دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

شهرام بشرا
  شـهرام بشرا   
VITEZSLAV NEZVAL
 ویتزلاو نز وال  
 Vitezslav Nezval   
او شاید پرکارترین نویسنده در طی سال های 1920 تا 1930 در پراگ بود . عضو اصلی گروه آوانگارد    
 نیروهای نه گانه ) و بنیان گذار طرح جنبش پوئتیست بود. کارهای او )Devetsilهنرمندان دوت سیل    
.دربرگیرنده ی چند مجموعه شعر، نمایشنامه ها و داستان های تجربی ، خاطرات، مقالات و ترجمه ها بود    
مدام به پاریس ToyenlوKarel Teige, Jindrich Styrskyبهترین اثر او، از دوره ی جنگ است . به همراه    
سفر می کردند و با سوررئالیست های فرانسوی به سخن می نشستند. با پی ریزی دوستی با آندره برتون و پل    
.آلوار در پایه ریزی گروه سوررئالیست چکسلواکی ( نخستین گروه از این دست در خارج فرانسه ) موثر بود    
.بودSurrealismusاو سردبیر مجله ی گروهی    
"از آثار او که اوج سورئالیسم چکسلواکی را در بر داشت " والری و هفته ی شگفتی هایش    
  بود که در سال 1935 نوشته شد اما تا 1945 به چاپ نرسید . این کتاب  Valerie and Her Week of Wonders    
.یک فانتزی اروتیک خارق العاده درباره ی بلوغ یک دختر جوان به مرحله ی زن شدن و اولین شب قاعدگی اوست    

  

    From: Edison 

    Life is but once and then there is dark night
    we are dying in the ruins of light
    like day-flies, like a flash of lightning 
    And now the sky beyond the trees is brightening
    electric wires tremble in the snow
    now promenades and corsos are aglow
    now our souls are viewed on the X-ray screen
    like ichthyosauri from the pliocene
    now the clock's hand is moving towards six
    now we go off together to the flicks
    now spectral shades of gamblers and of witches
    are put to flight by our electric switches
    and now applause and cheers ring through the house
    and Thomas Edison now takes his bows 

    The party's over now your soul is dark
    the guests have left and you are back at work
    Look at those inventors and at their resources
    yet the stars have not deviated from their courses
    look at all those people living quietly
    no this isn't work nor even energy
    this is adventure as on the high seas
    locking oneself in one's laboratories
    look at all those people living quietly
    no this isn't work it's poetry
    It's intention and a bit of accident
    to become one's country's president
    to become a poet who's outstripped you all
    to become a songbird holding you in thrall
    to be always lucky at roulette
    to be the discoverer of a new planet 
    A thousand apples have dropped in profusion
    but only Newton drew the right conclusion
    A thousand people have had epileptic seizures
    Saint Paul alone had his converting vision
    A thousand nameless deaf have sought a haven
    but only one of them was Beethoven
    A thousand madmen have considered ways
    but only Nero could set Rome ablaze
    A thousand inventions come to us each season
    but only one of them was that of Edison 
  


اثری از : ادیسون    

زندگی جاری ست و اما ناگاه در دیگر سو شب تیره     
در ویرانه های نور، نابود می شویم    
مانند روز - پروازان ، مانند درخشش صاعقه    

و اینک آسمان، آن سوی درختان می درخشد    
سیم های برق در برف می لرزند    
اینک پایکوبی ها و جشن  بالا گرفته اند    
اینک روح های ما بر پرده ی اشعه ی ایکس وارسی می شوند    
مانند بیمار فلس- پوست دوره ی پلیوسن    
اینک عقربه ی ساعت به سوی شش می لغزد    
اینک همه با هم ناگهان به سینما می رویم    
اینک شبح های طیفی قماربازان و جادوگران    
با کلیدهای الکتریکی ما به پرواز واداشته می شوند    
و اینک هلهله ها  و کف زدن ها در خانه طنین می افکند    
و تامس ادیسون کمان هایش را برمی دارد    

اینک مهمانی پایان یافته و روح ات محزون است    
مهمانان رفته اند و  به کارت باز می گردی    
به آن مخترعان نگاه کن و  تدبیرهایشان    
هنوز ستارگان از مسیرهاشان منحرف نگشته اند    
به همه ی آن مردمانی نگاه کن که به آرامی زندگی می کنند    
نه، این کار مکانیکی یا حتا انرژی نیست    
این  تقدیری ست در ستارگان دور    
که یکی را اسیر تجربه های دیگری می سازد    
به همه ی آن مردمانی نگاه کن که به آرامی زندگی می کنند    
نه، این کار مکانیکی نیست این شاعری ست    
این معناست و اندکی حادثه    
که پیشوای سرزمین کسی شوی    
که شاعری شوی، پیش تر از همه دیگران تو    
که آوای پرنده ای شوی که به بندگی نگه ات می دارد    
که همیشه در قمار بر شانس باشی    
که کاشف سیاره ای ناشناخته    

هزاران سیب به فراوانی فرو افتادند    
اما تنها نیوتن نتیجه ای درست گرفت    
هزاران از مردم حمله های صرع داشته اند    
تنها سن پل بصیرت به ایمان رسیدن  یافت    
هزاران ناشنوای گمنام پناهگاهی جسته اند    
اما تنها یکی از آنان بتهوون بود    
هزاران دیوانه به راه حل اندیشیدند    
اما تنها نرون رم را به آتش کشید    
هزاران اختراع هر دوره به سوی ما آمدند    
.اما تنها یکی از آنها از ادیسون بود   

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی