دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

محیا اسلامی
  محیا اسلامی  
  
شاعر     

Modern Painting
بهار مستی   

سیزده ساعت تمام است كه   
،نشسته ام روی این لبه ی باریك پنجره   
_ آویزان میان زمین و هوا _   
و فكر می كنم به این همه غم و اندوهی كه   
!!!سه بهار است گریبان ام را می گیرد و نمی دانم چرا   
،سیزده ساعت   
،آویزان   
،روی لبه ی باریك پنجره   
...فكر كردم به این سه بهار آخر   
تا سرانجام فهمیدم   
به خاطر نبودن گربه ی فقیدم است و   
نیمه شبانی كه درین سه بهار آخر   
!!!بدون جیغ های مستانه اش سر كرده ام   



دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی