دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

سایت ادبی دیگران ، ادبیات ایران و جهان
سایت ادبی دیگران ، شعر فارسی
سایت ادبی دیگران ، داستان
سایت ادبی دیگران ، ادبیات جهان
سایت ادبی دیگران ، نقد ادبی
سایت ادبی دیگران ،مقاله
سایت ادبی دیگران ، خبرهای ادبی
سایت ادبی دیگران ،ارسال اثر از شما
 « ماریو وارخاس للوسا »   
ترجمه  : شاپور اسدیان    

ماریو وارخاس للوسا (1) یکی از نویسندگان کشور پرو ، از کسانی است که در صف مقدم 
نویسندگان  در آمریکای لاتین قرار دارند .نخستین نسخه های کتاب  خود به نام «گفتگوهایی 
در کلیسا» را در همان جا دریافت کرد . مردم فرانسه هم این نویسنده را خوب می شناسند 
و از وقتی که دو کتاب از او به نام «شهر وسگ ها » و «خانه ی سبز» به زبان فرانسه ترجمه و 
.منتشر شده است با افکار واندیشه های وی آشنایی کامل دارند 

در هوای تیره بارانی عمارت کهنسال دانشگاهی ، از وارخاس للوسا تقاضا کردم که عنوان غیر - 
. عادی کتاب خود ؛ « کلیسا » را برایم توضیح دهد 

کلیسا » اسم بار کوچکی است که در آن دو نفر از قهرمانان رمان من یکدیگر را ملاقات می کنند» - 
 . این بار اکنون در لیما وجود دارد و به نوعی نقطه ی آغازین رمان من بوده است . در منشاء همه 
ی کتاب های من همیشه عواملی واقعی در جوشش وهیجان اند . به دلایلی که من پی بدان نمی برم 
برخی آزمون های شخصی در حافظه ام نقش می بندند و به دیوهای کوچک سمج و وسوسه انگیزی 
مبدل می شوند که مرا به نوشتن وا می دارند . در حدود پانزده سال پیش ، دوست داشتم که گاه به 
یکی از میخانه های «میرافلورس» (2)  بروم که در آن مشتزنان وکشتی گیرانی از لونا – پارک که 
در یکی از هتل های مجاور مسکن داشتند گرد هم می آمدند . این همه گروه حیوانی جالب و 
.تاثیرانگیزی بود و گاه برایم اتفاق می افتاد که مدت ها با آن گروه بنشینیم و خودمانی صحبت کنم 

بدین سان دریافتم که عده ای برای بهتر کردن وضع مالی خود ، به عنوان محافظ خدمت سیاست پیشه 
گان را می پذیرند .از آن زمان مدام در خیال من این اندیشه می تاخت که داستانی کوتاه یا رمانی 
بنویسم که یک « یکه بزن » قهرمان اصلی آن باشد . این فکر همیشه در ذهن من بود تا روزی که 
یکی از سگ های خود را در کوچه گم کردم و برای جستجوی آن ناچار به « محل نگهداری 
حیوانات گمشده » رفتم . صحنه ای که در آن جا دیدم دل را به هم می زد : پیرمردی سیاه چرده و 
فرسوده با ضربه های چوب سگان بی صاحب را قتل عام می کرد . من که دچار سرگیجه شده بودم 
به قهوه خانه ای در همان نزدیکی ها پناه بردم . این قهوه خانه همان « کلیسا » بود . در برابرفنجان 
قهوه ام سرنوشت قهرمانان اصلی اثر آینده ام روشن شد : مامور حفظ جان می بایست برای شندرغاز 
با ضربه های چوب سگ های سرگردان را بکشد و زندگی خود را در فقر و تنگدستی به پایان 
...برساند 

 در کتاب «شهر و سگ ها» وهمچنین در کتاب «خانه ی سبز» حوادث مربوط به قهرمان ها چنان - 
در هم می آمیزد که حادثه ای جمعی و سرنوشتی همگانی عرضه می کند . آیا در رمان تازه تان هم 
همین منظور را می توان یافت ؟ 

رمان تازه ی من در واقع تشریح رژیم استبدادی است که در فاصله سال 1948 و 1956 به هنگام - 
زمامداری ژنرال اودریا(3) در پرو داشته ایم . این رژیم ، دیکتاتوری عجیبی بود ومتفاوت با 
دیکتاتوری های کشورهای دیگر آن زمان آمریکای لاتین ، نظیر دیکتاتورهای «پرسن خیمه 
نس»(4) درونزوئلا ، «روخاس پی نیلا» (5) در کلمبیا ، «سوموسا» (6) در نیکاراگوئه ، یا 
دیکتاتوری «تروخیلو»(7) در جمهوری دومینیک . این دیکتاتوری ، سفاکی و کارهای تاثیر بخش 
کمتری داشت ولی خیلی بیش تر به فساد آلوده بود . رژیم اودریا بی آن که از جنایت شکنجه و تبعید 
.اشخاص به کلی چشم بپوشد ترجیح می داد که به دزدی ، فرمانبری و شانتاژ متوسل شود 
هشت سال ، بیماری جذام اداری سراسر پرو را به نحوی از انحاء به خود مبتلا کرده بود . نسل من 
که جوانی را پشت سر می گذاشت به مرحله ی کمال وپختگی می رسید ، به خصوص از حق خود 
.محروم شده به پستی می گرایید 
داستان این پستی همگانی و محرومیت جامعه ای از حق خود به مقیاس بزرگ موضوع کتاب 
گفتگوهایی در کلیسا» را تشکیل می دهد . این کتاب به معنای دقیق کلمه یک رمان سیاسی نیست » 
بلکه نشان دهنده ی نتایجی است که در یک رژیم استبدادی «خاص» ممکن است در زندگی 
.خصوصی برخی گروه ها و بعضی طبقات جامعه ی پرو داشته باشد 

 پس این بار هم صحبت از یك رمان «لو دهنده » است ؟ - 

 تخیل همیشه نوعی «لو دادن » و شهادت از یك عصیان است . زیرا رمان نویس آدمی است عاصی - 
 و برآشفته از بعضی جنبه های واقعیت . كسی كه با جهان یا با زندگی كاملن سازگار است دیگر در 
پی آن نیست كه واقعیتهای شفاهی بیافریند . من عقیده دارم كه هر رمانی یك نوع قتل تمثیلی واقعیت 
است . با این همه گمان نمی كنم كه عصیان كه همان منشا استعداد داستان نویس است آگاهانه یا با 
اندیشه ی قبلی در او صورت گیرد. رمان نویس برای آن می نویسد كه برخی شیاطین را كه زندگی 
را غیرممكن می كنند براند، برای آن می نویسد كه خود را از دست آزمون هایی كه تصاویر آن ها 
حافظه اش را شكنجه می دهند نجات بخشد . گاه دیوهای شخصی كه در داستان نویسنده طرح شده اند 
با دیوهای جامعه كاملن مطابقت دارند و گاه نه . و این شاید همان چیزی است كه موفقیت یا شكست 
.یك رمان را در نزد عامه ی مردم توجیه می كند 

 از وقتی كه كتاب «شهر و سگ ها» را نوشته اید تاكنون آثار شما بیش از پیش طولانی شده است - 
. تكنیك روایتی كه در پایان اولین رمان تان به چشم می خورد و از آن در «خانه سبز» به منتهی 
درجه ، بهره برداری شده است باید به خلق آثار نسبتن كوتاهی بیانجامد ، به خصوص گفتگوهایی كه 
پهلوی هم قرار گرفته اند و حال و گذشته و نیز قهرمانان اصلی داستان را مضمرن به یكدیگر پیوند 
می دهند به شما امكان می دهد كه قسمت های برزخ و فصول توضیح دهنده را حذف كنید .در این 
شرایط ، علت اینكه كتاب «گفتگوهایی در كلیسا » - دست كم در صورت ظاهر- برخلاف منطق 
طولانی است چیست ؟ 

 به گمان ام من همیشه مشتاق آن بوده ام كه رمان هرگز پایانی نداشته باشد؛ بلكه پیوسته ادامه یابد و - 
 حدود خود را تا بی نهایت پس زند. هنگام كودكی از خوانندگان پیگیر آثار پهلوانی بی پایان و رمان 
های دنباله دار «آلكساندر دوما» بودم . یادم می آید وقتی كه دوما «دارتانیان»(8) را به كشتن می داد 
چه خشم دیوانه واری به من دست داد و من برای این كه انتقام بگیرم در آن زمان داستانی كاملن درهم 
و برهم نوشتم كه دنباله ی «ویكونت دوبراژلون»(9) بود. یك همچو مفهومی از رمان ایجاب می كند 
كه من به كار عظیمی دست بزنم. برای نوشتن «گفتگوهایی در كلیسا» نزدیك به چهارسال وقت 
.صرف كردم. با این ترتیب ممكن است كه در آینده آثار بسیار كوتاهتری بنویسم 

گفتگوهایی در كلیسا» احتمالن در آینده بحث های كهنه را درباره ی «تعهد» در ادبیات از نو زنده» - 
خواهد كرد . شما غالبن از این عقیده كه «انقلاب مسلحانه» یگانه راه نجات كشورهای آمریكای لاتین 
است دفاع كرده اید . اینك عقیده تان درباره ی وضع تازه ای كه فعالیتهای گروه نظامی ژنرال 
بلاسكو(10) در كشور پرو بوجود آورده است چیست ؟ 

. من همیشه براین عقیده بوده ام كه انقلاب یگانه راه حل برای نجات كشورهای آمریكای لاتین است -  
منظور من یك دگرگونی اساسی در سازمان های كشوری است كه می تواند كشورهای ما را از این 
قیود قهری كه امپریالیسم و حكومت متنفذین بر آن تحصیل كرده آزاد كند . ولی هرگز معتقد نبوده ام 
كه این تحول بتواند در همه ی كشورهای آمریكای لاتین تنها از راه مبارزه مسلحانه به موفقیت 
انجامد . با این همه در مورد كشور پرو پیش از این چنین به نظرم می رسید كه با توجه به تحجر 
سازمان های اداری ، ماهیت طبقه ی حاكمه و ارتش آن ، انقلاب مسلحانه راه حل خوبی است . اینك 
.برایم دشوار است كه به همان  اندازه قاطع باشم 

 گروه نظامی كه مدتی است زمام امور كشور را به دست گرفته ، دست به یك رشته ی تحولات مهم 
در كشور زده است . از جمله اقدامات مفید این گروه یكی ملی كردن نفت و دیگری اصلاحات ارضی 
است كه هردو جنبه ی واقعن انقلابی دارند. بهترین دلایل آن یكی این كه امپریالیسم كشور پرو را 
مزورانه در محاصره اقتصادی گذاشته است و دیگری دشمنی متنفذین با رژیم فعلی است . پس در 
شرایط كنونی توصیه ی فعالیت مسلحانه بر ضد زمامداران پرو نه تنها خیال باطل در سر پروراندن 
.است . بلكه خدمت بزرگی است به ارتجاعی ترین نیروهای كشور 
من گمان می كنم كه جناح چپ در كشور پرو باید همه ی نیروی خود را متمركز كند تا رژیم كنونی 
را وادارد كه هرچه زودتر دست به اقدامات افراطی بزند و با همه ی قوای خود از دولت بخواهد كه 
تصمیمات انقلابی تازه ای بگیرد . حكومت ژنرال بلاسكو هنوز پایه ی محكمی ندارد . هنوز در 
مرحله ای است كه ممكن است گامی به پیش به سوی سوسیالیسم بردارد یا به عقب باز گردد و راه 
.امپریالیسم را در پیش گیرد و این امر به رفتار ورودیه ی جناح چپ بستگی زیاد دارد 

 شما از انقلاب كوبا همیشه با شور فراوان دفاع كرده اید یكی از اعضای هیات تحریریه مجله - 
كازاده لاس آمریكاس» (11) هم هستید كه در هاوانا منتشر می شود . نظریات خود را درباره ی » 
.انقلاب كوبا بیان كنید 

من همچنان عقیده دارم كه انقلاب كوبا مهمترین واقعه ی تاریخی قرن بیستم در آمریكای لاتین است - 
. كوبا نشان داده است كه كشورهای ما می توانند به نیروی ایمان و دلیری سازمان های كهن مملكتی 
را كه در خور زمانه ی گذشته است درهم بكوبند و خود را از تحت قیمومت امپریالیست ها آزاد كنند 
و جامعه ی نوینی را پی افكنند . به همین علت با انقلاب كوبا احساس همبستگی می كنم. همبستگی من 
اگرچه یكرو و ژرف است ولی بی دغدغه نیست . همان گونه كه رفتار من نسبت به یك رژیم 
سوسیالیستی در كشور پرو چنان نخواهد بود . گاه برایم اتفاق می افتد كه نسبت به آن چه در كشور 
كوبا می گذرد عقیده ی مخالفی پیدا كنم و آن را بر زبان آورم . مثلن چند سال پیش وقتی كه فیدل 
كاسترو از دخالت اتحاد جماهیر شوروی و كشورهای عضو پیمان ورشو در چكسلوواكی پشتیبانی 
كرد متأسف شدم و هنوز هم از آن متأسف ام . از طرف دیگر تصمیمات انقلاب در قلمرو فرهنگی 
.همیشه مورد تأیید من نبوده است 
(1) Mario Vargas Llosa (2) Miraflores (3) Odria (4) Perez Jimenez (5) Rogas Pinilla (6) Somoza (7) Trujillo (8) D’Artagnan (9) Vicomte De Bragelnne (10) Velasco (11) Casa De Las Americas
مرجع : سخن – دوره ی 21 – شماره ی 8و9 – اسفند/فروردین 1351

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی