دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

  سيد علی شفيعی 

شاعر     
surrealism
کف بزنید    


باز هم وقت غروب است، شما کف بزنید    
و زمان می رود از دست،  شما کف بزنید    

به خیابان که رسیدید کمی صبر کنید    
کوچه با کوچه که پیوست شما کف بزنید    

بعد از این خط کشی زرد و خیابان شلوغ    
ته یک کوچه ی بن بست شما کف بزنید    

نه که در همهمه ی سوت و صدا گم بشوید    
هنر این است که بی دست شما کف بزنید    

شعرهایی که نوشتیم فدای سرتان    
دستمان آبله هم بست شما کف بزنید    

پس این معرکه هر چند  ...ولش کن اما    
باز هم حوصله ای هست،  شما کف بزنید    

ما که از چهچهه ی چلچله لبریز شدیم    
نرم و آهسته و یکدست شما کف بزنید    


*    *    *                                 

می خورد گيج ماه سرگردان   
می زند سر به خانه ی باران   

ساعت ده ، دو قرص يك كپسول   
بعد از آن در تمام شب هذيان   

اين صدای بهشت ... امّا نه   
باز هم جنگ راديو تهران   

از تمام هوای اين دنيا   
صبح و شام و نهارمان نسيان   

باز هم بوی سيب و سير و بعد   
...تاول و خون و سرفه بعد از آن   

! نفر بعد خانم منشی "   
"اين يكی هم نمی شود درمان    

سر كوچه دو چشم ، يك لبخند   
عود و اسپند و حجله و قرآن   

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی