دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

زینب چوقادی
 زینب چوقادی  
   
شاعر    
زینب چوقادی    
متولد 1360 اصفهان    
دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی    
مجموعه ی شعر" سراب تشنه تر از من "  نشر شاهد    

گم بودگی    

ده دقيقه گذشته از تو    
شش بار صيحه می کشد گلويی تر    
در یاد    
از اشک    
من کجام ؟    
که اين طور در دست بادی که نمی وزد پريشان ام    
می وزم    می پاشم    له می شوم    
بوی ياس   باور کنيد بوی ياس لای اين حال خراب    
از حيات کدام همسايه می پيچدم    
 
بالا می آورم روی دست هام اين شعر را    
از بس که می پيچدم    
بالا    
هنوز هم خدايی هست    
که می تواند    
هنوز هم می تواند    
می آورم بالا که کجا هستم    
حتی توی آينه هم نه    
...لای اين کلمات که هرگز خوانده نخواهی شد    
می آورم بالا    
روی پل چندم ـ دفاع مقدس ـ    
اصفهان چقدر خالی است    
وقتی بی خبرم    
از من    
چيزی نمانده    
جز يک ليوان ديگر    
که بيايد بال    
می زنم    
که ببينم ات    
بال    
بی خيال ديگر چيزی نمانده تماشا کنی    
همه را سوزاندم برگ برگ    
تنها لباس هام هويت مرا تعيين می کنند    

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی