دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

شهرام بشرا
  شـهرام بشرا   

 (Mina Loy)مینا لوی  
Mina Loy

در سال 1921 ازرا پاوند در نامه ای به ماريان مور نوشت : " كسی در امريكا غير از تو و 
بيل ( كارلوس ويليامز) و مينا لوی هست كه تمام دلبستگی های خود را در شعر بنويسد ؟ " 
اما ده ها سال اين شاعر پيشرو ، مينا لوی عملن به دليل حضور دوستان مدرنيست خود به 
چشم نيامد . در حالی كه در زندگی نامه ی بسياری ديگر از نويسنده ها و شاعران و 
... هنرمندانی  مانند مارسل دوشام ، ارنست همينگوی ، جيمز جويس ، ماريان مور و  
حضور پررنگی داشته است ولی خودش تا سال 1996 زندگی نامه ای نداشت تا اين كه 
.زندگی نامه اش با عنوان " مدرنيست " منتشر شد 
او در لندن در 27 دسامبر 1882 متولد شد . دبيرستان هنرهای سنتی را گذراند و در مدتی 
كوتاه تحت تاثير امپره سيونيست قرار گرفت . به عنوان نقاش موفقيت هايی كسب كرد و 
.نمايش داده شد" Salon d'Antomne  "   در پاريس به سال 1905نقاشی های او درنمايشگاه مشهور  
لوی در اواخر عمرش گوشه نشين شد و علاقه ای به كسب خوش نامی برای خود نداشت . در 29 سپتامبر 1966 
در آسپن كلرادو درگذشت در حالی كه زندگی نامه ی ناتمامی از ايزادورا دونكان  و مجموعه ای منتشر نشده از 
.اشعارش  طی سال های 1940 ، از خود بر جای نهاد 
  Moreover, the Moon ---   
  Mina Loy

   Face of the skies
   preside
   over our wonder.


   Fluorescent
   truant of heaven
   draw us under.


   Silver, circular corpse
   your decease
   infects us with unendurable ease,


   touching nerve-terminals
   to thermal icicles


   Coercive as coma, frail as bloom
   innuendoes of your inverse dawn
   suffuse the self;
   our every corpuscle become an elf.

 ... افزون بر این ، ماه     

آسمان ها   
به شگفتی ما   	
می نگرد   

ملكوت گريز درخشان   
ما را   
به سيطره ی خود دارد   

مرگ ات   
ای كالبد پيچاپيچ نقره فام   
ما را به آسايشی تحمل ناپذير فرا می گيرد   

و پايانه های عصبی رقت بار را   
در يخ آويزه های گرم   

گريز ناپذير به سان اغماء ، غنچه وار شكننده   
اشاره های طليعه ی واژگونه ات   
وجودمان را به تمامی تسخير می كند   
همه ی گلبول هايمان ، جنّ  می شوند   
دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی