دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

سایت ادبی دیگران ، ادبیات ایران و جهان
سایت ادبی دیگران ، شعر فارسی
سایت ادبی دیگران ، داستان
سایت ادبی دیگران ، ادبیات جهان
سایت ادبی دیگران ، نقد ادبی
سایت ادبی دیگران ،مقاله
سایت ادبی دیگران ، خبرهای ادبی
سایت ادبی دیگران ،ارسال اثر از شما
 « شعر و صورت کلام »  
مجید حکیم  
،کلید واژه ها : صورت کلام ، شعر ، معنی کلام ، سنت گراها ، قوانین زبانی ، اساس اسطوره ای میتولوژِی

اختلاف اساسی معنی و صورت کلام در آن است که عواطف و احساسات هیجان آمیز ، در 
صورت کلام و هیات تالیفی آن متجلی می شوند و حال آن که معنی ، مبتنی بر اندیشه و ادراک 
است. این نکته قابل توجه است که صورت کلام، دارای عواطف و احساسات نیست بلکه این دو 
.عنصر به عنوان علت تشکیل دهنده ی صورت کلام به حساب می آیند 

وجود هیجانات و عواطف در ما ، واقعیتی غیر قابل انکار و پی بردن بدان به مدد روش های 
معمول علمی امکان پذیر است اما باید دانست که قضاوت بر اساس صورت کلام ( انتخاب واژه ای 
و هیات تالیفی آن ) بیان یک حقیقت نیست بلکه مبین نوعی جاذبه یا دافعه است که در لباس مبدل 
کلام ظاهر می شود. چنین قضاوتی را همواره باید به وجه التزامی یا امری بیان کرد و نه در وجه 
.اخباری. بنابراین صحت و سقم آن را نمی توان با انباشتن اطلاعات به  اثبات رسانید 

برای آن که رابطه ی عواطف و هیجانات را با صورت کلام مجسم کنید ، فرض کنید برای 
موجودی بدون قوه ی عاقله صحبت می کنید. برای چنین موجودی کلام شما نه بی معنی است و نه 
با معنی و بر این اساس صدق و کذب نمی پذیرد ، ولی در عیت حال همین موجود ، عواطف و 
هیجانات شما را متوجه می شود، چنان که عکس العمل او در مقابل دو نوع کلام با صورت و 
طبعن آهنگ مختلف ، گوناگون خواهد بود. می توان چنین تصور کرد که عکس العمل موجود یا به 
هیجانات گوینده بستگی داشته است و یا مستعد بودن خود او، در هر حال ، این موضوع ارتباطی به 
ادراک معنی کلام نخواهد داشت، البته اگر مراد از معنی تبیین و توضیح یا تاویل باشد، بر اساس 
.صورت کلام نیز می توان قایل به معنی شد. یا دست در این صورت حتمی اصواتی مثل و...ت 
نیز با معنی خواهند بود یا دست کم روانکاوان و روانشناسان چنی ادعایی دارند. چنان که کلام از 
موجود ذی شعوری سر نزند و شما در صدد تبیین آن برنیایید ، چنین کلامی نه بی معنی است و نه 
با معنی؛ در این صورت شما آن را یک رویداد خواهید شمرد، نه یک کلام به معنی دقیق آن ، هر 
چند این کلام می تواند بیانگر نوعی هیجان و احساس باشد . پس به طور طبیعی صورت کلام با 
هیجانات و عواطف پیوندی ، ناگسستنی دارند چنان که هر قدر هیجانات و احساسات بیش تر باشد 
.صورت کلام بیش تر تمایل به نقص ، تخریب و جدا افتادن از حالت معمولی از خود نشان می دهد 
در حالت های وجد و اندوه شدید ، اغلب کلام بریده بریده می شود به طوری که ارزش معنا شناختی 
.خود را از دست می دهد ، اما با این حال در انتقال هیجان و عاطفه ی قوی مؤثر خواهد بود 

هنگامی که اهمیت اساسی هیجان و احساس را در صورت کلام بپذیریم باید به این سؤال پاسخ بدهیم 
که آیا چیزی به اسم دانش و قواعد برای صورت کلام و خصوصن شعر وجود دارد؟ 
آیا صورت کلام هم مانند معنی، درست و نادرست دارد؟ سؤال دیگری نیز وجود دارد که با سوال 
فوق پیوستگی نزدیک دارد. این سئوال به معیاری برای صورت کلام مربوط می شود . اگر شما 
بگویید که کلام با معنی حداقل دارای یک نهاد و یک گزاره ؛ است و من منکر این باشم ، آیا این 
صرفن یک اختلاف عقیده است ؟ 

هر چند اثبات این که کدام یک بر حق هستیم چندان ساده نیست ، ولی اگر کلام و به خصوص شعر 
را فقط به بیان هیجانات و عواطف محدود کنیم من می توانم با استناد به واقعیات ، ضرورت حرف 
شما را منکر شوم ؛ و اگر قایل به اصالت معنی باشیم نباید به هیچ روی این عقیده را که تمام 
معیارهای صوری کلام و بویژه شعر صرفن جنبه ی عقیدتی دارند؛ به سادگی بپذیرم . ممکن است 
گفته شود اگر هیجانات و عواطف پایه های صوری کلام را تشکیل می دهند ، پس هر معیاری در 
باب صورت کلام و شعر صرفن جنبه ی نظری و شخصی دارد ، چون هیجانات و احساسات خود 
اموری شخصی اند . این استدلال بر خلاف ظاهر آن بی نقص نیست . عناصر مفهومی نیز بر 
ادراکات فردی مبتنی هستند و این ادراکات نیز بیش از آن چه تصور می شود جنبه ی شخصی 
دارند ؛ با این حال مفاهیم شخصی و مبتنی بر سلایق فردی نیستند؛ و این در صورتی است که از 
،مفاهیم کسانی که از کور رنگی و اختلالات شنوایی رنج می برند صرف نظر کنیم . از این روی 
.شاید در مسأله ی صورت کلام وشعر هم راهی برای رسیدن به معیارهای قابل قبول و عام باشد 
.نیل به چنین هدفی احتمالن مستلزم توسل به زبان عرف است 

تفکیک صورت زبان از محتوای ( معنا و مفهوم ) آن ، سخت تر از تفکیک رفتار ، از انگیزه های 
.آن است ، با این حال روانکاوی بر اساس تمایز میان رفتار و انگیزه های آن ، استوارگشته است 
در گذشته عمومن تصور می شد کسی که توجه به هدف یا غایت رفتار خود ندارد ، نفس رفتار را 
نیز خود آگاه انجام نمی دهد. هنوز کسانی هستند که سعی می کنند فقط با خاطر نشان کردن نتیجه ی 
رفتاری ویژه ، فرد را از عمل بدان باز دارند ؛ اما کم هم نیستند کسانی که معتقدند رفتار لزومن 
براساس اهداف و غایات از پیش اندیشیده به وقوع نمی پیوندد. با این همه در زبان ، وضع به 
.صورت دیگری است . تبیین و توجیه بسیاری از قواعد زبان شعر و کلام ، کار مشکلی است 
بسیاری از این قواعد را جز با فرض وجود هدف و یا غایتی فراتر از نفس زبان کارکردی نمی 
توان توجیه کرد. البته نمی توان گفت که این تفسیر و توجیه بدون در نظر گرفتن مبنایی غایی غیر 
ممکن است ؛ ولی قطعن بدون چنین اساسی ، تبیین ما قوه ی محرکه و نیروی وادار سازنده ی 
.روانی خود را از دست می دهد 

یکی از استدلال های مطلوب سنت گراها این است که بدون اندیشیدن به غایت و یا هدف ، زبان 
دچار تخلیط و آمیغ و آشفتگی می شود ، بر این اساس باید ثابت کرد که اهل سخن هماره دارای 
هدف و غایتی پیش اندیشیده بودند. و به مثابه ی شرط کافی ، این را نیز باید ثابت کرد که این هدف 
موضوعی نسبی ، گذرا و فنا پذیر نبوده است ، اما حتی اگر این هدف در هر عصر با هم متفاوت 
بوده باشد قاعدتن مسلم و جهان شمولی را نمی توان از آن استنتاج کرد . از این رو این سئوال پیش 
می آید که آیا زبان به لحاظ صوری می تواند به گونه ای مستقل از هدف به موجودیت خود ادامه 
دهد و در عین حال در جامعه مفید باشد ؟ این موضوع را باید مورد بررسی دقیق قرار داد و این را 
نیز باید در نظر داشت که امروز نسبت به گذشته امکانات بسیار بیش تری برای فساد در قواعد 
.وجود دارد که تمایز بین سخن و هدف آن مورد توجه نبوده است 

در طول تاریخ ، قواعد زبان دارای دو مأخذ مختلف بوده است : یکی از قواعد جمعی که کسی را 
نمی توان واضع آن دانست و دیگری خلاقیت های فردی . این دو ، به صورت قوانین و قواعد کلام 
و شعر متجلی شدند . همین فرق را در زمان هر سخنور بزرگی بین قوانین رسمی که در جامعه 
متجلی بود وخلاقیت فردی که توسط آن ها اعمال می شد مشاهده می کنیم ، این دو گانگی با اهمیت 
فوق العاده ای که امروز به فرد داده می شود به نفع آفرینش فردی رقم خورده است . این جنبه ی دو 
گانه ی خلاقیت فردی و قواعد و قوانین جمعی چیزی است که باید در هر تئوری کامل مربوط به 
.کلام و شعر مورد توجه واقع شود 

،بدون قواعد جمعی ، کلام و شعر دلیل وجودی خود را از دست می دهد و بدون خلاقیت فردی 
زبان فقط دست افزاری برای مبادله خواهد بود . قواعد و قوانین زبانی در هر جامعه ی انسانی و 
حتی در بدوی ترین آن ها وجود دارد و بر این اساس برخی از انواع کلام صحیح و برخی  غلط 
شمرده می شود . بدین معنی همواره هدفی فراتر از نفس زبان ، مورد توجه قرار می گیرد . از 
پاره ای از این قواعد می توان با توسل به منطق و عقل دفاع کرد ولی حتی در جوامع امروزی نیز 
قواعد اسطوره ای دارای جایگاه ویژه ای هستند که اغلب در ابتدا الهام بخش قوانین مربوط به 
صورت و هیأت تألیفی کلام اند . برای مثال ، در هند قواعد صرف و نحو زبان را به یکی از 
خدایان نسبت می دهند و در زبان عربی قواعد نحو به اولیاء و صحابه منتسب است و اگر به 
صورت کلام در شعر توجه کنیم ، اهمیت قوانین اسطوره ای نمایان تر است . شمس الدین محمد بن 
قیس رازی آدم ابوالبشر را نخستین شاعر می داند که قطعن نخستین کسی که کلام را به کار می برد 
. در سایر جوامع قدیم نیز صورت تألیفی خاص شعر و موزون  بودن آن مورد توجه بوده است . از 
این رو اوراد و ادعیه و سخنان کاهنان دینی  و حتا قطعات باقی مانده از برخی فیلسوفان باستان 
همچون پارمنیدس صورتی موزون و خاص دارد . در عالم اسلام برای فرو نشاندن تاثیر 
افسونگرانه ی کلام کاهنان ، هر گونه سخن موزون که شبیه به کلام الله باشد ، ناپسند شمرده می شد 
. که در قرن دهم شعر شناسان هندی آن (Ananda Vardnna) همچنین بر اساس نظر آناندا واردنا 
را طرح کرده اند ، کلمات شعر ، دارای معنای مخفی و مرموزی هستند که هیچ گاه در نثر ظاهر 
 یا Vaice نمی گردند . اساسن در اعصار باستان ، شعرا همان کاهنان به شمار می رفتند ، کلمه ی 
 در زبان یونانی باستان هم به معنی شاعر است و هم به معنی پیغمبر و پیشگوی . همچنین Aoigos 
هم به معنی شعر است و هم جادو Odeبه معنی سرود وcar minaکلمه ی رومی کارمینا 
به معنی شعر و سرودLay,runeبه معنی آغاز و کلمات انگلیسی Liedکلمه ی آلمانی 
همه در اصل معنی طلسم داشته اند . این ها اندکی است از آن چه می توان در این مورد جمع کرد 
ومجموعن می تواند برای بیان اساس اسطوره ای و میتولوژی قواعد صوری کلام و خصوصاً شعر 
.مورد استناد واقع شود 

مرجع : شعر – سال چهارم – تابستان 1375 – شماره ی 20 

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی