’m here
He’s over there…It’s an Ocean…
sometimes I can’t think of it, I fail, fall
There IS this look of love
there IS the tower of David
there IS the throne of Wisdom
there IS the silent look of love
Constant flight in air of the Holy Ghost
I long for the luminous darkness of God
I long for the superessential light of this darkness
another darkness I long for the end of longing
I long for the
                       It is Nameless what I long for
     a spoken word caught in its own meat saying nothing
This nothing ravishes beyond ravishing
There is this look of love Throne Silent look of love

« شعر بی جان  9 »
  
این فاصله ای است بین و من آنچه می بینم 
همه جا پیشگاه حضور خدا 
دیگر نه تخدیری 
که سری به سامان 
دریاب دریاب دریاب 
من ام این جا 
...او ست بر فراز آنک ... اقیانوس است این 
گاه فکرش نمی توانم کرد، سرافکنده می شوم، می افتم 
این است این نگاه عشق 
این است برج داود 
این است سریر خرد 
این است نگاه آرام عشق 
پروازی مدام در هوای روح القدس 
مشتاق تاریکی درخشان خداوندم 
مشتاق نور ِ بس ضروری تاریکی اویم 
تاریکی دیگری مشتاق پایان اشتیاق ام 
من ام مشتاقِ 
                بی نام است است آن چه مشتاق ام 
کلامی گفته شده به گوشت درآمده و هیچ نگفته 
این هیچ فریبنده است ورای فریبندگی 
این است این نگاه عشق سریر نگاه آرام عشق 

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی