دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

سایت ادبی دیگران ، ادبیات ایران و جهان
سایت ادبی دیگران ، شعر فارسی
سایت ادبی دیگران ، داستان
سایت ادبی دیگران ، ادبیات جهان
سایت ادبی دیگران ، نقد ادبی
سایت ادبی دیگران ،مقاله
سایت ادبی دیگران ، خبرهای ادبی
سایت ادبی دیگران ،ارسال اثر از شما
« سال های مهم زندگی لوركا »  

فه دریكو گارسیا لوركا(1) روز پنجم ژوئن 1898 در فوئنته باكوروس(2) در نزدیكی غرناطه 
. متولد شد . به خانواده ای مرفه ، آزادی طلب و تحصیل كرده كه اهل اندلس بودند تعلق داشت 
،لوركا بعدها می گفت : «سرتاسر دوران كودكی من ، روستایی بوده است : چوپان ها ، صحرا 
«.آسمان ، تنهایی 
لوركای خردسال از سلامت زیادی برخوردار نبود ، از حركات كسانی كه در اطراف خود می 
.دید تقلید می كرد ، با عروسك های خیمه شب بازی وقت می گذراند 

1909 
 افراد خانواده ی لوركا به طور قطع در غرناطه مستقر شدند. لوركا به طور دلخواه و از روی 
هوس تحصیلات متوسطه ی خود را دنبال كرد و در سال 1914 دوره ی دبیرستان را به پایان 
رساند ، برای ارضای خواسته ی پدر خود در رشته ی حقوق به تحصیل پرداخت و در زمینه ی 
.ادبیات و موسیقی نیز به كوشش پرداخت 

1916 
 لوركا به اتفاق چند تن از همشاگردی های خود اقدام به یك گردش هنری كرد. این گردش سبب 
شد كه لوركا با شهرهای آندلس آشنایی پیدا كند . در شهر بائه سا (3) بود كه با آنتونیو ماچادو 
.شاعر و نویسنده ی بزرگ زمان كه در این شهر زبان فرانسه تدریس می كرد آشنا شد 

1917 
 خانواده ی لوركا او را از این كه در شهر پاریس به تحصیلات خود در زمینه ی موسیقی ادامه 
.دهد بازداشت . از این رو لوركا به ادبیات پرداخت 

1918 
 لوركا ، نخستین نمایشنامه های خود را «كتاب اشعار» به چاپ رساند. «تأثیرات و مناظر» را 
.كه تحت تأثیر «سفر هنری» وی به وجود آمده بود در غرناطه چاپ کرد 

1919 
 لوركا بنا به نصایح فرناندو ده لوس ریوس (4) تئوریسین بزرگ سوسیالیسم و استاد حقوق 
سیاسی در دانشكده غرناطه كه دوست و حامی لوركا شد ، در اقامتگاه دانشجویان مادرید مستقر 
شد . این مركز برای قبول اندیشه های نو، محیطی مناسب بود . در این محیط بود كه لوركا با 
بزرگانی چون بونوئل ، دالی ، خورخه گی ین، رافائل آلبرتی، و پدرو سالیناس آشنا شد . از 
همان هنگام روحیه ی لوركا، هنر او در سرودن شعر، قریحه ی او در نواختن پیانو خیره كننده 
.بود 

1920 
. یكی از نمایشنامه های او با شكست مواجه شد و فقط یك شب نمایش داده شد 

1921 
.كتاب اشعار» او انتشار یافت . در این دفتر «باغ دختران سبزه» نیز گنجانده شده بود» 

1923 
ماریانا پینه وار ، زن مشهور جمهوری خواه به لوركا الهام بخشید كه درامی را كه نام این زن را 
.به خود گرفته بیافریند 

1924 
.ترانه ها» را به پایان رساند و شروع به سرودن «مجموعه اشعار كولی» كرد» 

1925 
.سومین روایت «ماریانا پینه وا» را كه امروزه در دست است به پایان رساند 

1926 
 سرودن اشعار «كوبیست» متعددی چون « غزل برای سالوادو دالی » و «پری دریایی و گمر 
گچی» را آغاز كرد . در ماه فوریه ی همان سال كنفرانسی درباره ی «گونگورا» در غرناطه 
.ایراد كرد 

1927 
. در ماه مه «ترانه ها» را به چاپ رساند. در بیست و چهارم ژوئن ماریانا وا به روی صحنه آمد 

1928 
در ماه مارس مجله ی «خالو» (خروس) كه مدیریت آن با لوركا بود با سروصدای فراوان انتشار 
. یافت . دالی نیز یكی از همكاران این مجله به شمار می آمد 
در ماه ژوئیه نخستین مجموعه اشعار كولی با موفقیت مواجه شد . در ماه اكتبر همان سال لوركا 
در غرناطه كنفرانسی تحت عنوان «تخیل، الهام و گریز» ایراد كرد .چند ماه بعد نیز در مادرید 
كنفرانسی درباره «لالایی ها» ترتیب داد . در پانزدهم دسامبر ضمن مصاحبه ای اعلام داشت كه 
.عشق های دون پرلیمپلن» (5) به پایان رسیده است» 

1929 
 لوركا بر آن شد كه همراه استاد سابق خود لوس ریوس به نیویورك برود. وی در این سفر به 
.عنوان دانشجو در «كولومبیا نیورسیتی» مستقر شد و با هارلم آشنایی پیدا كرد 

1930 
. سفری به كوبا كرد و كنفرانسی ترتیب داد و سپس به اسپانیا باز گشت 

1931 
« روز چهارم آوریل جمهوری اسپانیا اعلام شد . در تابستان همان سال «بازی دون كریسوبال 
و «هنگامی كه پنج سال بگذرد » به پایان رسید . در ماه اكتبر همان سال لوركا طرح یك تئاتر 
.عامیانه و سیار را پیش كشید 

1932 
. لوركا در اسپانیا كنفرانسی هایی داد . در تابستان «عروسی خون» را نوشت 

1933 
 روز هشتم مارس عروسی خون به شكل پیروزمندانه ای به روی صحنه آمد در همان اسل این 
نمایشنامه در بوئنوس آیرس باچنان موفقیتی روبه رو شد كه لوركا تصمیم گرفت شخصن به آن 
.جا برود. این سفر از اكتبر 1933 تا مارس 1934 طول كشید 

1934 
در بازگشت از این سفر لوركا افق سیاست را تیره و تار یافت .در ژوئیه همان سال لوركا 
یرما» را نوشت . در ماه نوامبر «مرثیه برای ایگناسیو سانچس مخیاس » را آفرید و در پایان» 
.دسامبر «یرما» را به روی صحنه آورد 

1935 
 در ماه ژوئن «دوینا روسینا» به پایان رسید. در سپتامبر تا دسامبر «عروسی خون»، «یرما» و 
دونیا روسیتا» به نحو پیروزمندانه ای نمایش داده شد . خود لوركا نیز كنفرانس هایی داد و»  
.اشعاری خواند 

1936 
 لوركا در ضمن یك مصاحبه اعلام داشت كه قصد دارد در تأثر مسائل اجتماعی را با دیدی 
.سوسیالیستی عرضه كند . در ماه ژوئن تمرین «هنگامی كه پنج سال بگذرد» را رهبری كرد 
در نوزدهم ژوئن «خانه ی برناردا آلبا» را به پایان رساند. درست دوماه بعد ، در ناحیه ی 
غرناطه ، بین «ویسنار» و «آلفاكار» هنگامی كه سپیده سر می زد، افراد فرانكو لوركا را 
.تیرباران كردند 

« قصیده ی گریه ها »

در مهتابی ام را بسته ام 
. زیرا نمی خواهم صدای گریه ها را بشنوم 
ولی از پس دیوارهای خاكستری 
. تنها صدای گریه ها شنیده می شود 

فرشتگان كمی هستند كه می خوانند 
سگ های كمی هستند كه پارس می كنند 
.هزار ویولن در كف دست ام جای دارد 

ولی گریه ها سگی بزرگ اند 
گریه ها فرشته ای بزرگ اند 
.گریه ها ویولنی بزرگ اند 
اشك ها دهان باردار می بندد ؛ 
. و چیزی به جز صدای گریه ها شنیده نمی شود 

« قصیده ی زن خفته » 

،تو را برهنه دیدن 
،به خاطر آوردن زمین است 
زمین صاف و بكراسبان ؛ 
زمین بی هیچ جگن ؛ 
شكل بی عیب ؛ 
:زمین بسته به روی آینده 
. ثغور نقره 

،تو را برهنه دیدن 
پی بردن به اضطراب باران جویای ساقه ی شكننده است ؛ 
، تب دریای گسترده چهر است 
. بی یافتن درخشش گونه اش 

خون در میان بسترها طنین خواهد افكند؛ 
 و فلز صاعقه آسا به دست گرفته خواهد آمد؛ 
. اما تو نخواهی دانست كه قلب وزغ با بنفشه كجا پنهان می شوند 

،بطن تو 
،نبرد ریشه ها است 
 لب های تو سپیده دمی بی كناره ؛ 
،زیر گل های نیم گرم بسترت 
.مردگان در انتظار نوبت خویش ناله سر می دهند 

(1) Federico Garcia lorca (2) Fuente Vaqueros (3) Baeza (4) Los Rios (5) Perlimpin
مرجع : سخن – دوره ی 21 – شماره ی 6 – دی 1350

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی