مرتضا شاهین نیا شاعر |
![]() |
(الف لام میم (الم آدم لال می میرد در این امام زاده کلاغ ها با درخت هایش در فصل های معینی معجزه می کنند مادر : الله اکبر قسم که مو های تو را سبز می بافم والتین و الزیتون پل می زنم از بیت چشم هایت به تابوتی که راه افتاده است برادرم خلیل نیست مادر : الله اکبر (سجده) بچه ای از شکم مادر بی غسل راه افتاده است سمت کوفه با مهری که روی پیشانی اش الله اکبر نوشته است منم ابن ملجم مادر چاه های کوفه یتیم شدند قد قامت نخل گریه می کند در چاه الله اکبر مادر مادر پدرم خالی شد از نان و برنو اهواز روی پل سقوط کرد |