« اعتیاد، بازیگری و نبوغ شعری دیلن تامس »
فاینانشال تایمز – سپتامبر 1999
مترجم : ع . فرحبخش
زندگی و آثار هنری بیش تر شاعران، رابطه ای بسیار نزدیک با هم دارد از این رو نگارش
زندگی نامه ی آنان کاری بسیار دشوار است. در مورد دیلن تامس نیز وضع چنین است. در
مورد هویت حرفه ای مشکلی وجود ندارد اما شخصیت واقعی اش هرگز به درستی معرفی
نشده است . همه از قریحه شاعری او آگاه اند ولی کمتر کسی می داند که او علاوه بر
توانایی اش در نگارش بسیار جذاب، در بازیگری نیز استعداد سرشار داشت. بی تردید آثار
ادبی اش تا دنیا دنیاست از شهرتی فراگیر برخوردار خواهد بود. لیکن هنر او محدود به
.ادبیات نمی شد و در بازیگری هم نابغه بود
این مهارت های جنبی در خلق اثر جادویی در « زیر جنگل شیری » تاثیری عمیق داشت اما
او را به انحراف هم کشاند. البته در این میان باده گساری او هم بی تاثیر نبود. تامس به
سرعت آموخت که خود و دیگران را به ویژه برای پول بفریبد. استعداد بازیگری همیشه در
خدمت اش بود؛ طوری که گاهی تشخیص راست و دروغ او مشکل است. حتی اعتماد به
خصوصی ترین نامه هایش هم مبنی بر این که علت افراط اش در نوشیدن الکل، این بود که
Tدیگران از وی چنین انتظار داشتند ، کذب آمیز و متظاهرانه است. پیش بینی مرگی زودرس
همچون مرگ «کیتس» ژستی بیش نبود و ریشه در رشد فکری سریع و نامتناسب او با ذهن
مردی جوان داشت. بدیهی است که دیلن در لحظه ی مرگ، دوست نداشت بمیرد و یا قادر
نبود چگونگی مرگ فلاکت بارش را پیش بینی کند. جالب است بدانید مرگ او ربطی به باده
گساری نداشت، بلکه در اثر داروهایی بود که هنگام بیهوشی، در بیمارستان نیویورک به وی
.تزریق کرده بودند
.نباید تصور کرد که دیلن در زمان مرگ اش در سال 1953 نبوغ خود را از دست داده بود
در « زیر جنگل شیری» به تنهایی می تواند این باور را رد کند. اشعاری که در سال های
.آخر عمرش سرود، چندان پر شمار نبود لیکن هر یک از آن ها را می توان شاهکار دانست
از میان این اشعار واپسین می توان به « در خواب ییلاقی» ، « بر فراز تپه سن جان» و
بر زانوان دیو سفید» اشاره کرد. هرچه به سال های آخر عمر او نزدیک تر می شویم، بر »
زیبایی اشعارش افزوده می شود. در واقع بهترین راه خواندن مجموعه اشعار دیلن این است
که کتاب را از انتها شروع کنیم. چنان چه مجموعه اشعارش را به این ترتیب بخوانیم، به
اشتیاق بی پایان اش به زندگی پی می بریم. در آخرین اشعار اندوهبارش به عرفان خود
،جوشی که بیش تر به شاعری همنام و همعصر او، یعنی آر. اس تامس نسبت داده می شد
دست یافت. ارزش غنایی این آثار قابل مقایسه با اشعار مارول و بلیک است؛ هر چند که
عروض شعری او متفاوت اند. این اشعار رسیدن به چارچوبی را که بتواند زندگی و هنر
دیلن را در برگیرد، آسان می سازد؛ یعنی این واقعیت را که گرچه ظاهرن دیلن غرق فساد
بود، از معصومیتی دیرپا وماندنی برخوردار بود. اندرو سینکلر هم در اثر خود با عنوان
دیلن شاعر» به این نکته اشاره کرده است. با وجود این نمی توان این اثر را زندگی نامه ای »
کامل به حساب آورد. و در واقع حتی با وجود مطالعات گسترده تر پاول فریس هنوز
بیوگرافی جامعی درباره دیلن تامس نوشته نشده است. سینکلر با تکیه بر درایتی سطحی در
نگارش بیوگرافی دیلن از ارزش اثر خود کاست. نتیجه گیری های سبک و عجولانه زیادی
در شرح حال او دیده می شود. به عنوان مثال در جایی می نویسد : « عده زیادی از
نویسندگان مهارتی در بی بند و باری جنسی ندارند زیرا قبل از شروع دوستی می دانند که
رابطه شان چگونه پایان خواهد پذیرفت» و یا می گوید که« به قول پدر دیلن فقط کسانی که
!عرضه این کار را ندارند بچه دار می شوند». چه مزخرفاتی
.در هر حال سینکلر در شرح زندگی دیلن در لندن ابتدا در بوهمیا در فیتسرویا و بعد در بی
بی. سی و در کاخ گریت پورتلند به موفقیت هایی دست می یابد. دیلن پس از اولین آشنایی
اش با پملا هنسفورد جانسون در سال 1933 به مدت بیست سال در لندن زندگی کرد و در
این مدت دوشادوش تمام شاعران بزرگ و میان مایه به فعالیت پرداخت و از کمک های
دوستانش برخوردار شد و قرار دادهایی با ناشران منعقد کرد. بر خلاف عقیده ی برخی از
مفسران موشکاف ولزی، لندن دیلن را به نابودی نکشاند؛ زیرا در همین شهر بود که با
افرادی که برای تداوم نویسندگی حرفه ای اش به آن ها نیاز داشت آشنا شد، تکامل ذهنی لازم
بری نوشتن درباره ی ولز را کسب کرد و به ویژه در دوران جنگ به واسطه نگارش متن
های رادیویی، سینمایی و تلویزیونی از گمنامی که مورد علاقه اش بود، درآمد. سینکلر
گرایش مقطعی دیلن به سوررئالیسم را نیز به خوبی تفسیر می کند. او در متنی به یاد ماندنی
و در عین حال مضحک و هولناک می نویسد که چگونه دیلن در یکی از انجمن های
سوررئالیست ها در دام عشق دختری می افتد. این دختر که بعدها مشخص می شود زنی
هرزه بوده است ، دیلن را به بیماری سوزاک مبتلا می کند. در آن روزها هنوز پنی سیلین
شناخته نشده بود و به همین دلیل درمان سوزاک بسیار دردناک بود و مدت ها طول می
کشید. پس از این ماجرا دیلن دیگر هرگز به سراغ سوررئالیسم نرفت. اما مشکل سینکلر
هنگامی آغاز میشود که به ولزی بودن دیلن می پردازد باید گفت باور او مبنی بر این که دیلن
یک خنیاگر ولزی است جای بحث دارد. او ابتدا با تکیه بر « الهه ی سفید» رابرت گریوز
که برای هدف او نامناسب و نامعتبر است شعر کهن ولزی را تشریح می کند و سپس به شیوه
ای ضعیف، به بحث خود ادامه می دهد. اما ام.وین تامس در مجموعه مقالاتی تحت عنوان
فرهنگ های مشابه» به گونه ای جامع و تنها در هشت صفحه مفید و مختصر، ولزی بودن »
دیلن را مورد بحث قرار می دهد. این در حالی است که سینکلر مثنوی هفتاد من کاغذ می
نویسد، ولی آخرهم جان کلام را نمی گوید. تامس در مقاله ی خود به نقد و بررسی اثر
اتوبیوگرافی دیلن با عنوان « تصویر هنرمند به عنوان سگی جوان» می پردازد. سینکلر نیز
چنین کرد اما او زیبایی های بدیع این اثر را نادیده گرفت و بحث خود را با ذکر خاطرات
اش در ساختن فیلمی از « در زیر جنگل شیری» به پایان رساند. او این فیلم را در سال
1971 کارگردانی کرد، اما با وجود استفاده از هنرپیشه ای معروف این بار نیز در نشان
.دادن چهره واقعی دیلن تامس ناموفق ماند
مرجع : ترجمان هنر – شماره ی 2 – آبان / آذر 1378
|