دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

سایت ادبی دیگران ، ادبیات ایران و جهان
سایت ادبی دیگران ، شعر فارسی
سایت ادبی دیگران ، داستان
سایت ادبی دیگران ، ادبیات جهان
سایت ادبی دیگران ، نقد ادبی
سایت ادبی دیگران ،مقاله
سایت ادبی دیگران ، خبرهای ادبی
سایت ادبی دیگران ،ارسال اثر از شما
 برتراندراسل : فیلسوف ، منطقی ، سیاستمدار    
منوچهر بزرگمهر     


برتراند آرتور ویلیام راسل متولد سال 1872 میلادی که امسال مصادف با صدمین سال تولد او 
 است پسر ویکوفت امبرلی انگلیسی بود که او نیز پسر لردجان راسل سیاستمدار لیبرال 
معروف است . مادرش دختر لرد ستانلی آلدرلی بود . پدر تعمیدی او فیلسوف معروف انگلیسی 
جان استوارت میل است که با خانواده ی راسل دوستی داشته است . والدین راسل در زمان 
طفولیت او درگذشتند و کفالت او به خانم راسل مادربزرگ اش محول شد که زنی سخت گیر و 
مستبد بود . پس از این که مدتی به اصطلاح در خانه درس خواند ، در سال 1890 موفق به 
گذراندن امتحان ورودی دانشگاه کمبریج و اخذ کمک- تحصیل گردید . ابتدا به خواندن 
.ریاضیات مشغول شد و سپس به فلسفه اشتغال ورزید و در این رشته شاگر اول شد 

اولین کتاب او رساله مختصری است که در مدت اقامت در برلن راجع به دموکراسی اجتماعی 
آلمان نوشته است و پس از آن تا زمان مرگ اش در 1970 متجاوز از 70جلد کتاب اعم از 
فلسفی و سیاسی و اخلاقی و اجتماعی تالیف کرده است در جوانی وارد سیاست شد ولی موفق 
نگردید و به تدریس در کمبریج پرداخت که تا سال 1916 ادامه داشت . در این سال به واسطه 
ی مخالفت با جنگ ، زندانی گردید و دانشگاه او را از تدریس معاف کرد . در سال 1919 
مجددن به سیاست روی آورد و نامزد حزب کارگر شد ولی باز هم در انتخابات پیروزی 
حاصل نکرد و به آمریکا رفت و یک سلسله خطابه در آن جا ایراد کرد . در مدت جنگ دوم 
بیش تر در آمریکا به سر برد ولی به واسطه ی عقاید صریح و بی پرده اش درباره ی دین و 
اخلاق مجبور شد از تدریس دست بکشد و بالاخره در سال 1944 به انگلستان برگشت و 
دوباره در کمبریج به تدریس پرداخت و تا زمان بازنشستگی به همین کار مشغول بود از آن 
تاریخ تا زمان مرگ اش همواره به بحث و خطابه و ایراد نطق و مبارزه بر علیه جنگ و بمب 
.اتمی مشغول بود و آنی از آن غافل نگشت 

شاید هیچ فیلسوفی به قدر راسل در زمان حیات خود شهرت نیافته است و این بیش تر به سبب 
نوشته های غیرفلسفی او بوده تا تالیفات فلسفی اش . اشتغال او به سیاست و مسایل روزمره و 
جانبداری او از صلح و مخالفت او با جنگ به عنوان وسیله ی حل مشکلات بین دولت ها و 
عقاید و نظریات خاص او درباره ی اخلاق و تربیت جوانان وی را شخصیتی مورد جدال و 
مناقشه ساخته بود که طرفداران  و مخالفان پر حرارت داشت . راسل علیرغم تجربه ی تلخ دو 
جنگ بزرگ که در طول زندگی او روی داد تا آخر عمر به امکان صلح و بهبود حیات و 
سرنوشت بشری اعتقاد داشت و چنین می پنداشت که با عقل و تدبیر می توان بر مشکلات فایق 
.آمد و صلح کل را در عالم مستقر کرد 

به نظر او علم ، یگانه راه کشف مجهولات جهان است و خارج از علم فقط ریاضیات و منطق 
،حقیقت دارد و اگر قضیه ای نه جزو معلومات علمی باشد و نه بیان حقایق ریاضی و منطقی 
به کلی بی معنی است و حتی قضایای اخلاقی هم از نظر منطقی فقط بیان احساسات افراد 
.بشری است نه اخباری که دارای معنی غیر انشایی باشد 
شروع دوره ی زندگی فلسفی راسل از تاریخ تالیف کتاب معروف « اصول ریاضیات » است 
که به تبعیت آلفرد وایتهد فیلسوف مشهور دیگر انگلیسی آن را تالیف نموده در این کتاب راسل 
منطق قدیم را تعمیم بیشتری داده و مانند جبر و مقابله که تعمیم علم حساب است منطق قدیم را 
به صورت یک نظام شبیه ریاضی درآورده که با علایم مخصوص از قید لفظ و کلام آزاد 
گردیده است(1) . منظور راسل بیش تر این بود که بگوید اساس فلسفه ، منطق است و آن هم 
همین منطق شبه ریاضی ولی از آن زمان انتقادات عمیق فلسفه و منطقیان در صحت این نظر 
.خدشه وارد ساخته است 
راسل هیچ وقت در صدد استقرار یا تاسیس یک نظام جامع فلسفی نبوده است و به همین جهت 
بدون این که لطمه ای به اساس نظریات خود بزند ، جزییات آن را مکرر تغییر داده است تا به 
حدی که جمعی بر آن شده اند که اصلن عقیده ثابت و پابرجایی نداشته و عده ای معتقدند که 
.فلسفه ی او انعکاسی از اخلاق شخصی او است که متلون و تغییر پذیر بوده است 

راسل در جوانی متمایل به سوسیالیسم بود و بعد از جنگ اول به طرفداری از رژیم کمونیستی 
مسکو برخاست ولی بعد از سفری که به روسیه کرد تغییر عقیده داد و رژیم کمونیستی را 
محکوم ساخت . برعکس بعد از مسافرت اش به چین ، نسبت به تمدن قدیم آن سرزمین علاقه 
.شدیدی پیدا کرد 

بیان فلسفه ی راسل که مبتنی بر منطق و ریاضیات و علوم طبیعی است برای عامه ی مردم 
خالی از اشکال نیست و هر چند اسلوب نوشتن او بسیار سهل و روان است ولی بالاخره در 
خواندن کتاب های او خواننده عادی به نقطه ای می رسد که بدون آشنایی با منطق و ریاضیات 
فهم آن ها برای او غیر ممکن است شاید یکی از علل شهرت زیاد راسل در زمان حیات اش 
همین سبک تحریر او باشد که خواننده را گول می زند که با این که مطلب را نمی فهمد به 
.خواندن کتاب ادامه می دهد 

:فلسفه ی خاص راسل در سه کتاب مهم او خلاصه شده است که عبارتند از 
الف- « مسایل فلسفه » ب- « علم ما به عالم خارج » و پ- « تحلیل ذهن » و این هر سه کتاب 
را بنده به فارسی ترجمه کرده ام(2) . پس خلاصه ای از این سه کتاب در حقیقت ، خلاصه ی 
فلسفه راسل خواهد بود و خود او در آخرین کتاب فلسفی که قبل از مرگ نوشته ( موسوم به 
رشد فلسفی من » ) تلخیصی از فلسفه خویش آورده و ضمنن جواب بعضی ایرادها را که به او » 
.کرده اند داده است 

الف- مسایل فلسفه 
در کتاب « مسایل فلسفه » راسل به تقلید از دکارت ابتدا به شک مطلق می کند . اما شک او 
با شک دکارت فرق دارد زیرا وقتی دکارت می گفت « می اندیشم چنین هستم » متوجه نبود 
که ضمیر شخص اول در فعل می اندیشم مفروض قرار گرفته و لذا در حقیقت ، وجود نفس را 
ثابت نمی کند بلکه وجود اندیشه را به انفکاک از شخص اندیشمند ثابت می دارد . آن چه به 
قول راسل جزو بدیهیات انکار ناپذیر است وجود نفس و اندیشه نیست وجود   « بسایط حسیه 
» یا « داده های حس »(3) است زیرا هر چه را شک کنیم در این تردید نیست که احساس 
.رنگ و شکل و صوت و طعم و سختی و نرمی یعنی خلاصه ی کیفیات حسیه اولیه را داریم 
هم چنین است وجود کلیاتی از قبیل انواع و اجناس و نسبت ها که آن ها را هم مستقیمن ادراک 
می کنیم اما علم به اشیاء خارجی و عالم خارج چنین نیست زیرا آن ها را از روی بسایط حسیه 
، ترکیب و اعتبار عقلی می کنیم مثلن ترکیب شکل و رنگ و طعم و نرمی و شیرینی 
.مخصوصی را سیب نام می نهیم 

در باب نسب ، رای راسل برخلاف هگل و سپینوزا است . آن ها برای اثبات وحدت وجود و 
کل مطلق نسب را ذاتی امور می دانستند و می گفتند هر چیزی با تمام اشیای عالم دارای نسبت 
است و این نسبت جزء ذات او محسوب می شود و لذا اگر یک برگ از درختی بیافتد همه ی 
اشیای موجود در عالم از این سقوط متاثر می شوند . ولی راسل نسبت را خارجی و غیرذاتی 
می دانست و از این جهت قایل به « اصالت کثرت »(4) بود . جدال بین اصحاب اصالت 
کثرت و وحدت ، یادآور جدال متهور میان حکما و متکلمان اسلامی در باب وجود و ماهیت 
است زیرا قایلین به اصالت وجود ، عالم را دارای حقیقت مشترک واحدی می دانند ، اما قایلین 
.به اصالت ماهیت ، عالم را مجموعه ی از ماهیات کثیره ی مختلفه به شمار می آورند 

در باب قیاس و استقرا ، رای راسل از ستوارت میل معتدل تر است . میل برای استدلال قیاسی 
هیچ ارزشی قایل نبود و آن را فقط به منزله ی یادداشت ذهنی یی می دانست که برای تسهیل 
امور به کار می رود . ولی راسل می گوید بعضی قیاس ها مقید علم تازه هستند . در باب 
استقرا ، رای او به هیوم شبیه است که می گفت استقرا مقید علم قطعی به معنی ضرورت 
منطقی نیست ولی هر چه تجربه متمادی تر و فقد مورد خلاف قاعده استقرایی مشهودتر باشد 
.درجه ی اطلاق و تقریب قاعده به قطعیت کامل بیش تر خواهد شد 

ب- علم به عالم خارج  
در این کتاب راسل شک خود را درباره ی اشیا و اعیان عالم خارج توسعه می دهد و می گوید 
عالم ، عبارت است از مجموعه داده های حسی و چون این بسایط حسیه ، ناپایدار و آنی و غیر 
ثابت اند پس اشیای ثابت و جامد عالم خارج چیست ؟ جواب او این است که اشیای عالم خارج 
، یک ترکیب و اعتبار عقلی است از ظواهر و پدیدارهایی که داده های حس را در نظر 
اشخاص جلوه گر می سازد و این ظواهر به واسطه ی اختلاف اذهان مردم ، بالطبع با یکدیگر 
اختلاف خواهند داشت و اختلاف مزبور به سبب فرقی است که میان      « نظرگاه » اشخاص 
و افراد موجود است . از این رو از هر نظر گاهی جنبه ی دیگری از عالم هویداست و هیچ 
جنبه ی آن متعلق به یک ذهن خاص نیست و لذا « ایده آلیزم » یا اصالت معنی صحت ندارد و 
.عالم دارای یک حقیقت واقع یا بهتر بگوییم مجموعی از حقایق و واقعیات عینی و خارجی است 


این نظر به عالم را از نظرگاه خاص ، راسل « منظره » می نامد و نظام منظره های مختلف 
مجموعن کل عالم را تشکیل می دهد . دو نفر که نظرگاه یا منظرشان نزدیک به یکدیگر باشد 
.عوالم مشابهی را ادراک می کنند و این منظره بر حسب اختلاف نظرگاه تفاوت می کند 
تعریف راسل از عین ِ خارجی این است که « هر گاه شی یی در یک منظره واقع باشد کلیه 
اشیای مرتبطه ی با آن را در نظر بگیرید بر حسب مشابهت و در کلیه ی منظره ها ، این نظام 
کل واحد عبارت خواهد بود از یک عین خارجی » اما عینیت این شییی با عینیت خود داده 
های حس تفاوت دارد زیرا فقط یک ترکیب عقلی است مثل مفهوم انسانیت که متنوع از افراد 
.انسانی است ولی دارای وجود عینی نیست و باید آن را اعتباری دانست 
               
پ- تحلیل ذهن 
پس اکنون به مرحله ای رسیده ایم که وجود عالم خارج را نگه داشته ایم اما عین خارجی را به 
عنوان شییی اصیل رد کرده ایم و آن را اعتباری دانسته ایم . در کتاب تحلیل ذهن ، راسل فرق 
میان « احساس » و  «داده های حس » را نیز از میان برمی دارد و می خواهد عالم ذهن و 
ماده را با یکدیگر تلفیق نماید و به یک ماده و مایه ی مشترکی که عالم ذهن و عالم ماده جلوه 
.های مختلف آن باشند قایل گردد 

خلاصه ی بیان او در این باب این است که فطرت سلیم و عرف عامه ، عالمی را بر ما 
عرضه می دارد که دارای دو قسم وجود است : یکی ماده که معلوم به ذهن است و دیگر ذهن 
که به ماده علم حاصل می کند . سعی علما و فلاسفه ، در راه رفع این افتراق و ثنویت تا به 
حال مصروف به این بوده است که یکی را موول به دیگری سازند یعنی یا ماده را منکر شوند 
.و یا ذهن را حذف کنند 

علمای طبیعی بیش تر به تخفیف اهمیت ذهن و تحدید قلمرو آن پرداخته اند و برخی از آنان 
حتا ذهن را صورتی از ماده دانسته اند . فلاسفه به خلاف علماء با استفاده از دلایل مشهور 
فلسفه ی اصالت معنی ، ماده را منکر شده و آن را امری موهوم و مستقاد از تجارب نفسانی 
شمرده اند . اما تحولات اخیر در علوم طبیعی و روانشناسی پایه ی این نظریات و استدلالات 
مبتنی بر آن را متزلزل ساخته است . از طرفی فیزیک دیگر به اشیا و اعیان مادی نمی پردازد 
بلکه اشتغال آن به انحناهای یک اتصال چهار بعدی است که اعیان مادی همه منصرف و 
مسوول به آن می شوند و از طرف دیگر جنبه ی ذهنی و روانی تحت تاثیر مکتب « رفتار 
ظاهر »(5) تخفیف یافته است . بنا به رای اهل مکتب ، « رفتار ظاهر » مجموع معلومات ما 
از شخص انسانی ، محدود به مشاهداتی است که از اطوار ظاهر او حاصل می کنیم زیرا ذهن 
یک فرد نمی تواند مورد مشاهده ی مستقیم ذهن افراد دیگر قرار گیرد و هر چند وجود آن را 
.شاید نتوان انکار کرد اما خود آن امری مستفاد از رفتار و اطوار ظاهر و مشهود است 

راسل سعی کرده است با استفاده از این دو مقدمه به جای این که وحدت ذهن و ماده را بر 
حسب تاویل و تبدیل یکی به آن دیگری انجام دهد به وسیله ی فرض حقیقت ثالثی که منشاء 
.مشترک آن ها و مقوم واقعی عالم وجود است میسر سازد 

چنان که گفتیم شهرت راسل بیش تر به واسطه ی رسالات و کتاب های مختصری است که 
درباره ی امور غیرفلسفی و فنی نگاشته است . اکنون برای این که طرز فکر دینی و اخلاقی 
او کاملن آشکار شود قسمتی از کتاب او موسوم به « عبادت مرد آزاده » را نقل می کنم و به 
.این مقاله خاتمه می دهم 

 که انسان محصول عللی است که هیچ نوع پیش بینی غرض و غایتی در آن ها نبوده و ...» 
منشا و رشد و امیدها و آرزوها و ترس ها و محبت ها و معتقدات او همگی حاصل ترکیبات 
تصادفی ذره ها است . که هیچ آتش حرارت و شوقی و هیچ قهرمانی و فداکاری و هیچ عمق و 
.شدت فکری و احساسی نمی تواند حیات فردی انسان را در ماورای مرگ ابقا نماید 
که تمامی مساعی قرون و ادوار و همه ی اخلاص و وفاداری ها و کلیه ی اتهامات و جمیع 
جلوه های نورانی نبوغ انسانی در مرگ عظیم منظومه ی شمسی محکوم به فنا است و این 
معبد عظیم آثار و کارهای بشری بالاخره در زیر خرابه های عالمی که منهدم خواهد شد مدفون 
خواهد شد و گر چه هیچ یک از این اظهارات قطعی نیست ولیکن به قدری نزدیک به یقین 
است که هیچ فلسفه ای که آن ها را مردود شمارد قادر نخواهد بود دوام یابد و فقط در 
چهارچوب این حقایق و بر اساس منطق این یاس مغلوب نشدنی می توان برای نفس ، ماوای 
«.امنی بنا نهاد 

تاثیر راسل در منطق و فلسفه ، بسیار عمیق و وسیع بوده است . علم منطق ریاضی جدید به 
صورت فعلی مدیون مطالعات ابتکاری و غیر ابتکاری او است . فلسفه ی وی در واقع دنباله 
فلسفه ی « اصالت تجربه » انگلیسی است . تاثیرش در لودویک وینگنشتاین شاگرد آلمانی نژاد 
او در تکوین فلسفه ی نامبرده زیاد بوده است هر چند در اواخر عمر ، او و وینگنشتاین با هم 
اختلاف نظر پیدا کردند . مکتب « اصالت تحقق منطقی »(6) در پاره ای از اصول و مبانی 
«اش مرهون نظریات راسل است اما مکتب جدیدتر « تحلیل لفظی » یا « عرف عادی لغت 
زیاد  مورد توجه او واقع نگردیده است . راسل از هر چه بوی عرفان می داد و از عقاید 
غیرمعقول و غیرقابل اثبات به استدلال علمی و منطقی گریزان بود و رساله ی معروف او 
(موسوم به « عرفان و منطق » در همین باب نوشته شده است(7 
اگر بخواهیم یک ارزیابی کلی از راسل به عمل آوریم می توان گفت که جنبه منطقی اش بر 
جنبه فلسفی محض او می چربیده است ولی به هر حال چنان که حتی مخالفین او هم اقرار 
دارند وی از فیلسوفان بزرگ جهان و از مغزهای متفکر درجه ی اول عالم به شمار می رود و 
.نام او در تاریخ فلسفه جاویدان خواهد ماند 
  
(1) 
ایتالیایی در این زمینه Peanoآلمانی و پیانوFregeانگلیسی و فرگهBoole قبل از راسل بول 
.مطالعاتی کرده بودند 
(2) 
 مسائل فلسفه » و « تحلیل ذهن » چاپ انتشارات خوارزمی ؛ « علم به عالم خارج » چاپ بنگاه » 
ترجمه و نشر کتاب 
(3) Sense Data (4) Pluralism (5) Behaviourism (6) Logical Positivism (7) Mysticism & Logic
مرجع : رودکی

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی