دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

منصوره اشرافی
  منصوره اشرافی   
شاعر     
"چاپ مجموعه شعر " خورشید من کجاست ؟     
   
...    

تمام تاریخ را دویده ام      
آفتاب من کجاست؟      
خورشید من کو؟      
.من خسته ام      

برده ای      
.تحسین شده ام      
!من زن ام      
کار خانه ی متحرک      
محصور زندانی به نام      
. خوشبختی      

خوش بختی من میان روزهای هفته      
تقسیم می شود      
.به تساوی      
و در آ مد و شد      
میان مکعب های همشکل      
(میان خانه و گور)      
. گم می شود      


خوشبختی من      
در از دحام ظر ف های کثیف      
در انبوه لباس های چرک      
در زادن و بزر گ کردن      
. گم می شود      

.من خسته ام      

ستایشی نمی خواهم      
در یاوه های شاعران مذکر      
.و نوشته های خاک اندود      
( الواح دور از دسترس)      


تمام تاریخ را دویدم      
با چشم ،اما کور      
با دهان ، اما گنگ      
با گوش ،اما کر      
،و آن ها      
به جای من      
 گفتند      
. و نوشتند      


.برده ای هستم      
که دوست ام دارند      
و مهربانند      
.آن گاه که رام تر باشم      

دوست ام دارند      
چرا که زیر حبابی نهادنم      
وگفتند      
!گلی      
شکننده و ترد      
مبادا      
.از شاخه ات بچینند      


دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی