دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

  فرامرز سه دهی  
  
شاعر    
:دارای مجموعه شعرهای زیر    
باران بود همه ی لیلی ها رفته بودند  "  نشر ایلیا   1384  "    
خاتون بعد از من آدم ها را اینطوری می نویسند  "  نشر معیار   1378 "    
سر به شانه ام بگذار  "  نشر دارینوش   1376 "    
امسال هم نیامده رفتی  " نشر دارینوش   1375 "    

by :Van Gogh
" برمی گردم تو نسرین باش "     

برمی گردم تو نسرین بودی      
با تو تمام نیمکت های جهان را      
وینستون به وینستون      
چشم های تو قهوه ای بود را بوسیدم      
تو چه قدر خوبی را      
فراموش نمی کنم اصلن      
باد بود که این روزها آشفته ام      
چه می کنی تو کجای این خیابان را      
با من نیستی که      
ادکلن بوی تو می داد / و بعد      
شاعری را که تو دوست می داشتی      
دره ی پروانه ها را گشت      
کوچه به کوچه " شیرکو " را بی کس شد و      
کفش های تو بودم پشت در ماند      
فراموش هم نمی کنم آیا      
این روزها تو را کم دارم      
و نان را که گرسنه ام هنوز      
برگردی تو نسرین می چینیم      
با هم      


دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی