دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

شهرام بشرا
  شـهرام بشرا   
E.E. Cummings
 ادوارد استلین کامینگز  
 E.E. Cummings   

   Humanity i love you 

   Humanity i love you
   because you would rather black the boots of
   success than enquire whose soul dangles from his
   watch-chain which would be embarrassing for both

   parties and because you 
   unflinchingly applaud all
   songs containing the words country home and
   mother when sung at the old howard

   Humanity i love you because
   when you're hard up you pawn your
   intelligence to buy a drink and when
   you're flush pride keeps 

   you from the pawn shops and
   because you are continually committing
   nuisances but more
   especially in your own house

   Humanity i love you because you 
   are perpetually putting the secret of
   lifer in your pants and forgetting
   it's there and sitting down

   on it
   and because you are 
   forever making poems in the lap
   of death Humanity

   i hate you  


انسانیت دوست ات دارم   

انسانیت دوست ات دارم   
چون ترجیح می دهی چکمه های رستگاری را براق کنی   
تا این که در پی کسی باشی   
که روح اش از بند ساعت اش آویزان   
شرمسار هر دو ست   
و زیرا با پافشاری تمام ترانه ها را می ستایی   
که  واژه های زادگاه و مادر دارند   
آن گاه که برای هاوارد پیر به ترنم می آیند   
انسانیت دوست ات دارم   
زیرا آن گاه که به درد می رسی   
هوشیاری ات را به نوشیدن پیاله ای گرو می نهی   
و آن گاه که بیقرار هستی   
غرور از حجره های گرو – فروشی محفوظ ات می دارد   
و چون همیشه بلا می سازی   
مخصوصن در سرزمین خودت   
انسانیت دوست ات می دارم   
زیرا که راز محکوم ابد را هماره در زیر – جامه ات می گذاری   
و از یاد می بری ش و بر آن می خوابی   
دوست ات دارم چون   
در آغوش مرگ   
هماره شعرها می سرایی   
انسانیت   

از تو بیزارم  

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی