« مشکل ترجمه »
ماریو پی
ترجمه : ایرج پزشک نیا
هنر ترجمه کار هر کس نیست
-لوتر-
فهم گفته های آن کس که مترجم دو تن می شود از دریافتن سخنان خودشان دشوار تر است
- ر.ب شریدان -
شاید بتوان داستان برج بابل را بدان گونه که درکتاب مقدس آمده است کهنه ترین سندی به
.شمار آورد که آرزوی بشر را برای داشتن زبانی بین المللی در خود منعکس ساخته است
بنابراین داستان که به دیگر خیال پردازی های بشر بی مانند نیست پروردگار مهربان از در
بخشندگی و بنده نوازی روزگاری زبان بیگانه ای را به آدمی زادگان ارزانی داشت ولی بعد
.ها چون دید که از این یگانگی زبان به درستی بهره نمی برند این موهبت را از آنان پس گرفت
و چون بشر دریافت که کار گفتگوی او با همنوعان خویش مشوش شده است، به چاره جویی
برخاست و به فکر یافتن راه هایی افتاد تا مگر با خواست پروردگار به مقابله پردازد. از این
رو مترجمان و مدرسه های تعلیم زبان پدید آمدند . ولی کمی مدرسه ها و ضعف و ناتوانی
.مترجمان از همان آغاز همواره موضوع بحث و گفتگوشد
ایتالیایی ها ضرب المثلی دارند و می گویند مترجم خائن است. این که در این سخن تا چه پایه
حقیقت نهفته است مثال های زیر به روشن شدن موضوع کمک می کند . می گویند وصول
یادداشتی که از دولت فرانسه به وزارت امور خارجی آمریکا فرستاده شده بود اسباب تشویش
مقامات » وزارتخانه را فراهم کرد. در ابتدای این یادداشت کلمه ای بود که هم در زبان»
انگلیسی و هم در زبان فرانسوی وجود داشت با این تفاوت که انگلیسی ها به شکلی و
فرانسویان به صورت دیگری از آن استفاده می بردند. در زبان فرانسوی به معنی خواستن و
حتی تمنا کردن است. حال آن که در انگلیسی معنی « مطالبه » دارد و آن وقت مقامی که
یادداشت را خوانده بود بی توجه به معنی صحیح کلمه برآشفته بود و می گفت :« اصلن آن
ها چه حقی دارند که از ما مطالبه ای بکنند» . ولی به آن مقام تذکر داده شد که این عبارت
در زبان فرانسه به معنی « خواهش می کنیم » است. راستی که اگر این داستان راست باشد
باید گفت که گناه از مترجم نخستین است که با اشتباه خود نزدیک بود میان دو کشور اختلافی
.را موجب گردد
.پیش آمد brutalچندی پیش نیز در سازمان ملل اختلاف قابل ملاحظه ای بر سر شرح کلمه
ترجمه می کردند که با آن که ظاهرن بهbrutalزیرا ابتدا آن را به صورت تحت اللفظی
همان شکل واژه ی فرانسوی است ولی در این مورد جدی یا مجدانه معنا می داد، حال آن که
. ددمنشانه » ترجمه شده بود»
ترجمه ی کتبی و شفاهی نیازمند سلطه ی کامل مترجم برهر دو زبان است ، حال آن که
بسیاری از ما حتا بر یک زبان نیز مسلط نیستیم . کتاب های لغت نیز بسیار محدود است
زیرا هر واژه دارای برابرهای مختلفی در زبان دیگر است و بدین ترتیب استفاده ی درست
از کتاب لغت ، باز موکول به داشتن اطلاعات عمیق از هر دو زبان است که اگر چنین
.اطلاعات عمیقی واقعن فراهم باشد دیگر نیازی به کتاب لغت نخواهد بود
اطمینان به برابرهایی که در کتاب لغت آمده است ، ندانستن راه و رسم استفاده از این گونه
کتاب ها گاه گاه موجب رسوایی هایی می شود. یکی از معلمان زبان انگلیسی هنگام قرائت
برخورد کرد که از آن هیچ در نمی یافت. اما بعدCamel-Henانشای شاگردان با عبارت
از آن که مدتی به ذهن خود فشار آورد فهمید که محصل خواسته است بدین وسیله کلمه ی
مرغhen شتر وcamelشتر مرغ» را به انگلیسی ترجمه کند و از دو کلمه ی»
می گویند. ازاینOstrich استفاده کرده است . در حالی که شتر مرغ را انگلیسی زبانان
ها گذشته واژه های بسیاری در زبان های گوناگون جهان هست که برگرداندن شان به زبان
های دیگر ممکن نیست . در سازمان ملل بسیاری از این واژه ها شناخته شده است ومترجمان
زبر دست ، آن جا که هر یک بر دو زبان سلطه ی کامل دارند از یافتن واژه ه ای در یک
زبان که درست معنای واژه ی زبان دیگر را بدهد عاجز گشته اند . این گونه «واژه های
غیرقابل ترجمه» محدود به اصطلاحات سیاسی نیست. و یا با لغت های ساده ای که بر
گرداندن آن ها از زبانی دیگر محال به نظر می رسد بدیهی است که مترجمان کار خود را
متوقف نمی سازند و یا آفریدن واژه ای یا استفاده از کلمه هایی که مختصر وجه تشابهی با
معنی مورد نظر داشته باشند، مانع را ازمیان برمی دارند اما این واژه ها هرگز به اندازه ی
کلمه اصلی نمی تواند رسا و مؤثر باشد. ترجمه ی متن های فنی ، تجاری و ادبی ، از این ها
همه دشوارتر است زیرا هر رشته ای برای خود لغت ها و اصطلاح هایی دارد که مترجم
متن های آن باید علاوه بر تسلط به هر دو زبان از خود فن نیز آگاهی کاملی داشته باشد. در
کارهای تجاری نیز ترجمه با گرفتاری های زیادی به دست به گریبان است. مؤسسه ی کوکا
را به پنجاه زبانHave a cokeکولا عده ای از کارشناسان را دعوت کرد تا عبارت
ترجمه کنند و نتیجه ای که از این کار گرفت چندان رضایت بخش نبود ؛ آن چه به دست آمد
عبارت های تعارف آمیزی بود به زبان های گوناگون جهان . مشکلات مربوط به ترجمه بی
نهایت زیاد است و حدی نمی توان برای آن قایل شد . مثلن معلوم نیست اگر نویسنده ای
بخواهد عبارتی را از کتاب نویسنده ی دیگری که به زبانی غیر از زبان خود اوست نقل کند؛
آیا بهتر است که ترجمه ی آن عبارت را بیاورد یا خود آن را .منتقدی درباره ی کتاب
نویسنده ای می گوید : « او آن چه به نقل از دیگران آورده ، ترجمه کرده است و بدین ترتیب
خوانندگان نه بر مرتبه ی فضل او واقف می شوند و نه به کمی اطلاع خود از زبان های
بیگانه آگاه می گردند . اما در همین مورد بخصوص عقیده های متضاد و گوناگونی وجود
دارد. مشکل دیگر ترجمه عبارت های عامیانه است. ترجمه ی این گونه عبارت ها مزه و
شیرینی اصلی آن ها را از میان می برد . آیا باید به ترجمه ی معمولی اکتفا کرد یا به
جستجوی عبارت های عامیانه ی نظیر آن دست یازید . نیز هنوز معلوم نیست که اصولن
واژه های غیر قبل ترجمه تا چه میزان می توانند وارد زبان دیگری شوند. اسامی غذاها از
این جمله است. این نکته شنیدنی است که کسی مردد بود که آیا بدون در دست داشتن تصدیق
نامه ی زبان خارجی می توانند غذایی برای خوردن بیابد یا نه ؟
گوناگونی نحوه ی بیان مطالب خود مشکل بزرگی بر سر راه ترجمه است. مثلا استادی
قصد داشت که توجه شاگردانی را که در ته کلاس می نشینند به سوی خود جلب کند. ولی
عبارت ته کلاس را که ترجمه می کرد و به زبان دانشجویان بیان می داشت در نظر آنان
بسیار مضحک می نمود . چون آنان آن قسمت از کلاس را انتها یا عقب کلاس می نامیدند و
.عبارت ته کلاس برایشان در زیر کف اتاق معنی می داد
ترجمه ی فعل های معین یک زبان دیگر اگر بر اساس ترجمه ی تحت اللفظی صورت پذیرد
گرفتاری بزرگی است . در انگلیسی «به دیدار کسی رفتن» را با کلمه ی «پرداختن» بیان
می کنند در فرانسوی با کلمه ی «ساختن». در انگلیسی مردم گردش را «می گیرند» در
فرانسوی «می سازند» و در اسپانیایی آن را «می دهند» ؛ در زبان انگلیسی محصلین
امتحان «می گیرند» ،در ایتالیایی مانند فارسی امتحان «می دهند» ولی در فرانسوی و
«.اسپانیایی به ترتیب «زیر آن می روند» و «رنج آن را به خود هموار می دارند
ترجمه ی اصطلاح ها نیز در این میان جای خود را دارد. روس ها از یکدیگر می پرسند
چند تابستان را گذرانده اید؟ و انگلیسی ها همین مطلب را چنین بیان می کنند که چه قدر پیر
هستید؟ و همه ی آن ها منظورشان چیزی است که ما مانند اسپانیایی ها می گوییم چند سال
«دارید؟ شنیدن این عبارت انگلیسی ها برای ما بسیار خنده آور است که « کودکی دو سال پیر
« باشد. بلیت هواپیما را ما گاهی دوسره می خریم حال آن که بعضی ها آنرا « مدور
.خریداری می کنند و مردم این گونه بلیت ها را « بلیت رفت و برگشت» می نامند
شکل معین یک واژه ی لاتینی در زبان های اروپایی معنی های گوناگون می دهد؛ مثلن کلمه
که در انگلیسی به معنی «بزرگ» است در فرانسوی به معنی «پهن» به کار می large
در انگلیسی به معنی «هدیه» استGiftرود ، در اسپانیایی معنی آن «دراز» است. واژه
که چیز فوق العاده مطلوبی است ،حال آن که همین کلمه به همین صورت در آلمانی به معنی
سم و زهر» است که اندازه ی نامطلوبی آن بر همگان روشن است. از این پس عجیب تر »
است که در زبان مردم اسپانیا به معنی «خر» است ،حال آن که ایتالیایی ها آنBurroکلمه
را برای لفظ «کره» به کار می برند. اینک بنگرید حال مردی را که تخم مرغ و کره یا به
زبان خودمان نیمرو می خواست و پیشخدمت آرژانتینی در نهایت حیرت به هر وسیله ای
توسل می جست تا به او حالی کند که الاغ تخم نمی گذارد ! « مرسی » که در زبان فرانسه
نوعی تشکر به شمار می آید و در ایتالیا به معنی «بار» است و همین مسأله موجب شده بود
که یک مسافر آمریکایی من می گفت که ایتالیایی ها مردمی فوق العاده مؤدب هستند چون
.روی بیش تر کامیون ها کلمه ی «مرسی» به چشم می خورد
همان طور که گذشت این گرفتاری ها در سازمان ملل متحد از همه جا بیش تر پیش می آید
و ترجمه ی مطالب به پنج زبان رسمی این مرکز جهانی ، با چنان مشکلاتی مواجه می گردد
که گاه گاه ترجمه ی یک واژه جز با عبارت های دراز امکان ندارد. در کنفرانس معروف
سانفرانسیسکو شرکت کنندگان چینی ناگهان مجبور شدند که هزار واژه برای ترجمه ی
سخنان دیگران بیافرینند و همین اواخر بود که معلوم شد ترجمه ی « بمب اتمی » به چینی
!کار ساده ای نیست و سرانجام آنرا « گلوله ی اصل ماده » نام نهادند
توجه به جنبه های دیگر دشواری کار ترجمه نیز خالی از فایده نیست. در سازمان ملل
حساب شده است که برای ترجمه ی دو میلیون کلمه ای که در طول هفت هفته ی دو مجمع
عمومی ادا می شود ، به چند زبان رسمی سازمان نزدیک به صد میلیون برگ کاغذ مصرف
می گردد. نطق یک ساعتی نماینده ی مثلن انگلیس در سازمان ملل به زبان های دیگر
وقت می گیرد و باید 124 نفر روی آن(Man - Hour)نزدیک به چهارصد مرد – ساعت
کار کنند تا بتوان آن را برای همیشه همراه با ترجمه های روسی، فرانسوی، اسپانیایی و
چینی بایگانی کرد. دانشجویانی که در یکی از جلسات سازمان ملل شرکت کرده بودند عقیده
داشتند که مذاکرات به وضع تحمل ناپذیری با کندی پیش می رود و این بیش تر به واسطه ی
تاخیری است که در کار ترجمه پیش می آید و موجب می شود که نه تنها شرکت کنندگان
آن دچار کسالت شوند و حتا به خواب روند بلکه این حال به خود سخنران نیز دست دهد.
خانم روزولت زمانی گفته بود که کاش می شد در سازمان ملل فقط یک زبان را رسمی کرد
و ترتیبی داد که شرکت کنندگان در آن هم آن یک زبان را به خوبی بدانند. این اظهار خانم
روزولت هیچ تازگی ندارد و بارها و در مواقع مختلف دیگران نیز آرزوی وجود چنین زبانی
را کرده اند. زبانی که جنبه جهانی داشته باشد و مشکل ترجمه را از میان بردارد و نه تنها
مورد استفاده ی سیاستمداران قرار گیرد بلکه ارباب حرف و صناعات نیز از آن بهره بجویند
و جهانگردان و دانشجویان نیز آن را بدانند و به کار ببندند. راستی اگر چنین زبانی به وجود
آید دیگر همه مشکلاتی که هر کس به محض پا برون نهادن از کشور خویش با آن مواجه
.است ازمیان خواهد رفت
ولی آیا به راستی وجود چنین زبانی مشکل ترجمه ی را در عصر کنونی، که با وسایل
ارتباطی جدید، همه ی ملت ها خود را همسایه ی یکدیگر می دانند حل خواهند کرد؟ این
زبان چه زبانی باید باشد. یکی از زبان های ملی موجود یا زبانی ساختگی؟ در این مورد
پیش از آن که جوابی به پرسش خود بدهیم باید ببینیم که برای این منظور در گذشته چه
پیشنهادهایی شده و چه اقداماتی در زمینه های محدود و بین المللی به عمل آمده است ؟
مرجع : سخن – دوره ی 12 – شهریور 1340 – شماره ی 5
|