دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

سایت ادبی دیگران ، ادبیات ایران و جهان
سایت ادبی دیگران ، شعر فارسی
سایت ادبی دیگران ، داستان
سایت ادبی دیگران ، ادبیات جهان
سایت ادبی دیگران ، نقد ادبی
سایت ادبی دیگران ،مقاله
سایت ادبی دیگران ، خبرهای ادبی
سایت ادبی دیگران ،ارسال اثر از شما
 علیرضا نوری    
    

     

از تو هم ممنون 
این همه سال 
عزای همه را نگه داشتی 
می توانستی زنبور باشی 
تا سوره ای به نام ات کنند 
می توانستی رودخانه باشی 
و تا زانوی دختران بالغ بالا بیایی 
چه قدر شبیه جاده ها شده ای کلاغ جان 
هر جای ات انگشت می گذاریم 
پای کسی در میان است 
دارند در می زنند 
شاید مریم باشد 
پشیمان از این که سوره ای به نام اش شده است 
شاید خودت باشی 
به شکل سربازی عاشق 
که فرار کرده است 
کمی صبر کن هوا تاریک شود 
لای پنجره را باز می گذارم بیایی 
با هم یاد کنیم 
از درخت هایی که در جهنم می رویند 
از رود شرابی که بهشت را به گند کشیده است 
از سربازی که گل ها را به اسم کوچک صدا می زند 
بلند شو 
دارند دنبال ات می گردند 
می خواهند زخم های زمین را 
از چشم تو ببینند 
سایت ادبی دیگران
     

زیباتر از چشم روسپی ها 
خیابان های همدان است 
که همیشه آن را 
با توالت های عمومی اشتباهی گرفته ام 
همیشه جایی دارد 
که زیر سایه بایستی 
ببینی امام زاده عبدالله جواب نمی دهد         ندهد 
میدان را برعکس می چرخم 
روسپی ها چادرشان را برعکس می پوشند 
این را وقتی میدان را برعکس بچرخی می فهمی 
بچرخ 
بخند 
و اگر فرصت شد 
سری به توالت های عمومی شهر بزن 
:که روی دیوارش نوشته اند 
"لعنت به کسی که اینجا شعار بنویسد"                           
ولی می نویسند 
و تنها امام زاده عبدالله می داند 
چرا وقتی اذان می دهند 
به آنهایی که چادرشان را برعکس می پوشند 
ایمان می آورم 
سایت ادبی دیگران

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی