دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

سایت ادبی دیگران ، ادبیات ایران و جهان
سایت ادبی دیگران ، شعر فارسی
سایت ادبی دیگران ، داستان
سایت ادبی دیگران ، ادبیات جهان
سایت ادبی دیگران ، نقد ادبی
سایت ادبی دیگران ،مقاله
سایت ادبی دیگران ، خبرهای ادبی
سایت ادبی دیگران ،ارسال اثر از شما
روح الله محمدی
 روح الله محمدی    
شاعر     

 « اعتراضیه ی مافیای ادبی »

روسپیان ، نیز ، خفته بودند - 
.گل های شبدر و ماه 
«باشو» 
 
اینانِ در ایفای گسترش منِ بی حصول ، شاعران ایران سلام 
می دانیم با تو ، شاعرانِ ایران از كجا آغاز كنیم این «نمی شود» را . با تو ، هم نسلان 
.بی نسلم 

 آن جا كه امكان تشخیص تشخصِ ذات پر ازدحام و پر ترافیكِ اطراف طلایه دارانِ به 
اصطلاح ادبی ،  مبدل به بازگشتی مهیب با سرعتی وصف نا شدنی و بی نظیر ناممكن 
 می شود . آن جا كه كاغذِ گیجِ مبهوت ،  زیر یوغِ كارناوال ها و محفل های مافیایی 
 ادبی پر از لكه های ارزای شبانه شده و ساعت ها و سال ها در پی ایراد زیبایی 
نازیبایان به فنا می رود و تریبون های به اصطلاح ادبی معتبر كشور به بهانه های طرح 
دیدگاه در باره ی فلان حركت شعری در فلان سال و  بررسی اجمالی و در زمانی روند 
شعرِ فلان شاعركه مستلزم صرفِ هزینه ها و نیروی كلان است . آن جا كه جشنواره 
های ادبی ،  شكلی صوری و تشریفاتی یافته اند تا تنها كارنامه ای باشد برای دریافت 
امتیازهای بیش تر برای شاعرانی كه شاعری یت شان زیر بوته ی « نقدی آگاهانه » به 
چالش كشیده نشود . آن جا كه مجلات ، مجلات نام آشنای كشورمان به سابقه ای 
،هم سن و سال شخص شخیص جناب آقای دقیانوس با نام  اشاعه ی فرهنگ و ادب 
تنها پاتوقی است برای عده ای كه تعدادشان نیز كم نیست ؛ برای خوش و بش كردن 
ها و به تماشا گذاردن ویترینی از فسیل ها و پالان به دوش ها . آن جا كه بعد از سال 
ها نامه نگاری از طرف تو شاعران هم نسل ام و بی توجهی كاركنان به اصطلاح ادب 
بالخص مجلات ، كم كم آتش خشمی مهیا می شود برای انفجار مهیبی كه دامنه اش 
تمام اوراق را خواهد سوزاند . افسوس كه این الواح شفایی اند . آن جا كه امكان حصول 
زدایش حركت های موازی ناتوان است و هر نامولفی (به شكل صوری) با نامی مستعار 
اشاعه دار شعر است ... حاشا حاشا كه دیگر چه می توان كرد كه سكوت در این بورس 
.بزرگ و آشفته بازار ادبی گناه است ، جرم است 

.پس شاعر اید ، ایم ، اند كه چه بكنی ، یم ، اید ؟! برای این لحظه شاعر باشید لااقل 
روی سخن ام با آنانی است كه بعد از تبلیغات پرهیاهو و جنجالی برای شركت كردن در 
جشنواره ها و نشست های سفارشی و صوری با افتخار تمام الواح شان را با قابی 
مزین در تاقچه های كلبه هاشان جای می دهید تا به نوه هاشان یا بهتر بگوییم مریدان 
شان می گویند : این اپرای ادبی من بود ؛ نمی دانند لیر شاهی بیش نبوده كه به 
دست دختران شان از پای در می آید . آیا ادبیات مان آنقدر بی پدر شده كه پالان به 
دوش ها بیاییند و در صدرش بنشینند و شروع به داوری و جولان دادن بكنند ؟ 

دیگر اعتمادی به چیزی نمانده : نه مجلات ، همایشات ، جشنواره های سفارشی ،گرد 
...همایی ها و نه نشست ها و 
...چونان مجله ی کلک ... آزما ... عصر پنجشنبه .... پاپریک و 
...سایت های اینترنتی مجله ی شعر ... مانیفست ... ماه مگ ... وازنا ... پندار  و 
امید بابی باشد برای چاپ بیش تر آثار در اذهان تو ، شاعران ایران و اعتراضی باشد به 
.وضعیت موجود در شعر و ادبیات دهه 80 كه تنها خدایش رحم بكند 

،بگو - 
به چشمانم بگو 
كه بغدادِ  مضطربِ این روزهاست 
«جنبش ادبیات غیر متعهد» 



دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی