دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

  سمیرا کریمی  
   
شاعر     
"چاپ مجموعه شعر " دیگری ها     

زندگی ام دهان باز کرده     
دهانی در سرم جا مانده     
دهانی تمام ام را نفس کشيده     
زير ميزم دراز کشيدم     
قايم ام     
دهانی باز شده در زندگی ام     
از لای چشم هام همه چيزها می افتند     
همه چيزها در من شناورم     
به پشت پايين می رود اين سال هاست     
به پشت     
پايين     
زمينی برای بر خوردن نيست     
من هيچ شباهتی به خودم ندارم     
.هميشه جای ديگری به من تعارف شد     
جهان بيمارستان بزرگی ست     
که در تخت ديگری دراز بکشم     
من خودم را ياد نگرفته ام     
هنوز بلدم نيستم     
من هيچ شباهتی به     
هيچ کسی را ندارم     
تنهايی عميقی که تا کسی می خواهد تمام اش کند     
تنهاترش     
روزها مرا به صخره های خواب ها می کوبند     
تا می توانم سرم را در دست هايم بگيرم خوب ام     
تا می توانم .......خوب ام     

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی