دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

سایت ادبی دیگران ، ادبیات ایران و جهان
سایت ادبی دیگران ، شعر فارسی
سایت ادبی دیگران ، داستان
سایت ادبی دیگران ، ادبیات جهان
سایت ادبی دیگران ، نقد ادبی
سایت ادبی دیگران ،مقاله
سایت ادبی دیگران ، خبرهای ادبی
سایت ادبی دیگران ،ارسال اثر از شما
سهیل پاشا زاده
 سهیل پاشا زاده    
شاعر     
متولد: بندر بوشهر     

 « پنچ انگشتی که مثل هم / تاب نمی خورد ند/ در بند ِ هر بند »     

          
                               ...............................................     
     
                  ( برداشت اول  ( ۱      
            
                                       دست به دست ام که نمی کند ؟ ؟      
                                                                            دست ات      
                                                                                      در      
                                                                                           دست ام      
 
                   ---------------------      
 
           ( برداشت دوم ( ۲      
              
                              دستگیرم نشد ؟ /  در دست ات      
                                                               دست ام ؟      
                                                                   دست ی ؟      
                                                                      دست ایم ؟      
                                                                                ایم؟؟؟ -      
                ----------------------      
 
          ( برداشت سوم ( ۳      
  
                                            دست بسته شد دلم      
                                                                  دست ام      
                                                                            در      
                                                                               دست ات      
          
              ----------------      
             
               ( برداشت چهارم ( ۴      
 
                          انگشت ِ اشاره ام      
                                                سرنوشت      
                                                                  نوشت      
                               دست ام      
                                                در      
                                                         دست ات      
                          
                     ------------      
      
            ( امn ) برداشت شصت ام      
 
 
                                        دست  ِ  من وُ تو نیست      
                                                                      دست ام       
                                                                                در      
                                                                                   دست ات             

سایت دیگران
      

ایستاده ام اینجا 
/  در مربعی که آسیب دیده است به درد ِ هندسی ی
                      یک متر / یک آپارتمان / یک برج
     و چند متر  ِ دنیا را / بی با تو
   به زیر بنای هوای نَفَسی که نَفْس ش بالا زده است / عق
             صهیونیسم کرده ام
       اینجا
                هوای انتظار
                      در مقررات ملی بی کسی
                    پنجره های دو جداره را حبس ابد کرده است
    و اعصاب باز شو ها
                   لولا زده اند
                               تا
                             به انتظار  ِ باز دوباره
                              باز | بسته شوند / به اعتصاب ِ جیر 
       که دیگر / جیر جیرک هم 
                                به طبقات ِ نایاب پریده است
    حالا من مانده ام
                                 با
                                     تن ِ صدای تو
      کنسروی که صندوق ِ صوتی ی همراهم را
                                                  شطرنجی می کند
      و دکل هایی که سکسی می شوند
های شبانه ی توsmsدر
  
     به جهنم / که هم ـ راهت | راه نمی دهد و ُ
           هم مشترکی که / در دسترس ِ هر جایی ست
        اصلن من امشب
                  از همین چند متر  ِ دنیا
                                          تمام دنیا را
ماهواره امsxxxبه رمزِ
                                                باز می کنم

سایت دیگران
: سکانس اول بی پرده | ... در گوشی ----------------------------------- خروس ِ + ک خروسی که تولید + مثل اش خروسک ِ بی گنده است و محصول ِ ساعت دیجیتال و این تخم مرغ ِ دو زرده امان از آزمایشگاه و گاه و زایشگاه و ژنتیک بریده است ی هیچ در پیچDNA که در بازی ی مار و پیچ و پله و طاس ِ البته | شش شانس و شش وجهه ی شش نقطه سر از خروس ِ هندی در زده است و لاری این لا نه ی پر کب کب و دب دبه و | امروز پشم و پر ریخته کک هم سراغش نمی گزد حالا ماهی تابه ی نچسب ایزو هم که داشته باشد « در مرغ همسایه که غاز است » خوب می چسبد و تا زنم که خانه نیست شارژ تلفن ِ همراهم مدام چشمک می زند ---------------------- : سکانس دوم پشت ِ پرده | .... نه در ِ گوشی خروس ِ + ک خروسی که تولید + مثلش [ام حاج آقا در صیغه ی چندمک ِ صرف ِ عبادتn بعلاوه ی زن ِ ] خروسک ِ بی گنده است و محصول ِ ساعت دیجیتال [ ( ک ) ی دسته بلند محصول جدید ِ ایران خودکار | دهه ی چل چلی مبارک ] و این تخم مرغ ِ دو زرده امان از آزمایشگاه و گاه و زایشگاه و ژنتیک بریده است [ سزارین اختیاری بیمه نمی پذیرد ] ی هیچ در پیچDNA که در بازی ی مار و پیچ و پله و طاس ِ البته | شش شانس و شش وجهه ی شش نقطه [ هیس ، هیس تقلب که صدا ندارد / تنها صداست که می ماند ] سر از خروس ِ هندی در زده است [ توجه ! توجه ! آیفون تصویرست / حجاب را رعایت کنید ] و لاری این لا نه ی پر کب کب و دب دبه و | امروز پشم و پر ریخته کک هم سراغش نمی گزد [ بمب اتم که رقص هندی ندارد / لیزر سلاح هم که باشد / کک و مک را درمان است ] حالا ماهی تابه ی نچسب ایزو هم که داشته باشد « در مرغ همسایه که غاز است » خوب می چسبد [ قلاب که به ماهی می رسد / حسرت مرغ را به ماهی تا به کجا می برد؟ ] و تا زنم که خانه نیست [ زنبیل فقط در خرید خوب همراه است ] شارژ تلفن ِ همراهم
سایت دیگران
خط کشی های خیابان بوی واکس می دهند / در عرض ( گاو مش حسن به گاو میش ارتقا یافت | وقتی حاجی شد و چرم صادر کرد ) و طولی نمی کشد / عرض کنم خط من خط تو آخر خیابان نقطه می شوند / گریز از مرکز ( امان از فیزیک / تکش به تن ِ ورزشی و ادبیات هم | در زده است ) حالا من و تو کپی برابر اصل می کنیم / در عرض ( زیرا کسی نیست | اصل در اصل ) و به خط / خط به خط راه می شویم راه به راه (!)و خر را به راه می کنیم راه راه که هنوز هم گور نداشته ی خر است و فاتحه ی شب ِ جمعه | برقرار ( سنتی که هنوز دراز است و ( به آن جای خر مراجعه شود گور ِ خر با چاره راه راه ِ زندانی را جنگل بهانه کرده است ( هیس| حالا تو هنوز هم لاتین را به کفش اسپورت بشناس در مارک)

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی