کتابشناسی بهمن فرسی
شب یک، شب دو رمان سازمان چاپ و پخش 51 - تهران 1353
سقوط آزاد مجموعه نمایشنامه نشر خاک - لندن 1370
سفر دولاب رمان نشر خاک - لندن 1370
دوازدهمی مجموعه ی 7 داستان کوتاه نشر خاک - لندن 1370
با شما نبودم یادداشت ها و قلم اندازها،طنز و مقاله نشر خاک - لندن 1371
خود رنگ مجموعه شعر نشر خاک - لندن 1372
آوا در کاواک مجموعه شعر نشر خاک - لندن 1372
پنج داستان از شاهنامه ی فردوسی رستم وسهراب/کیخسرو/سیاوش/فرود/شغاد
بهمن فرسی متولد سال 1312 است. او پس از انقلاب، در سال 1357 به لندن رفت به کارهای هنری
مختلفی مانند ، نمایشنامه نویسی و بازیگری تآتر، فیلم سازی، شعر و نقاشی و مجسمه سازی علاوه
.بر داستان نویسی پرداخت
در لندن نشر خاك را دایر كرد و،آثارش را در نشر خاک منتشر کرد. او در واقع از پیشگامان و نو اندیشان
.نمایشنامه نویسی و ادبیات نوین ایران است
فرسى به سال ۱۳۱۲ در تبریز به دنیا آمده است. او پس از رها كردن تحصیل و تجربه مشاغل مختلف به
استخدام دولت درآمد. فرسى داستان نویسى را در كنار نمایشنامه و نقد در همان دوران جوانى آغاز كرده
.و به آن ها پرداخت. نخستین كتاب او «نبیره هاى بابا آدم» نام دارد كه مجموعه اى از نثر آهنگین است
پیش از انقلاب مجموعه داستانی با نام "زیر دندان سگ" و یک رمان به نام "شب یک، شب دو" به قلم او به
.انتشار رسیده بود
فرسى بعد از این كتاب باز به نمایشنامه نویسی و كارگردانى بازمى گردد و آثاری را در این زمینه خلق مى كند تا
سال ۱۳۵۳، كه رمان معروف او یعنى «شب یك، شب دو» منتشرمی شود. او اولین مجموعه داستان خود را در
"،سال 1339 به چاپ رساند اما قبل از آن در نشریات مختلفی قلمفرسایی کرد که از آن جمله اند :"ایران آباد
نگین"، "آشنا"، "چلنگر"، "اندیشه و هنر" و در روزنامه هایی مثل : "آژنگ" و "کیهان" داستان هایی "
.از او منتشر شد
بهمن فرسی از همشاگردی های دکتر جمشید لایق از هنرمندان تئاتر، تلویزیون و سینما بود که با تئاتر سعدی همکاری می کرد
و پیشنهاد تشکیل یک گروه تئاتری با علی نصیریان، فریدون فرخزاد، مهدی فتحی و چند تن دیگر را داد که خود فرسی مسئول
انجمن هنری و این گروه کوچک تا پایان دوره ی دبیرستان بود وی حتا تجربه ی بازیگری در فیلم "پستچی"داریوش مهرجویی
در کنار بازیگرانی مانند:عزت الله انتظامی،علی نصیریان، ژاله سام، احمدرضا احمدی،و ...دارد
"بهمن فرسی نمایش های "چوب زیر بغل"، "صدای شکستن"، "بهار و عروسک"، "گلدان
و "آرامسایشگاه" را در تهران روی صحنه برد.او در سال 1362 نمایش "گلدونه خانم" اسماعیل خلج را کارگردانی
کرد به گفته ی محمدعلی کشاورز در گروه هنر ملی گروه تئاتری به نام "مروارید" تشکیل شد که شاهین
.سرکیسیان رییس آن بود و بهمن فرسی، علی نصیریان، اسماعیل شنگله و خجسته کیا در آن عضو بودند
فرسی می گوید: من کارمند هیچ جا نبودم. یک سال و خرده ای به اصرار فریدون رهنما عضو شورای
تلویزیون بودم. بعدش هم استعفا دادم. به قطبی نامه ای نوشتم و به او گفتم: متاسفانه شما دکونی واکرده یید که
غیر از ارتشاء و غیر و ذالک توش نیست.و نیز می گوید: من هیچوقت نه با کسی مسابقه ای داشتم نه به کسی
.کاری داشتم
بهمن فرسی در آغاز دهه ی چهل کتاب های خود مانند "گلدان"، "با هو"، "چوب زیر بغل"، و "زیر دندان سگ" را منتشر کرد
مجموعه داستان "زیر دندان سگ" در سال 1339 خورشیدی به کوشش شمیم بهار انتشار یافت و دربر گیرنده
ی داستان هایی مانند "استخوان سوخته ها"، "آِین عزب" و "در سوگ بستری که چیده شد" از اولین نشانه
هایی است که آشکار می سازد فرسی نویسنده ای است معترض. برای مثال در داستان کوتاه" سوزن" از
مجموعه ی "زیر دندان سگ" او از یک واقعه ی نه چندان پیچیده، با زیبایی زبانی، به نتایج فراگیر اجتماعی
گریز می زند. داستان های او با زبانی بی پروا به پرده برداری از ناهنجاری های زمانه ی سیاه خویش می
.پردازد
در رمان " شب هول" ، هرمز شهدادی ذهنیات راوی را در تقابل با اجتماع پیرامون اش چون اثری گزنده و
:هول انگیز نمایش می دهد
اساسا همه روابط بشری و اجتماعی را نادرست بشناسم . کتابهای ترجمه و غیر ترجمه ، همه، نوعی بینش"
رمانتیک را در من به وجود آورد که دو سال طول کشید تا خودم را از آن خلاص کنم . درست نمی دانم کی و
چگونه اتفاق افتاد . ولی یک روز ، چشمهایم را باز کردم و دیدم اگر دیر بجنبم من هم نابود خواهم شد . من هم
یکی از افراد نسل خودم خواهم شد که نسل بی ریشه ای است. ما نه با گذشته ارتباط داریم و نه با آینده . خوانده
هایمان پراکنده و ناقص است . هیچ کدام آن آگاهی لازم را ایجاد نمی کند . چه فرقی میان زنجموره این خواننده
های رادیو است و آه و ناله فلان شاعر یا داستان نویس ؟ شرایط بحرانی جامعه در کدام اثر هنری متداول بازگو
شده است ؟ بالاخره به این نتیجه رسیدم که باید یک بار و برای همیشه از گذشته دست بردارم . باید با شناخت
تازه ای که بدست آورده ام ، ذره ذره ، جزء به جزء ، شرایط محیط ،روابط اجتماعی ، و خلاصه همه وجوه
حیات فردی و جمعی خودم را تجزیه و تحلیل کنم و آنگاه محصول فعالیت نظری را در عمل به کار ببرم . محک و
"...معیار دیگری نیست . خوشبختانه راه درست را زود پیدا کردم . راه عمل را
این زبان که در سراسر رمان مزبور سایه وار بر ذهنیت خواننده احاطه داردا در واقع تالی زبان اعتراض آمیز
.داستانی فرسی است
سال ها بعد، مجموعه ای دیگر از داستان های کوتاه بهمن فرسی با عنوان "دوازدهمی" با امضاى "بف"در
.دوره ای که به زعم وی "عصر قلم آشوب" است انتشار می یابد
از ویژگی های دیگر نوشته های او غنای "زبان عامیانه" است که به مجموعه داستان "دوازدهمی" می توان
اشاره نمود که مانند مجموعه نمایشنامه های "سقوط آزاد" سرشار از زبان عامیانه در متن است و واژه
سازی های داستانی مدرن را از متن زبان عامیانه بیرون می کشد .در آثار متاخرتر
گاه گریز به معنای انتقاد از آن چه ازآن گریزان هستیم است و معنای اعتراض را در خود مستتر دارد.گاه هم
گریز حالت نفی و بی اعتنایی را با خود به همراه دارد یا ازآن ناشی می شود.من آن چنان به دوحالت نفی و بی
اعتنایی در این جا تاكیدی ندارم و آن را ناشی ازناصحیح بودن راهی كه برگزیده شده می دانم.پس تا این جای
ماجرا قبل از هرگریزی باید به آن چه كه از آن گریز می زنیم واقف باشیم و نسبت به آن آگاهی داشته باشیم. از
این جاست كه نمی توان به گریزی كه بدون وقوف بر آثار پیشین انجام می شود، دل بست.از سوی دیگر اغلب
گریزهایی در روندآثار ماندگارجای می گیرد که معنا و شکل در اثر گریززننده با هم همخوانی داشته باشد.این
نکته از آن جا ناشی می شود که گاه گریزتنها در شکل اثر تجلی می یابد و گاه تنها در معنای اثرنمود دارد.در
روند ادبیات داستانی ایرانی معاصر از آغاز تاكنون نحله های مختلفی همواره محور بوده اند كه این نحله ها
وقتی به جریان تبدیل شده اند كه از مولفه های خاصی برخوردارند.بنابراین باید توجه داشت که گریز تنها شامل
حال آثار خلاقه نیست و برخی اوقات بنابررویکرد معنایی شاهد گریز هستیم.البته در این جا آن چنان به گریز
.معنایی صرف کاری ندارم
توجه داشته باشیم كه این گریز همراه با وقوف و آگاهی نویسنده نسبت به كمی و كاستی های ادبیات رایج زمانه
.اش و همچنین وقوف برضرورت گریزی است كه باید انجام گیرد
محمدعلی جمالزاده با رمان" یکی بود یکی نبود ". در این مقدمه است كه نویسنده انتقادخود را نسبت به ادبیات
رسمی و دیوانی روزگار خود توضیح می دهد و همواره می كوشد تاضرورت كاری را كه انجام می دهد بیان
.كند.توجه داشته باشیم كه در این مقطع از زمان، نویسنده خود نقش توضیح دهنده اثرش را نیز برعهده بگیرد
قصه یی مانند" درد دل ملا قربانعلی" است که به لحاظ شکل و معنا با توجه به ماجرای گریز نسبت به ادبیات
.قبل از خود است
صادق هدایت نویسنده خلاق و پیشرو ایرانی در روند داستانی ایرانی معاصر در آثار خلاقه اش به مانند جمالزاده
از ادبیات رایج زمانه اش گریز می زند. گریز هدایت در آثارش علاوه براین كه در قالب نوع و پیشرویی انجام
.می شود در گریز از نگاه رسمی و فرهنگ غالب بر تاریخ ایران است
از سوی دیگر بزرگ علوی از بنیان گذاران ادبیاتی به نام ادبیات زندان نیز كه این نوع از ادبیات،در ادبیات
.جهان در میان آثار شاخص جایگاه ویژه یی را به خود اختصاص داده است
صادق چوبک در ارتباط با زبان به لحاظ ساختاری نیز چوبک در سنگ صبور نویسنده یی است که جریان
.گریزاست
ابراهیم گلستان و جلال آل احمد هركدام به نوعی از سنت داستان نویسی قبل از خود گریز می زنند.گریز جلال
احمد در آن بخشی اهمیت می یابد كه تلاش دارد تا با گریز از پیرو محض دستاوردهای داستان نویسی غرب
.بودن،راه چاره یی بیابد تاداستانی براساس سنت داستان نویسی شرقی خلق كند
گریز ابراهیم گلستان جدای از نثر و زبانی كه پیشنهاد می دهد به نوعی ریشه در نقد و اعتراض و پرخاش به
فرهنگ رسمی و رایج زمانه اش نیز است.پیشنهادهای گلستان در نوع خود منحصر بفرد می ماند ومتاسفانه در
.ادبیات نسل بعد جریان نمی یابد
گرایش غلامحسین ساعدی در برخی از آثارش را نیر باید نوعی دیگر از گریز نسبت به ادبیات داستانی قبل از
خود محسوب كرد.ساعدی در خلق فضایی برآمده از خلق و خوی مردمان داستان هایش در جهان واقع
.دستاوردی قابل تامل برای ادبیات داستانی ایرانی معاصر به شمار می آید
بهرام صادقی از دیگر نویسندگان گریزادبیات داستانی ما است كه هنوز هم رویكرد او به ادبیات داستانی قبل از
خودش قابل تامل و بررسی است.نكته قابل توجه در چگونگی گریز بهرام صادقی در این است كه در آثارش از
خود نیز گریزمی زند و در آن جا كه دیگر راهی برای گریز ازآن چه دستاوردهای خودش است از نوشتن گریز
.می زند و ده سال از عمرش را در سكوت سپری می كند
نویسندگان گریزپا در دهه ی چهل و پنجاه در دهه های بعد از سوی جریان غالبی كه محصول اتحاد و اقتدار
.نویسندگان متوسط است،به دست فراموشی سپرده می شوند
بهمن شعله ور با رمان«سفرشب»، فریدون هویدا با رمان«قرنطینه»، شمیم بهار با قصه های پراكنده اش در
مجله اندیشه و هنر كه هنوز هم در یك جاگرد نیامده است، كاظم تینا ، مسعود زوار زاده، عباس نعلبندیان بارمان
وصال در وادی هفتم ،بهمن فرسی با رمان«شب یك، شب دو»، هرمز شهدادی با رمان«شب هول»، علی مراد
.فدایی نیا و یكی دو نام دیگراز این دست هستند. سفرشب،یکی از مدرن ترین رمان های فارسی است
بهمن شعله ور به عنوان یکی از نویسندگان جریان گریز در این سال ها به راحتی از جریان ادبیات داستانی ما
کنار گذاشته می شود و در تمام این سال ها کمتر نامی از او در میان است. تحلیل و بررسی رمانی چون سفر شب
.در این سال ها می توانست بخشی از رمان نویسی ما را در این دو دهه تقویت کند
رمان نویسی عباس نعلبندیان نیز در این دو دهه به راحتی کنار گذاشته می شود.این تجربه به کلی کنار گذاشته
شده است.این در حالی است که بخشی از تجربه نعلبندیان در ساختار شکنی و متفاوت نویسی در دهه ی هفتاد
.در آثار نویسندگان نسل جوان به عنوان تجربه های ناب و منحصر فرد تکرار می شود
تجربه ی کاظم تینا در زبان، تجربه یی ناب است که در دهه ی اخیر شاهد تکرار آن به عنوان تجربه های جدید
مطرح می شود. حذف علایم سجاوندی و تلاش برای مخترع بودن در زبان و دست رسی برای زایش در زبان در
تجربه های تینا که مربوط به دهه ی چهل است، باید پرسید منتقدان غایب صحنه ادبیات داستانی ما چرا در این
موارد هنوز ظهور نکرده اند؟
بیژن نجدی و مهدی یزدانی خرم و شمیم بهار وزكریا هاشمی، عباس پهلوان نیز از نویسندگان جریان گریزی
هستند که ارزشی برای خود نمایی قائل نمی شدند .و در سکوتی که خود برگزیدند آثار خواندنی و با ارزشی را
.آفریدند
بهمن فرسی را بیشتر به عنوان نمایش نامه نویس می شناسیم.این شناخت هم برای خیلی از ما ایرانی ها ناشی
از برخوردی است که جلال آل احمد با نمایش نامه«گلدان » در نقدی که برآن نوشت.این در حالی است که بهمن
فرسی در کارنامه کاری خود تجربه های داستان نویسی هم دارد.از این میان می توان به رمان« شب یک،شب
.دو» اشاره کرد
:قسمتی از رمان " شب یک ، شب دو " نوشته ی بهمن فرسی
این یادداشت یک دلیل طولانی دارد : اعتقاد به انفجار ، به عصیان ، به بدی و ناهمواری آدمیزاد ، به حقانیت "
عطش ، حقانیت شر ، به حماقت و امید زاوش ایزدان ، به عشق تو ، بله ، به هر حال کلمه عشق ، کلمه یی که
از آن می ترسم و متنفرم ، عشقی که در توست ، در من است ، و بی هیچ باوری ، و پر از باور ، می توان آن را
.گفت ، نوشت ، این همان ویرانه یی ست ، که از آبادترین آبادی ساخت آدمیزاد ، خواستنی تر و خرم تر است
دیگر چه بنویسم ؟ دو کلمه ، چند کلمه ، یک نفس ، یک بو ، صدایی از رهایی دست و پایت ، بنویس ! بی تو و
به انتظار تو این اتاق ، این خانه ی فردا جهنم است . اگر آمدی و این کلمات را خواندی مرا ببخش . زیرا من هم
تو را به خاطر همه نافرمانی ها و ناتوانی ها و آزارهایت می بخشم . اگر خواستی پیدایم کنی از این اعداد کمک
"...بخواه
: « در این جا شعری از بهمن فرسی را با عنوان « گفتن» ازمجموعه اشعار « آوا در کاواک
گفتن *
از درازی حکایت
از کوتاهی دست
و شتاب وقت
برای پریدن
...از بام انسان است
اگر دیرگاه و
بی گاه
جانمویه ای به واژه
.و واژه ای به دفتر می نشیند
و از برای آن
تا سکوت
پرستنده ای در من
سراغ نکند
و خاموشی بیدار مرا
سجودی از سر تمکین
به آستانش
در شمار
. نیارد
ورنه کدام خامه درخوی تپنده از شرم
در این معاد هجرت و فرقت
در این خم خراب تاریخ
که رنگ ها
نیرنگ ازکار درآمدند
که صداها
...بی سیرت شدند
و جان ها به منزل
و باورها به ساحل
نرسیدند
...و نمی رسند
و زخم ها که از سر دل ها
...سایه بر نمی گیرند
در این وانفسا
آیا
باز هم سخن؟
باز هم گفتن؟
* بهمن فرسی. آوا در کاواک.دفتر اشعار. لندن.نوامبر 1993. دفتر خاک
فرسى به خصوص در رمان" شب یك،شب دو" چنان روایتى از زندگى روشنفكران ایرانى به دست مى دهد كه شاید
از منظر روایت و داستان در نوع خود كم نظیر باشد. بهمن فرسى،این روزها در ۷۲ سالگى به سر مى برد و
.سال ها است كه از ایران كوچ كرده و ساكن اروپا است
انسان آثار بهمن فرسى از یك بیمارى مزمن و كشنده عذاب مى برد كه این بیمارى به مانند جذام، به تدریج
خاصیت «من راوى» را از او بازپس گرفته و حالت «من موضوع و یا من ابژه» را به وى تلقین مى كند. فرسى
در مرحله دوم این تقابل ساختارى، به سراغ موضوع ها و روایاتى مى رود كه تجربه آنها، نیازمند یك روایت
پویا و خلاق تصویرى است. چیزى كه فرسى به خوبى آن را مى شناسد. همان طور كه بحث شد، انسان بهمن
فرسى، موجودى خسته، دلزده و بى روح است كه در مراحل مختلف وجودى خود روایت مى شود. این انسان كه
در بسیارى از داستان هاى فرسى، روشنفكر و یا تحصیلكرده اى تباه شده است با حمله به سوى ساختارهاى
.جامعه و در واقع انتقام كشیدن از آدم ها و شهر پیرامونش مى كوشد تا از من روایتگر خود دفاع كند
در واقع با ساختار روایى اى كه اورا در برگرفته است سر عناد دارد و به دلیل روحیه آنارشیستى خود، هیچ فرم
.و چارچوبى را براى روایتش قبول نمی كند
به طور مثال، فرسى در رمان شب یك، شب دو، با انتخاب فرمى براساس نامه هاى كوتاه عاشقانه، نوعى
تك گویى درونى مدرن را به وجود مى آورد كه طى آن حالت نامه گونه متن از بین رفته و مخاطب مى تواند
.آدم هاى داستان را در ذهنش طراحى كند
مى توان گفت: او بدون پیمودن پروسه هاى طبقه بندى شده به این كابوس دست یافته و فرسى با مدد از
دیالوگ، مونولوگ و هر آنچه كه بتواند ساختار از پیش تعیین شده را در تضاد با انسانش قرار دهد، مدد گرفته و
.شاید نمونه هاى بسیار تلخ داستان دهه هاى چهل و پنجاه را رقم مى زند
نكته مشترك بین این گروه از نویسندگان، روایت بى پروا و چندسویه ایشان از زوال منش هاى روشنفكرى و
شهرى در ایران است. چیزى كه در اواخر دهه پنجاه قطع شده و موجب فراموشى بسیارى از این نویسندگان
.بزرگ مى شود
"آرامسایشگاه / نویسنده و کارگردان: بهمن فرسی / بازیگران: علی نصیریان، فخری خوروش "
|