دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

شهرام بشرا
  شـهرام بشرا   
(Edward Estlin Cummings)ادوارد استلین کامینگز

E.E.Cummings

ادوارد استلین کامینگز در سال 1894 در کمبریج ماساچوست به دنیا آمد. در سال 1915 لیسانس و در 
سال 1916 فوق لیسانس هنر را از دانشگاه هاروارد گرفت. در جنگ جهانی اول در فرانسه راننده ی 
.آمبولانس بود ولی به دلیل اظهارات بی پرده ی ضد جنگ ، فرانسوی ها او را در یک اردوگاه زندانی کردند 
پس از جنگ در دو خانه اش یکی در منطقه ی روستایی کانکتیکات و دیگری روستای گرینویچ به زندگی 
.پرداخت و مرتب به پاریس هم می رفت 
کامینگز در آثارش تجربه ای ژرف از فرم، نقطه گذاری، هجی و گرامر دارد. او تکنیک ها و ساختارهای 
سنتی را رها می کند و ابزار بیان شعری بسیار شخصی خود را می آفریند. بعدها کار او غالبن  اینگونه نقد 
می شد که شیوه اش بیشتر به سوی سبک شخصی اش گرایش دارد تا تکامل بیشتر.با این وجود، او مردم 
پسندی گسترده ای را به ویژه بین خوانندگان جوان به دلیل سادگی زبان شعری اش، شیوه ی پر حس و 
حال و توجه به موضوعاتی مانند جنگ و سکس کسب کرد. در زمان مرگش در سال 1962 دومین شاعر
:پرخواننده در ایلات متحده بعد از رابرت فراست بود. آثار برگزیده ی او به شرح زیرند

Poetry Tulips and Chimneys (1923) XLI Poems (1925) & (1925) ViVa (1931) No Thanks (1935) Tom (1935) 1/20 (1936) Fifty Poems (1941) 1 x 1 (1944) Ninety-five Poems (1958) 73 Poems (1962) Complete Poems (1991) Letters The Enormous Room (1922) Eimi (1933)

in Just-

E.E.Cummings


in Just-
spring when the world is mud-
luscious the little
lame balloonman

whistles far and wee

and eddieandbill come 
running from marbles and 
piracies and it's 
spring 

when the world is puddle-wonderful

the queer 
old balloonman whistles
far and  wee
and bettyandisbel come dancing

from hop-scotch and jump-rope and

it's 
spring
and 
   the
goat-footed

balloonMan whistles
far
and 
wee

 -درگیر و دار  

-در گیر و دار   
-بهار   که دنیا گل آلوده   
دوست داشتنی ست کوتاه   
مرد لنگ بادکنک فروش   

سوت میزند   از دور   و کوچک   

و ادی و بیل می آیند   
دوان از تیله بازی و   
بازی دزدان دریایی و آنک   
بهار   

آن گاه که جهان کولاک آب چاله هاست   

ناخوش حال   
پیرمرد بادکنک فروش سوت می زند     
از دور   و   کوچک   
و بتی و ایزبل می آیند در رقص   

از ویسکی رازک و طناب بازی و   

آنک   
بهار   
و   
بز پای      
مرد بادکنک فروش   سوت می زند   
ازدور   
و   
کوچک   


دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی