« مسیرشناسی شعر امروز »
نوشته: رجب بذر افشان
. برای شناخت شعر امروز لازم است بعنوان مقدمه از آغاز شروع كنیم تا به امروز برسیم
در تكوین شعر مدرن بیش ترین سهم از آن نیما است، و سپس شاملو … یعنی از طریق نیما می توان با
. پیشرفت های ادبی و اجزای سازنده ی شعر معاصر آشنا شد
توجه و نظر نیما به گفته ی خودش بیش تر به محتوا و ساخت درونی شعر، یعنی انسجام تصویری بود كه
شعر از تكرار و كلیشه شدن و تناسب های دور از ذهن و كلی گویی های بی زمان و مكان خالی و رها
.شود، تا شاعر در كمال آزادی با متن جامعه پیوند نزدیك و منطقی برقرار نماید
با ظهور نیما، حركت مترقی و نوینی ـ به تدریج ـ در ادبیات این سرزمین شكل گرفت. پیگرد این نوع
،نگرش به شعر كه منجر به تغییرات بنیادینی؛ در شكل ظاهری و ـ به تبع آن ـ ساخت درونی شعر گردید
نظامی كه را سال های سال؛ بر عرصه ی شعر فارسی حاكم بود یكباره به هم ریخت، و حیاتی دوباره به
.پیكره ی بی رمق شعر فارسی بخشید
نیما تساوی طولی مصراع ها را اصل ندانست؛ و قالب عروض را شكست. اما
جسارت ورزی های شاملو موجب شد وزن را كه به گفته ی خودش اساسا مانع جریان طبیعی و خود
.بخودی شعر بود؛ حذف شود. و وزن سیالی با توجه به موسیقی واژگان (هم حروفی) پیش نهاد نماید
از شاملو به این طرف، هرگونه تغییری در شعر نو (با حذف وزن) شعر سپید خوانده می شود، اما
گرایشات سبكی ویژه گی های خاص خود را دارا می باشد كه نشاندهنده ی تحول و تغییر شكل آن سبك
.است
.با توضیح و بر شمردن ویژه گی های آن می توان به فرم جدید دست یافت
شاعران پسانیمایی به این نتیجه رسیدند كه قالب های كهن ظرفیت لازم جهت دریافت و ارائه ی پتانسیل
.های شعر امروز را ندارند
بحث پیرامون شعر نو و كهنه، در دهه های 30 40 و … بحث محوری بود كه موضوعیت داشت. اما
.امروز، دیگر یك بحث دسته چندم است كه تاثیر چندانی در روند تكاملی شعر ندارد
شعر امروز آنقدر گسترده است كه به محدویت های فكری ـ فرهنگی تن نمی دهد. نظرات و مولفه های
تازه و متنوعی كه روز به روز بر حجم آن افزوده می شود، زمینه ی تعامل و خود آگاهی شاعران را فراهم
.آورده، تا در فضای گفتمان جریانات ادبی روز را پیگیری نمایند
شاعر از یك دانش ناخودآگاه برخورداراست كه هنگام سرودن نسبت به نهان داشت ها معرفت و شناخت
.پیدا می كند
شعر موج در فضایی جادویی و سورئال جریان دارد، و شاعر موجی با اتكا به تصویر سازی و جنبه های
انتزاعی اثر سعی در خلق تصاویر ناپایدار و جاودانه دارد. شعر موج در زمان پیدایش، شعری پیشرو
.محسوب می شد كه به اجتماع نواندیشان و محافل روشنفكری تعلق داشت
شعر موج با هوشنگ ایرانی وارد ادبیات فارسی شد كه بدلیل استفاده از اصطلاح « جیغ بنفش » مدافع و
.مبلغ اصلی اشعار سورئال در ایران از صحنه ی ادبیات فاصله گرفت، منزوی و دور ماند
احمد رضا احمدی اندیشه و افكار هوشنگ ایرانی را پیگیری و ادامه داد كه با انتشار مجموعه ی شعر
طرح » این فرم ادبی را به نام خود ثبت كرده است»
سه طیف تاثیر گذار در آثار موج سرایان وجود دارد كه شعر موج را از شعر سپید از نظر فرمی و معنایی
جدا می كند. 1 – موج اول 2– موج دوم 3 – موج ناب 4 البته موجی كه به حجم گرایی تن داد توسط
.یدالله رویایی و بر شمردن برخی ویژه گی درونی، آنالیز و مطرح گردید، كه بعدا به آن خواهیم پرداخت
...اما
موج اول توسط احمد رضا احمدی با انتشار كتاب «طرح» مطرح و ثبت شد كه متاثر از مولفه های
وارداتی سورئالیست های فرانسه و به پیروی از واكنش هوشنگ ایرانی به شعر …. وارد شعر و ادبیات
.فارسی گردید
موج دوم كه بیش تر به جنبه های سیاسی توجه و گرایش داشت و بنابر یك عقیده شاعران موج دوم شعر
.را تا سطح یك بیانه ی موزون سیاسی كاهش داده اند
موج ناب كه از تلفیق موج اول و دوم بوجود آمده و تقریبا آمیخته ای از مناسبات سورئال و مسائل
اجتماعی است. البته در ایجاد این شكل اختلاف وجود دارد، اما موج ناب در مقطعی شعر پیشرو محسوب
.می شد كه محافل روشنفكری و اكثر شاعران جوان به آن تعلق خاطر داشتند
شعر حجم شاخه ی پرداخته ی موجی است كه یداله رویایی با بهره گیری از ظرفیت های گذشته و
دستاوردهای شاعران سورئال، آن را از شعر موج جدا نمود ، و به صورت شعری مستقل كه دارای فرم
.است ایجاد و معرفی كرده است
در طول تاریخ ادبیات تغییر و دگرگونی در مضمون و معنا صورت پذیرفته ، و در كلیت از نظر
موضوعی به وحدت رسیده است . اما در چند دهه ی اخیر، (صرفنظر از مساله ی زبان) تغییر و دگرگونی
.در معنا و صورت اتفاق افتاده و به شكل شكنی انجامیده است
در ادبیات كهن شكل ثابت و معنا متغیر بود ، اما امروز با تغییر شكل مواجه ایم. بی تردید، تغییر یافتگی
.معنا در نگاه و نگرش شاعران به هستی و جهان در هر دوره ای لازمه ی حیات شعر و ادبیات است
مكانیزم شعر امروز را تفاوت و تمایزی تعیین می كند كه نسبت به دوره های پیشین به میزان قابل ملاحظه
ای تغییر یافته است. این تغییر و تحولات ـ به تناسب زمان ـ در رابطه ی مستقیم با تكنولوژی و گسیختگی
.جامعه ی زیستی تعریف می شود
. شعر مسلط امروز برخلاف دهه های پیشین با نفی اقتدار از دموكراسی ادبی دفاع می كند
. ایجاد فضای گفتمان موجب مركز زدایی از متن می شود، تا خواننده در ساخت اثر مشاركت داشته باشد
. مشاركت خواننده در یك فرایند اندیشمندانه با التذاد هنری همراه است
. امروزه نزدیك شدن به مولفه های پست مدرن جزء فرهنگ شعری ما به حساب می آید
. پست مدرن بعنوان یك رفتار ستیزگر در محافل ادبی مورد توجه اكثریت هیچ انگار است
جاودانگی با مشخصه های پست مدرن منافات دارد.
! از جهانی كه پایانش مرگ و نیستی است، انتظار جاودانه شدن بی هوده نیست؟
. فراروی از محدودیت های فكری فرهنگی ذاتی شعر است
در شعر امروز ژانر چند صدایی (كه مترادف گفتمان آمده) از جایگاه ویژه ای برخودار است
توجه به ساخت و ساختار در شعر امروز باعث پذیرش شاعران بر این اصل شد كه هر متنی در محور
.عمودی به یك ساخت می رسد. البته نباید محور افقی را نادیده گرفت
شكستن استبداد روایت (چند روایتی) موجب می شود تا متن در چند بستر روایی متفاوت ـ بر اساس
.مناسبات درونی اثر ـ زوایای مختلف را بررسی و تبیین نماید
. برای خلق یك اثر سیال، باید از تمام عناصر ـ دور و نزدیك ـ به نفع شعر بهره گرفت
. عناصر تشكیل دهنده ی شعر متناسب با ظرفیت متن پیش می روند و قاعده ی شعر را معین می كنند
امروزه كه وسایل ارتباط جمعی هر نا ممكنی را ممكن می سازد، شاید و بل كه دیگر تجربه بزرگترین
.معلم انسان نباشد
. سطر های پیوستی انسجام روایی متن را تامین می كند
شعر نوعی اعتراض به جریان حاكم و وضیعت موجود است كه در برخورد با زمان (در هر دوره ی
.ادبی) ارجاعات خود را دارد
. انتقاد از هرچیزی به منزله ی نفی و یا حذف آن چیز نیست
. مرز میان زبان و معنا را متن تعیین می كند
در زنجیره ی كلام، حركت مجاز ها به سمت استعاره شدن است. تقابل مجاز و استعاره ها، نهایتا به تبانی
.وجوه متفاوت معنایی می انجامد
. شاعر به زبان روز آمد، اعتیاد دارد
. زمان در اثر جاری است، نه در ذهن شاعر
. وجوه مردمی و مورد پسند عام بودن شعر از مسائلی است كه در این چند دهه كمتر به آن توجه شده است
شعر امروز به بهای از دست دادن مخاطب است كه موقعیت خود را تثبیت می كند.
امروزه به همان اندازه كه به تعداد شاعران اضافه می شود ، به همان اندازه از عدد علاقمندان به شعر
.كاسته می شود
. در متون بسته اشیاء و عناصر فرصت نفس كشیدن ندارند
. حذف و اضافه كردن كلمه ای تعادل متن را به هم می ریزد
. ایجاد گفتمان در متن باعث می شود تا خواننده در شرایط برابر با مولف قرار بگیرد
حذف منش خطی روایت كه از خواست و تك گویی های مولف پیروی می كند، متن را از یك سویه نگری
.رها كرده، تا در چند بستر روایی مختلف جریان بیابد
اگر گسستی بین دوره های شعری وجود داشته باشد (كه دارد) نباید تعجب كرد. زیرا این فاصله مبین پیش
.روندگی دوران ادبی ما است
. اصلن ادبیات از همین تضاد ها و تفاوت ها است كه ادبیات است
اصولا شاعر تا در وضیعت انفعالی قرار نگیرد اثری متولد نخواهد شد. اگر چه بعضی ها برای خلق اثر
.به تعمد و خودآگاهی معتقدند
. در نظریه های مدرن بیش تر بر فرم و ساخت اثر، و همچنین ساختار زبانی تاكید دارند
. در شعر امروز زبان همان قدر اهمیت دارد كه معنا
. تصاویر سورئال احتمالا چیزی طبیعی نباید باشد كه جزء بدیهیات است
.تعلیق در متن دریافت واقعی ما را به تاخیر می اندازد، و مانع از دریافت صریح و بی واسطه از اثر می شود
. تغییر فضا (و یا موضوع) ظرفیت تازه ای به متن اعمال می كند كه دور از انتظار است
. تكلیف شعر امروز، امروز تعیین نمی شود
. نسلی كه ما را قضاوت می كند، قرار است كه بیاید
. سرافكنده تر از شعر معاصر، شاعر است
. هنر، مقدمه ی رهایی انسان از خود است
. هنرمند خود را در ادامه ی هنرش پیدا می كند
. درك هنرمند ناشی از درد او است كه در هنرش تبلور یافته است
. هر كس به اندازه ی درد هایش شاعر است
. شناسنامه ی شاعر، شعر شاعر است. زیر و بم های درونی شاعر در اثرش نهفته و جریان دارد
. شعر وقتی یتیم است كه به اصالت اش پشت كرده باشد
انسان زمانی عاشق است كه شاعر باشد و زمانی شعر می گوید كه
. جای من آن جایی است كه نباشم
. هر صبح به دنیا می آیم، اما نمی توانم خودم باشم
. به هر صورت ما یك دوره از زمان را اشغال می كنیم
. متاسفانه ما همیشه خودمان را دنبال می كنیم، نه هدف را
. دسترسی به آثار مكتوب برای دیگران همان قدر مقدور است كه برای ما
. هنر نوعی عدم سازش با طبیعت است كه با دگرگون كردن طبیعت قادر است طبیعت ثانوی بیافریند
برخی از شاعران (بنا بر مقتضیات) هنرشان را صرف مردم كردند، و برای جلب مخاطب به شعرهای
.سطحی و عامه پسند رو آورده اند
شاعر پس از جنگ وارد فضای تازه ای از زندگی می شود كه جنگ بعنوان یك حادثه ی تاریخی بخشی
از خاطرات او را تشكیل می دهد. دیگر صدای توپ و
. ادبیات مقاومت برخاسته از كنش های غیر ارادی ملتی زنده و مقاوم است
قواعد و ملاك ارزش گذاری ادبیات مقاومت را جهانیان تعیین نمی كنند. بل كه آن چه اهمیت دارد این
.دوره ی ادبی در یك مقطع تاریخی (كه جزیی از زندگی ما است) رخ داد
در جهان شمول بودن ادبیات مقاومت شك نكنید. زیرا حتی صلح طلب ترین مردم (در دورترین نقطه ی
.جهان) با روح حماسی ادبیات جنگ آشنا هستند
. اصلا هر انقلاب و نهضتی كه در هر گوشه ی جهان رخ بدهد، ادبیات خود را با خودش می آورد
. در زندگی حجم هایی وجود دارد كه نمیتوان بر هیچ سطحی نشاند
. فعل اندیشیدن موقعیتی را معین می كند كه رسیدن به آن موقعیت یعنی ایجاد قاعده كردن
. شعر عصاره ی وجود شاعر است كه موجودیت اش، بسته به وجود شاعر است
. در چند دهه اخیر ادبیات كلاسیك مورد بی مهری قرار گرفته است
. نگرش شاعر در جهان كلاسیك متفاوت است با دنیایی كه مدام در حركت است
در گذشته تا چشم كار می كرد دشت بود و رهایی انسان نیاز به چهار چوبه ای داشت تا بتواند
.سرگشتگی ها را مهار كند
اما امروز همه دیوارند. اگر خوش بینانه تر نگاه كنیم، می توان گفت: انسان امروز احتیاج به هوایی آزاد
.دارد، تا افكارش را جمع كند
. هنر آمیخته ای از عصاره ی عشق و تنهایی است
. رسایی و كیفیت هر هنری بستگی مستقیم با عواطف و روحیات هنرمند دارد
. عواطف انسانی بر اثر ناملایمات روزگار است كه روح را الهام پذیر می كند
. همه اعتقاد به یك نظام فكری مقید و مفید، متكی به اصول اخلاقی دارند
رویگردانی از مردم و اجتماع، ذهنیتی بیمار و آسیب پذیری را به متن اعمال می كند كه منطبق با واقعیات
.موجود، و همخوان با تجربیات زیستی نیست
. بن مایه ها، گاهی نقش كلیدی را در اثر به عهده می گیرند، و موقعیت متن را تغییر می دهند
هنرمند قادر است، می تواند، جمعی را به فنای فرهنگی بگشاند. و قادر است، می تواند، موید غنای
.فرهنگی جامعه ای رو به رشد باشد
عصر ما عصر خود فریبی نیست، بل كه عصر دیگر فریبی است. شاید بتوان به وعده دیگران را
!فریفت، اما خود را هرگز
موسیقی فضای متفاوتی در شعر است كه در نزدیكی و همنشینی با شعر لذت را در شنونده شدت می
.بخشد
موسیقی طبیعتی مستقل و دست نایافتنی در شعر است كه تنها روح و روان ما قادر است نیاز های عاطفی
.خود را (از طریق آن) دریافت نماید
. پیرامون موسیقی و حوزه ی انتشار و عمل آن در شعر … كمتر می شود گفت، و بیش تر باید شنید
نقد شعر، نوعی قضاوت یك طرفه و یك جانبه است كه شاید مورد رضایت مولف كه مخاطب خاموش این
.جریان است نباشد
. هنر در ذات خود كامل است
. از شعر نمی توان انتظار داشت تعهدپذیر باشد، و آنچه را كه بر ما فرض است بیان نماید
. وقتی از شعر می گوییم شعر را تا سطح گفته ها پائین می آوریم
. شاعر فرزند لحظه ها است، و شعر محصول لحظه های ناب شاعرانه كه در جهان اندیشگی اتفاق می افتد
.با هر اتفاق متنی متولد می شود كه نشاندهنده ی جهانی مبهم و پیچیده است و ناگزیر
. در كلامی و سخنایی بودن شعر تردیدی نیست، چون كه شعر ماده ی اولیه ی خودش را از زبان می گیرد
. ساختار زبانی گرایش به سمت معنا شدن دارد
. پدیده های معنایی در یكه گی و تفرد و تكثر زبان حاضرند
. شعر اگر « چكیده ی درد اجتماع » است. شاعر باید موضوع آن باشد
شعر سیاست مجرد عشق است. بدون اطلاع قبلی وارد زندگی می شود. پس از نزاعی طولانی، ناچار
.شاعر تمام می شود، و این شعر است كه تنها و ناتمام باقی می ماند
هر كس در مسیر زندگی به اصول و قواعدی پای بند است كه تمایلات و باور هایش متناسب و منطبق با
.آن اصول و قو.اعد شكل می پذیرد. این بینش در هنرمند محسوس تر است
بی تردید دریافت مردم از هنر محدود و نسبی است. نسبت دریافت و كیفیت دریافت بسته به میزان تاثیر و
.توزیع هنر در لایه های اجتماعی مختلف قابل پیش بینی و سنجش می باشد
. درك شعر امروز نیاز به معرفت و شناخت روز دارد
. وقتی دلایل جای حق را بگیرند، حق را باید در وجدان های بیدار به زنجیر كشید
. وجدان سیاه چال حقیقت خاموش است
در هم تنیدگی عناصر مختلف در متن، كل واحدی را عرضه می كند كه ضمن داشتن تفاوت های غیر قابل
.انكار می توان آن را در یك زمینه ی فكری فرهنگی تلفیق و گسترش داد
. معنا در زبان حاضر است، اما نیازمند به شكل بیان و چگونگی بیان است
. جهان متن بخشی از تصورات ذهنی ما را دریافت می كند كه قابل توضیح و تتبین است
. شكل هم تابع آرایش و حركت واژه گان … و رویكرد واژه گان است، تا در بافت عمودی ساخت و سازشود
ریاضت واژه ها » با توجه به گسترش شعر نو، گاهی اتفاق می افتد واژه یا واژه گانی در تنگنای »
دریافت های شاعرانه قرار بگیرد كه در انتظار گسستن قیود ذهنی شاعر باشد. اما این امر صورت نمی
.پذیرد، و واژه گان زائد و كم مصرف همچنان در حصار مفردات و مفاهیم شعر (پا برجا) باقی می ماند
از بس كه شاعران با « حشو » خو گرفته اند. دیگر « حشو » جنبه ی اضافی و زائد بودن خود را از
.دست داده و به فراموشی سپرده است
اگر تكرار واژه و كلمات در فرایند موسیقایی اثر هماهنگ با مفهوم و تصاویر نباشد، به كلیت شعر آسیب
.می رساند
. ایجاد تناسب بین معنا و تصاویر شعری از الزامات موسیقی در شعر امروز است
. جسارت زبانی تا آن جایی معقول است كه منجر به خسارت معانی نگردد
اگر با كلمات كمتر حق مطلب ادا می شود، دیگر استخدام واژه گان اضافی لزومی ندارد. زیاده گویی ذهن
.را تخدیر و خواننده را خسته می كند
هرگز چیزی را نخواهید كه برای یافتن اش خودتان را كوچك كنید! بگذارید آن چیز را (اگر چه شاخه گلی
.باشد ) به شما تقدیم بكنند
.هنرمند روزی هزار بار می میرد و می میراند. و از پس هر مردن است كه زنده می شود و زندگی می بخشد
در شعر كلاسیك گرایشات شكلی و معنایی واسطه ی شاعر با اثر بود. در شعر مدرن زبان جایگزین شكل
گردید، تا ظرفیت تبدیل شونده گی ( شیی واره گی ) در زمان جاری و قابل رویت باشد . امروزه فراروی از
.محدویت های ساختاری متضمن هویت فرد و فردیت انسان معاصر است
شعر بی حركت، شعری مرده است. زیرا پویایی و سیالیت لازم جهت توزیع و گسترش روابط درون متنی
.را در اختیار ندارد
وقتی تمام گل های سرزمین احساس و اندیشه پژمرده اند. دیگر در انتظار جادوی سبز بهار نشتن بی هوده
.نیست ؟ هر چند از قبیله ی منتظران باشیم
. آن ها كه از بنده گی خدا دست كشیده اند، به سرداری خلق مفتخرند
. دیگر زمان خطر كردن نیست كه خطر ناك ترین افراد پشت میله ها به اعتراف نشسته اند
امروزه، نزدیكی فلسفه و علوم مختلف و نا متجانس با ادبیات، نوعی سازش و همگونی و تاثیر متقابل بین
.آن ها به وجود آورده است كه به راحتی تفكیك و جدا كردن آن ها ـ از یكدیگر ـ میسر نمی باشد
شاعر جوان ما هنوز خود را باور نكرده است. یعنی به خود باوری نرسیده است. در چنبره ی عادت و
.روزمره گی، خود را از دست رفته (حرام شده) می بیند
بالطبع هر هنرمند دور اندیشی در مراحل مختلف زندگی هنری خود، به علل ماندگاری آثارش فكر می
كند. و با مطالعه و دقت در راه های متفاوتی كه پیش رو است، راهی را كه موافق طبع و استقلال هنریش
تشخیص داده شود را جهت تعالی استعداد و جاودانگی اثرش بر می گزیند، و احیانا اگر راه انتخاب شده
جواب درستی ندهد (مجددا) برمی گردد، راه دیگری را در بوته آزمایش قرار می دهد، تا راهی كه در مسیر
.طبیعی ذوق و استعدادش قرار دارد را لمس و دریافت نماید
. هر كه پیش تر … به اصل نزدیك تر. هر كه پس تر … از خود دور تر
، ( آنچه كه من می اندیشم، تمام آن چیزی نیست كه هست. (و یا باشد.) اما هر چه كه هست، (و یا باشد
بخشی از زندگی من بر اساس آن چیزها شكل می گیرد، و بخشی دیگر با اتلاف وقت
. شاعر به مدد عواطف و احساسات لطیف است كه كلمات را در گارگاه تصور و اندیشه تراش می دهد
هر چیزی بسته به نوع نگرش ما به آن چیز است كه قصد پرداختن به آن را داریم. احتمال دارد آن چیز یك
.كلمه باشد و یا عنصری كه در ذهن ما نقش بسته است، اما قابل رویت نباشد
آفرینش هر متنی میتواند آغاز حركت و تجربه ی تازه ای باشد. بی شك، ما از آغازین روز نوشتن تا
.واپسین لحظات در حال تمرین و تجربه اندوزی هستیم
در طول زندگی شاید به دلیل روحیه ای كه داشتم، مدام بیراه رفته و یا بیراه گفته باشم. هر چند بیراه هم
خود راه ( فرعی ) است ، كه اگر در عالم واقع عیب شمرده می شود، اما در عالم هنر، لازمه ی حیات
.شاعرانه است
در واقع، من به شعری می اندیشم كه از قانون علیت سر باز زند. و روابط علت و معلولی اصل و تعیین
كننده ی سرنوشت اثر نباشد. علت های متن جای خود را به شعریت اثر بدهند، تا متنی سیال آفریده شود. نه
.به دلایل موجود در متن
فراروی از فرآیند علت و معلولی در آثار شاعران بندرت دیده می شود كه در اجزا این خصوصیت
.خودنمایی می كند و در كلیت بازتاب ندارد
من فكر می كنم در آینده به شعری توجه خواهد شد كه با حذف و یا گمرنگ شدن علیت های متن ، به رابطه
.ی علت و معلولی وابسته نباشد
. شعر امروز در حال گذار است. گذار از مرحله ی تجربی برای رسیدن به یك موقعیت تازه
... یک شوالیه ی نجیب دعوت به مبارزه را هرگز رد نمی کند |