دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

سایت ادبی دیگران ، ادبیات ایران و جهان
سایت ادبی دیگران ، شعر فارسی
سایت ادبی دیگران ، داستان
سایت ادبی دیگران ، ادبیات جهان
سایت ادبی دیگران ، نقد ادبی
سایت ادبی دیگران ،مقاله
سایت ادبی دیگران ، خبرهای ادبی
سایت ادبی دیگران ،ارسال اثر از شما
  حسین مکی زاده  
   
شاعر/مترجم   

« Multiple Sclerosis (MS) »
MisS MakeS MindS MistakeS MesSy MeroliuSes MaSter of StamMered MaSturbator Marginal SporoMycoSis Mixed Suck in the Marriage of SperMophile SputuM Spurt Mild Spintext of Much SpuMe Stabat Mater MetapneuStic MiaSma MuSca MelancholiSt MaSculine MaSk of MegaScopic MelaniSm MaSsAcre MiS+ (…make any word with This Prefix + Human Nature!)
دیگران

« !سیاه متالیک »

بار می زنی غروب 
از تفت تا ته جاده ای به... هر کجا 
دیوار سخت و بلند زاگرس 
راه بسته می شود 
بهانه های کنار راه 
مهرزاد و چیپس ها و موسیقی هایت را 
مهرزاد و درختی گاهی چشمه ای هر دو تکراری 
باور نمی کند 
کاش این دنده ها بی نهایت بود 
چیزی عوض می شد 
شاید دری به فضازمان دیگری در سرعت 150 
...یا تصادفی تا تصادفن سر از 
...مهرزاد خوابیده اما 
تا آرام شوی 
.به راه بسته از آغاز 
دیگران



پاییز                  انار                 قیمت های شکسته 
کیست که به چیزی از مردگان نرسد 

قصاب بود؟ 
سبیل و چکمه ی آسین بالازده 
انگشتر فیروزه با پسر بزرگ 

لطیف تر بود سرمای گریزان صبح اگر 
میان باغی بودیم 
زرد و سرخ از آتش و انار و برگ ها 
سردرختی عزرائیل برده را 
سرود            قاری پیر گونی پوش        با صلوات 

جلاد بود؟ 
رقص لباس ریزان انار 
قیچی دویده بود در پیراهن 
دست ها چوب 

از آفتاب سرد به بخار ِ نعش ها پناه بردیم 
بیرون دو مرده ی ایستا بر قیمت انار ایستادند 
کیست که به چیزی از مرده ها نرسد؟ 
تنها مردگان چیزی را پنهان می کنند؟ 

در جنگ باکتری ها با تربت و پنبه در دهان 
بر چوب ها رفت صندوق چوبی انار 
فامیل ها به فارسی سره خندیدند 
به قیمت مقطوع 
تا تفت نفرین شده 
راه عبور گلنارها شود تا 
.مزار عمو
دیگران

« توصیه های ایمنی یک ثانیه پس از بحران »

در پتوها سونامی راه می اندازد؟ 
یا از جوی های پرلجن خیابان شورش می کند؟ 
شاید به لمس و ماچ راضی شود؟ 
یا همه بندها و سلول ها را خیس می کند؟ 
اه چه قدر سوال می کنی 
این دریاچه ها در پاچه ها نمی گنجد 
همه جا پخش موج 
از خودکار آبی این رودخانه تا اقیانوس ها 
نانوشته می آیند 
جر می دهند جین ها و زیپ ها را 
کشیده و ناکشیده 
.بلند و کشیده رو به باد می شاشند 
وقتی که مادگی ات مشغول هضم معادله طولانی عشق هایش بود- و مثل همیشه " 
 اشتباه کرد/گرفت!- این سطرها را نوشتم و همان وقت یک نفر گفت ای گیرا تو اگر 
"گیرنده گی ات درست کار می کرد مر ا دو دستی میگرفتی 
آه دوباره گرفت! کار از رانیتیدین و آلومینوم ام جی گذشته 
!یک نفر این شورای حل اختلاف مرا باز کند 
!یک نفر آنتی هموروئید برای چشم های یبس تو سفارش دهد 
خدا هم ظرفیت عشق بدهد لطفن 
تا دریاچه هایم را 
از ژرفنای تنگنای تو 
.آیِ تو بیرون کشم 
سایت دیگران

« برزخ »

"...و میان آن دو نفر فاصله ای هست که هرگز از آن نمی گذرند"
قرآن-الرحمن-20                                                                              

یک جاییش اشتباه شده است حتمن
که درست در وسط خواب
!Fatal Error بدون هیچ اخطار از نوع
لیلا مکتبی فرد بیاید با جبار باغچه بان با هم
یا تو بیایی و کاهنه ای از معبد عشتار با هم
یا آن کاهنه بیاید با جبار باغچه بان با هم (من در کجای جهان ایستاده ای؟
:یا... خلاصه بگویم
در یک زمان یک ترکیب دو تایی از چهار مورد مذکور بیاید
...اوه
 من آمار 2 را هزار بار گذرانده ام و مدیریت پروژه ها را اما نمیدانم این چند ترکیب حاصله"
بهینه اش چیست؟ هر چند مرجح است: 1-تو بیایی و خودم با هم یا 2-من بیایم و خودت
"!( باهم یا 3-هر دو با هم بیاییم با هم (گزینه صحیح

احمقا فردا که این لاطائلات خواند و انگشت حیرت از مقعد به دهان نبرد! (نگاه را عاقل اندر
( سفیه می کنی؟
!و گرنه همه می دانند حسین مکی زاده لازم نیست(متعدی است
در خوردن یا نخوردن چیزی افراط کرده باشد
تا ماحصل اسپرم پاشی مخ معیوب اش
آن هم در خواب
(تفسیر "بینهما برزخ لایبغیان" باشد (جغرافیای من کجاست؟
آری حتمن اشتباه شده است
نه ثقل سرد بود از غذای ظهر مانده و کیک و شامی که نخورده ام هنوز
نه زمان به هم ریخته خواب و بیداریم
که سال هاست خیال دستی بر شانه
تا به بیداری تکان ام دهد
.خواب ام ربوده است
Fatal Error
The System Can Not Load Your Request
Please Sleep Again

دیگران
« فانتزی برای تنهایی در شبکه »                                              

برای شنیدن این ترانه ها   
برای حضور در ملکوت چای صبحدم   
برای آغاز ساعتهای دندانه دار روز   
برای رفتن   
رفتن   
رفتن به باجه بانک حتی، برای پرداخت جریمه ها   

برای ترک این سیگار   
و عاد تهای دوست داشتنی ام   
برای افتادن   
برای دوباره افتادن   
برای هر دوباره که تقدیر می شود بر ما   
برای ثانیه های چرمی شب   
برای به روز رسانی این شب های کهنه   
با تکرار ستاره های خسته و سرد   

برای تنها گذاشتن زنی در بستر   
برای لبخند مهرزاد و ترانه شنیدن هاش و آرزوهای شبانه اش   
(هی مهرزاد! این شعر رو برای تو گفته بودم یادته. با هم بخونیمش دوباره)   

برای خبرهای کهنه خبرهای نو   
قتل ها اعدام ها حمله ها و زندان ها   
برای اتاق خالی، اتاق های پر   

برای تو   
(Please Report Broken Links)   
   
....برای   
....پوه   
   
All of your friends are now offline   

Congratulation   
You are Alone now   
As God   
And it’s FREEEEEEE !!!   
سایت دیگران

« تشخیص افتراقی جاودانگی و خواب های مورفینی »  

چقدر سریع می گذرند این لامپ های مهتابی   
باید از این فرشته های دستپاچه بپرسم   
کدام ایستگاه است این ؟   

سوت زنان سر می رسد   
صبور   
قطار پرآتش درد با واگنهای بی تسکینش   
من و تو ایم در ایستگاه   
با مرگ   
، که هرگز سوار نمی شود   

دستی تکان میدهد و   
به تشخیص جاودانگی   
در پرونده مان   
.می خندد   

سایت دیگران
« عاشقانه »                                         
                                                         
این عاشقانه ای است برای تو                                           
واقعن         جدا           مجازا         جدا                                      
قانونن                          جدا                                           
این پنجره را ببند                                                     	
[*]                                                               

دستی برای پر کردن        فا                                           
صله                                                                                 
ها                                                                                 

دستی برای ترسیم لانه کبوترها                                           
دستی برای تایپ کردن زیباترین حرف ها                                           
(این فونت کار خودمه  به قشنگی عشق)                                          

طرحی از حروف اسم تو بر دیوار روبرو                                           
و نه تصویر چهره گرم تو                                                     
این پنجره را نبند خواهش می کنم                                              

چرا می گریزند تصاویر من ازتو؟                                                 
می روند در عمق رویاها؟                                                     
(من هر وقت آرزو کردم خوابت رو ببینم. دیدم . عجیبه نه؟)                             
                      

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی