دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

سایت ادبی دیگران ، ادبیات ایران و جهان
سایت ادبی دیگران ، شعر فارسی
سایت ادبی دیگران ، داستان
سایت ادبی دیگران ، ادبیات جهان
سایت ادبی دیگران ، نقد ادبی
سایت ادبی دیگران ،مقاله
سایت ادبی دیگران ، خبرهای ادبی
سایت ادبی دیگران ،ارسال اثر از شما
« از یک شاعر درباره ی شاعر دیگر »    
مصاحبه و تنظیم متن از : پرویز اسلامپور     
  

 



،«یدالله رویایی شاعر کتاب های شعر « بر جاده های تهی »، « شعرهای دریایی »، « دلتنگی ها 
 « از دوستت دارم»، مترجم شعر شاعران سوررئالیست فرانسه. نویسنده ی مانیفست « شعر حجم »
.در یک دیدار با پرویز اسلامپور

منابع: یدالله رویایی . "کومبا"ی پاریس . شعر دیگر تهران . بررسی کتاب تهران
تهران- بهار یکهزار و سیصد و پنجاه


و عقربه، بر روی یک بیابان " 
" بیابان دیگری می ساخت 
پ. ا.- پرش های ازجهات، گشایش پروازی بی اعتدال است. پروازی بی تعادل و کنترل شده، که از نظر تکنیک، جریان و بافت .معماری شعر یدالله رویایی است
در لحظه ی خاکستر " رفتارم از آتش بود وقتی که می دیدم ابری قفس ام را می گریید زندان ام در صدای آتش می بارید وقتی که رفتار بلند آب با حاشیه های سرنگون می آمد پُر می شدم از خیال های مصنوع انگار که گردبادها و نور بر روی جهان ناشکفته ی مرگ بی شکل شود در سینه ی آسمانی از باد و صداهای بلور در لحظه ی خاکستر ابری قفس جهانی ام را می گرید وقتی که رفتار بلند آب شکل قفس است وقتی که مرگ، شکل آزادی است " در لحظه ی خاکستر
،پ. ا.-نوستالژی در شعر یدالله رویایی تریبون بیان آزاد ایده آل های بشری پرتاب در فاصله .ی بین « انسان » و « شبح باستانی انسان » است
نزدیکترین مقصودِ تاریخ باز همین است که در این مزرعه کشتِ اضطراب کند. و در این ...» درازنا دیگر تجربه ای تازه نخواهیم، بل رویتی تازه خواهیم داشت. چنین است که ناگاه مستی ،منطق، مستی شعر و نوشته را می کُشد و به نقطه ای می رسد که در آن هر چه معمولی است متعالی است. و واقعیت، هذیانی شیطانی است. و در آن هنگام که منطق عقل، تباه ام می کند، آن متعالی ِ معمول، ابتذال ِ مرا، شرم و مسخ ِ مرا، به خطایی روزمره می خواند. شب های کویری من .بدینگونه پر از رویاهایی بود که مرا از وحشتی می انباشت که باوفاتر از ترسِ یک کودک بود تمام تجربه ها قبل از سی سالگی در برش های صورت من تمام شدند، و در برش های صورت من گذشته حیاتی انباشته بود چنان قادر که گویی عضله هایی بر بدن پهلوانی رسم می شوند و بر آنها حالای من تصرفی نمی کند. جوانی از قلمرو ِهرگز می آمد و پیری از تصور ِهرگز می رفت. هرگز توان آنم بود آیا، تا بی سقوط و بی عقب افتادن، از رنج باز ایستم؟ و رنج، همواره اوج های «.موعود بود س- زمان بر شما چگونه می گذرد؟ روزهای من از جدال می گذرند. جدالی در خودم و جدالی با خودم. هر روز صبح، آمدنم را از - خانه تا پشت این میز تکرار می کنم. و تا پایان روز طعمه ی تکرارم. و برای این که تکرار نشوم یاد گرفته ام که حضور خودم را در میان واقعیت های دور و برم فراموش کنم. و به تکنیکی رسیده ام که به کمک آن در میان هزار هیاهو مطالعه ی سکوت می کنم، در لحظاتی قدم می گذارم که .مطمئن ام وضع طبیعی ندارم. آدم نمی تواند در میان چیزهای غیرطبیعی، طبیعی باشد من در تظاهر اعداد، ار ارتباط هایی می گذرم که بی شباهت به شعر نیستند. مثل تفسیری که ساختمان یک بیلان پیش چشم من می گذارد، رابطه های ارقام و سوال و جوابهاشان، توازن سطح ها و کشف نام ها و فصل ها. اما این تا آن جاست که اعداد و ارقام در حالت ناب و بیگناه و نیالوده شان بروز کنند؛ و همین که آلوده به موضوعی شدند و سوار بر قلمروی از کار، دیگر تظاهری خوشایند .ندارند و ناچار از کنارشان می گذرم بی آن که در متن پا بگذارم اعصاب من مگر بر شن ها " "!آرام گیرند پ. ا.- : برای شاعر در آستانه ی سال دوهزار، عناصر کنترل محیطی و اجزای ترکیبی شعر، به مثابه ی آن نیروی جادویی ایمانی است که برش های سفینه های دورپرواز را در .اراده ی خداوندی می آورد خواننده استقامت می ورزد و مجاب نمی شود. فکر می کند که رویا، « راز » گرانی در سینه ...» دارد و بازگوی اش خواهد کرد. و اگر او را در طرز بیان، غامض و پیچیده می یابد، بهانه را بیان پیچیدگی و ابهام و تاریکی آن راز می انگارد ... » فرخ تمیمی اسکلت شعر رویایی را واقعیت های روزمره بی ظرفیت شکوه نمی سازد. شعر رویایی سکوی » فضایی پرتاب به جهت حقیقت شاهی است.» پرویز اسلامپور « ... زیرا استحاله قسمتی از نیستی است و شاعر باید هسته باشد و هسته گی خود را رشد دهد... » فرخ تمیمی در میان شاعران بسیار نشسته، رویایی شاعر پرتاب شده ای است. » پرویز اسلامپور... » زندگی شعر رویایی، کوشش ها و راهجویی و بازگشت. به ناشناخته هایی راه یافتن و نپذیرفتن ... » «...و بازگشتن علیمراد فدایی نیا ظرفیت پرتاب های دور جهان های ناپیدای شعر رویایی، از نظر حسی، می تواند دانش تسلط بر » «. کلام شعر باشد پرویز اسلامپور بحران من، بحران زیبایی بود. من این بحران را تعقیب می کردم. تعقیبی آسان بود، گرچه از ... » بیراهه های من می رفت، و گرچه رفتاری بیراه داشت. برای روحیه های جوشنده که ناگهان به دیدی مستقل می رسند و بر دریچه های کمال می نشینند، پر از رابطه می شوند که محو تمام رابطه ها است. عدم امکان نقل آنجا است، چرا که نقل، توالی خیل کلمه ها در زمان است و در چنین مجالی، مجال روشنی دل، زمان وجود ندارد. و پس برای نزدیک شدن به سکوت خدا کمترین کلمات را باید جست، که طول عبارت، محتوای سپهری ضمیر خدا را کم می کند، بی آن که به آن «...برسد
***
( از مقاله ی « عبور از شعر حجم » . چاپ شده در مجله ی بررسی کتاب. تهران ) شعر به زندگی خودش ادامه می دهد و تنها است . با دردهای سیاه و درهای سیاه . در اوست و » با اوست که کسی چهره ی واقعی اش را باز می یابد . با اینهمه ، همه از شعر بی خبرند. و گویا به شوخی اش گرفته اند . پس این که خودش را برافراشته نگهداشته است خبر از چیزی مرموزمی «.دهد
پ. ا.- معماری شعر رویایی، شبح های همیشه بیدار کلمه یی است که در بافت حسی و حالات . دیگرگون شعر، ایجاد سوژه می کند
که حرف، هر حرف ذره ای می شد و حرف های ذره ای ِ من فضاهایی را دعوت می کرد ... » پاشیده شکسته، که انگار کویر کویر شن را با حالتِ درخشش ِلرزنده شان می برد. و کلمه های بی دلیل، که بی دلیل پهلوی هم قرار گرفته بودند، پهلوی بی دلیل ِ همدیگر بودند، که حس و حالت می زایید، بی نام، بی ارتباط، بی نام ِ ارتباط. وقتی که برق اسم ها خلاء مفسران را می پوشاند، من از «...جدال گذشتم. در شعر شکل بود، و شکل، شکل ِ سلطنتِ حرف بود
پ.ا. - این سفینه جادویی ست. محمل جزیی از حامل که .بشود، شعر مخاطب را در درون خود می یابد و این برای آن که دیوانه ی شعر است که از .شعر حرکت نمی خواهد، پرواز می طلبد
س- آقای رویایی شما از چه هستید؟سرشت شما وطبیعت شما از چیست؟ من از تضاد هستم، و انگار تضاد از آن من است، که پیوسته روی تضاد راه رفته ام. ظرافت ام از - .خشونت است و خشونت ام پوشش جریان هایی ظریف است در گردش خون ام، و در حیات تن ام که در حیات تن ام عفونت ایمان می چرخد، ایمان به کار، ایمان به عار، و چنین است که هر روز پر از ضایعه می شوم، که انگار در کنار تن ام در لحظه ی میان گودال ایستاده ام. من می ترسم، من از خودم می ترسم، من از نگاه در خودم می ترسم. ترس آن دارم که در خودم نگاه کنم و از خودم .متنفر شوم. و ناگهان متنفر شوم س- در چنین لحظاتی چه می کنید؟ ،- پیشتر اوقات در برابر چنین لحظه هایی قرار می گیرم و در چنین لحظه هایی غیرطبیعی می شوم اما من وجود دارم و من حضور همیشگی در خودم را می دانم و احضارش می کنم و بدین گونه خویش را با جهان دور و برم در رابطه ای پیدا و پنهان می گذارم، جهانی که در نگاه من است و با وجدان من هستی بلافصل دارد، و برای این که تجربه هایم را غنی تر کنم، دوگانه می شوم و یکی .من یکی دیگرم را نگاه می کند
پ.ا. - عبور حسی از حجم شعر یدالله رویایی، فرض لازم ،و کافی برای فراهم داشتن حداقل دانش تکنیکی . برای هر شاعرِ بعد از رویایی ِ شعر فارسی است
شعر حجم زندگی اش را از سال های 46 و 47 به صورت پراکنده آغاز می کند: در " دلتنگی ... » ها" و کتابی از پرویز اسلامپور، و اولین تظاهر گروهی اش در دفترهای روزن ( شماره ی اول و ،سوم که توسط نگارنده تنظیم شده بود ) و در شعرهایی از محمود شجاعی ، پرویز اسلامپور بیژن الهی ، بهرام اردبیلی و من به وقوع پیوست که حکایت از حرکتی تازه و متحد می کرد اما هنوز نام حجم گرایی را با خود نمی برد. ادامه ی این حرکتِ گروهی با نام حجم گرایی، اولین بار در شماره ی دوم دفتر « شعر دیگر » تظاهر کرد و عکس العملی که نسبت به این دفتر شد چیزی «...شبیه سکوت و یا تحسینی در گریبان بود آن حقیقتِ یگانه ای که جستجو می کردم شاید ندای دعوت عبارت ها بود، سخن نبود تنها، و ... » دید بود، و جلوه بود، به قلمرو بیان متعلق بود، به فرزانگی یی که می رویید، و گاه ناگهان می رویید، تعلق داشت، وقتی که این واقعیت صریح را فهمیدم، فهمیدم آن قدر صریح بود که به حیرت افتادم این که دراز زمانی به چنگ اش افتاده بودم، و مانده بودم، این ابتکاری است، خود ابتکار ،است، حتمن برای آن است که من از پس تجربه های شکست به پله ای از عریانی، بی اعتباری ناچیزی، خنثایی و خضوع رسیده بودم، که خود را یک روز در برابر سرزمین هایی سراسر روشن یافتم کویری، کویرم، برابر کنعان ام، معماری افق ها، که در آن نه آن چه را که می جستم، بل آن «...چه مرا می جست کشف کردم پ.ا.- یدالله رویایی همیشه دیوانه ی شعر بافی خواهد ماند. دیوانه ی محیط بر هوش تاریخی جنون - وقتی که معرفت، چیزی را و کسی را متاثر نمی کند، حجم گرایی کلید کمال است، و جواز عبور به جهان معرفت ها است. جهان حرف های بی حصار، و ارتباط های بیشمار، که هیچ مکتبی در آن ثبت نام نمی کند، سرنوشت آخرین شعر، و چشمه ی حیات هنر است. ابدیتی که فرمان می دهد، و هزار چهره را به خود جذب می کند. در شعاع همین جاذبه است، که شاعران شعر حجم، هر کدام چهره ی مشخص خود را دارند و همه معمار حجم اند که در نمای حجم، برای حجم تپیده اند، و زیر .این نما، زبان خویش و جان خویش را نهاده اند .س- آقای یدالله رویایی شاعر، اعتراف بکنید من به این دوگانه گی خو کرده ام. من کار می کنم و خودهای دیگر را تجربه می کنم. لحظه های - بسیار به تماشای خویش می نشینم و در آن هنگام، هیچ کس را زیباتر از خود نمی بینم. من مطالعه می کنم و کلمات را می فهمم و اعداد را می فهمم. من کار می کنم و روزی موضوع روانشناسی .خواهم شد مصاحبه کننده: پرویز اسلامپور مجله ی تماشا – 1350 این مقاله با اجازه ی مصاحبه شونده ، دکتر یدالله رویایی منتشر شده است – شهرام بشرا -

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی