دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

شهرام بشرا
  شـهرام بشرا   
William Carlos Williams

(William Carlos Williams)ویلیام کارلوس ویلیامز


ویلیام کارلوس ویلیامز در سال 1885 در رادرفورد نیوجرسی پای به جهان گذارد.وقتی
دانش آموز دبیرستان هوریس مان بود، سرودن شعر را آغاز کرد ودر همان زمان تصمیم
گرفت یک نویسنده و نیزیک دکتر شود.او پزشکی عمومی خود رااز دانشگاه پنسیلوانیا
دریافت داشت و همان جا "ازرا پوند"را دید و بااو دوست شد.پوند  برنوشته های ویلیامز
  را برایThe Temperتاثیربه سزایی نهاد و در 1913 چاپ دومین مجموعه ی ویلیامز
انتشارات لندن فراهم کرد.با بازگشت به رادرفورد،به حرفه ی پزشکی خود برای تمام
،عمرپرداخت،ویلیامز در مجلات کوچک کارهایش را چاپ می کردو به عنوان شاعر
داستان نویس،مقاله نویس و نمایشنامه نویس،حرفه ی پرکاری را آغاز کرد.پس از پوند،او یکی از عمده
شاعران جنبش ایماژیست (تصویرگرایی )بود،گرچه با گذشت زمان،او بیشتر و بیشتر با ارزش های آثار پوند
و نیزالیوت که به نظراوزیادی به فرهنگ و سنت های اروپایی چسبیده بود،مخالفت کرد.با پیگیری تجربه ی
تکنیک های نوین وزن و خط-نوشتار،ویلیامز به جستجوی شعر-آفرینه ای امریکایی ،که کاملن نو و تکینه بود
برآمد.موضوع و دستمایه ی این شعرها مشکلات روزمره ی زندگی و گذران مردم عادی بود.نفوذ او به عنوان
یک شاعر تدریجا در طی سال های  1920و 1930 گسترش یافت ولی احساس می کرد که تحت الشعاع
الیوت قرار گرفته است.بااین حال آثار او در سال های حدود1950The Waste Landعامه پسندی شدید کتاب
تا1960از سوی شاعران جوان تر مورد توجه روز افزونی قرار گرفت،مثلا آلن گینزبرگ و بیتس مجذوب راحتی
دریافت زبان شعری اوو صراحت او به عنوان یک پیش کسوت قرارگرفتند.سلامتی ویلیامز پس ازحمله ی
قلبی و چند سکته در سال 1948 رو به افول رفت،اما به نوشتن تا زمان مرگ در سال 1963 در نیوجرسی
:ادامه داد.آثار عمده ی او به شرح زیرند

1920 Kora in Hell 1923 Spring and All 1962 Pictures from Brueghel and Other Poem 1963,1992 Paterson (اثر حماسی پنج جلدی) 1970 Imagination

Danse Russe

William Carlos Williams


If when my wife is sleeping
and the baby and Kathleen
are sleeping
and the sun is a flame-white disc
in silken mists
above shining trees,-
if I in my north room
dance naked, grotesquely
before my mirror
waving my shirt round my head
and singing softly to myself:
"I am lonely, lonely,
I was born to be lonely,
I am best so!"
If I admire my arms, my face,
my shoulders, flanks, buttocks
against the yellow drawn shades,-

Who shall say I am not
the happy genius of my household?

 رقص روسی   

اگر آن گاه که همسرم در خواب است   
،و کودک ام و کاتلین   
و خورشید ، قرصی ست سپید-شعله   
در مه آلوده های ابریشمین   
-,بر فراز درختان درخشان   
اگر من در اتاق شمالی ام   
به رقص ، عریان ، با سبکسری   
مقابل سایه ام   
با چرخاندن پیراهن ام بالای سرم   
:و به آواز با نرمی با خودم   
، من تنهایم ، تنها "   
، من زاده شدم برای تنها بودن   
" !پس ، من بهترین  ام   
، اگر ستایش کنم ، بازوان ام ،  چهره ام   
شانه ها ،  کمرگاه ،  سرین هایم را   
-, برابر این سایه های  زرد افسرده   

کیست بگوید من   
روح نگهبان خانواده ام نیستم؟   

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی