دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

سایت ادبی دیگران ، ادبیات ایران و جهان
سایت ادبی دیگران ، شعر فارسی
سایت ادبی دیگران ، داستان
سایت ادبی دیگران ، ادبیات جهان
سایت ادبی دیگران ، نقد ادبی
سایت ادبی دیگران ،مقاله
سایت ادبی دیگران ، خبرهای ادبی
سایت ادبی دیگران ،ارسال اثر از شما
 میگل آنخل آستوریاس   
ج. مانا    


در یکی از روزهای سال 1967 خبرنگاران فرانسوی و خارجی مقیم پاریس به سوی 
سفارت گواتمالا هجوم می بردند زیرا سفیر کبیر گواتمالا ،  این کشور کوچک آمریکای 
.مرکزی ، جایزه ی نوبل ادبی را دریافت داشته بود 

میگل آنخل آستوریاس که به گفته ی « ژرژ پی مان » مترجم فرانسوی « آقای رییس 
،جمهور » یکی از بزرگترین شاعران و رمان نویسان آمریکای اسپانیایی زبان است 
.روز نوزده اکتبر 1899 در خانواده ای تجارت پیشه در « گواتمالا سیتی » متولد شد 
او پس از پایان تحصیلات متوسطه به دانشگاه رفت و در رشته ی حقوق دکترا گرفت و 
پس از فراغت از تحصیل به لندن رفت و سپس عازم پاریس شد . پایتخت فرانسه ، توجه 
آستوریاس را به خود جلب کرد و سبب شد که او هشت سال در این شهر بماند . در این 
مدت او در سوربن در رشته ی نژاد شناسی به تحصیل پرداخت و درباره ی مذاهب 
.قدیمی آمریکای مرکزی مطالعه به عمل آورد 

آستوریاس در سال 1930 هنگامی که به اسپانیا سفر کرد ، نخستین اثر خویش موسوم به 
 افسانه های گواتمالا » را در مادرید منتشر کرد . در این اثر ، نویسنده سرزمین » 
خویش را به یاد می آورد . هنگامی که این کتاب به فرانسه ترجمه شد ، پل والری که بر 
:آن مقدمه ای نگاشته بود ، خطاب به نویسنده می گفت 
 به کشور خودتان بازگردید ، زیرا تماس با ملت خودتان است که کار شما را توسعه »
«.خواهد داد 
پس از انتشار « افسانه های گواتمالا » ، شاید هم تحت تاثیر گفته ی والری بود که 
آستوریاس به کشور خود بازگشت . اما او در این سفر تنها نبود ، زیرا بزرگترین اثر 
خود را که همان « آقای رییس جمهور » است به صورت دست-نوشته به همراه می برد 
. انتشار این اثر در آن زمان در کشور آستوریاس مقدور نبود ، به همین جهت نویسنده 
،در سال 1946 آن را در مکزیک چاپ رساند . دو سال پس از چاپ اول این کتاب 
آرژانتین آن را برای بار دوم به چاپ رساند . در سال 1952 هنگامی کتاب آقای رییس 
جمهور آستوریاس به فرانسه ترجمه شد ، جایزه ی بهترین رمان خارجی به آن اعطا شد 
.و مردم جهان به این نویسنده که از سرزمینی دور بر خاسته بود نظر دوختند 

دومین رمان آستوریاس که « آدم های ذرت » نام داشت و از انهدام جنگل های بومی به 
.دست مردم بیگانه سخن می گفت ، در سال 1949 انتشار یافت 
پیش از آن ، یعنی در سال 1946 آستوریاس به عنوان وابسته ی فرهنگی به مکزیک 
رفت و بعدها با همین عنوان به آرژانتین و فرانسه نیز سفر کرد . همین موفقیت بود که 
.به وی اجازه داد رمان اول خود را در مکزیک منتشر کند و در فرانسه آن را بشناساند 
سال هایی از زندگی آستوریاس صرف خلق اثر سه قسمتی بزرگی شد که نخستین قسمت 
آن با نام « تند باد » در سال 1950 به چاپ رسید و دومین قسمت آن در سال 1954 
تحت عنوان « پاپ سبز » انتشار یافت و بالاخره سومین بخش آن که « چشمان مدفون 
شدگان » نام گرفته بود در سال 1960 منتشر شد . هر سه قسمت این اثر از زندگی 
.روستاییان گواتمالا سخن می گوید 

در خلال این فعالیت ها ، آستوریاس چند مجموعه شعر نیز به چاپ رساند ، یک مجله ی 
ادبی را اداره می کرد و در سال 1954 هم به دنبال تحولاتی که در زندگی سیاسی 
گواتمالا پدید آمد ، او به آرژانتین رفت و یکی از آثار خود موسوم به « تعطیلات آخر 
.هفته در گواتمالا » را در همان جا منتشر کرد 

در آن سال ها ، او برای آنکه توجه مردم جهان را به کشورش جلب کند ، از این کشور 
.به کشور دیگر می رفت و پشت سر هم کنفرانس ترتیب می داد 
در سال های 1965 و 1966 ، دو کتاب دیگر او با عناوین « زن دو رگه » و «حفره 
ی گدا» انتشار یافتند و چون در این دو اثر موضوعاتی یافت می شد که از سنن دیرین 
کشور نویسنده الهام پذیرفته بودند و در بیان آن ها هم از زبان غنایی کم نظیری کمک 
.گرفته شده بود ، ناقدان ، یکصدا به ستایش این آثار زبان گشودند 

در همان سال 1966 بود که جایزه ی صلح لینی به آستوریاس اعطا شد . در سال 1967 
 هنگامی که جایزه ی نوبل ادبی به او داده می شد ، او باز هم به یاد ملت اش بود 
،و در برابر تحسین ها ، با فروتنی می گفت : « نوبل را من برای خودم نگه نمی دارم 
«.بلکه آن را به تمام افراد ملت ام تقدیم می کنم 

،وقتی بخواهیم درباره ی آستوریاس سخن بگوییم باید در کنار آستوریاس نویسنده 
شاعری بزرگ را نیز در نظر بیاوریم . حقیقت آن است که آستوریاس در شاعری نیز 
بلند پایه است و حتی به گفته ی « کلودفل » نویسنده ی فرانسوی ، جدا کردن آثار 
شاعرانه ی آستوریاس از آثار منثور او کاری غیر ممکن و بیهوده است . زیرا این دو 
«دسته از آثار او ، از همان نفخه ای تاثیر پذیرفته اند که « طبقه بندی های منطق و عقل 
 را در هم می ریزد . این خصوصیت را به بهترین نحو می توان در رمان « آقای 
رییس جمهور » پیدا کرد . در این اثر شعر و نثر با یکدیگر در آمیخته اند و این آمیزش 
تنها از نظر قالب نیست ، زیرا در موارد بسیاری ، خصوصیات شعر آستوریاس را در 
نثر او نیز می توان پیدا کرد . شاید به سبب همین نزدیکی مفرط باشد که « کلودکوفون 
» نویسنده و مترجم فرانسوی که متخصص آثار اسپانیایی زبان است ، در تک-نگاری 
خود که به آستوریاس اختصاص داده است ، در کنار اشعار او ، صفحاتی از رمان های 
. آقای رییس جمهور » و « پاپ سبز » را نیز آورده است » 
:همین نویسنده ی فرانسوی در جایی درباره ی آستوریاس می گوید 
« برای آستوریاس ، شعر همچون آیینه ای است ... که او تجربیات و تغییر شکل های 
زندگی شخصی خویش را در آن منعکس می کند . روشی این چنین ، سبب شده که او از 
تمام مکاتب شعری دوری بجوید ... او که در نثر شخصی نوآور است ، در شعر با 
«...ایمانی تزلزل ناپذیر ، به اشکال سنتی پای بند مانده است 

آخرین اثری که تا این زمان از آستوریاس منتشر شده رمانی است موسوم به « راهزنی 
که به آسمان اعتقاد نداشت » این رمان به گفته ی « روبر کانتر » ناقد فرانسوی ، اثری 
است که باید به آن چنان قدم بگذاریم که گویی به جنگلی بزرگ پای می نهیم و چندین 
.ساعت و شاید چندین روز باید در آن باقی بمانیم 

کتاب « راهزنی که به آسمان اعتقاد نداشت » با صحنه ای از جبال « آند » و رنگ 
های فراوان اش که بر همه آشکار است آغاز می شود . انواع حیوانات و نباتات در 
صفحات کتاب آشکار می شوند . درختان می رویند . آب ها جاری می شوند . پرنده ها 
،در آسمان قوس های تند و رنگین رسم می کنند . این قوس ها به اندازه ای می درخشند 
به قدری به سبب رنگ های خود روشن و آشکارند که خواننده را به یاد جواهرات می 
اندازند .  این بهشت زمینی آیا در عین معصومیت و بی گناهی ، به زندگی خود ادامه 
خواهد داد ؟ 

در این طبیعت درخشان ، آدمی تمدنی به وجود می آورد که برای خود عظمتی دارد ، اما 
نشان مشخصی بر آن تمدن دیده می شود که مردمان متمدن بیگانه آن را سنگدلی و     
بیرحمی می خوانند . این زمان ، زمانی است که بیگانگان انساندوست ، یعنی مسیحیان 
.اشغالگر سر می رسند ، کسانی که سلاح آنان فقط باروت نیست ، ویرانی هم هست 

میگل آنخل آستوریاس از این به بعد خواننده را به اردوگاه طرفین می کشاند . این دو 
طرف عبارتند از بومیان و اسپانیایی ها . از یک سو بومیان را می بینیم که سرگرم 
بررسی راه های مختلف پیکارند و جنگ های منظم و سپاه در برابر سپاه و نیز جنگ 
های پراکنده یا قلعه نشینی را بررسی می کنند . از سوی دیگر ، اشغالگران را می بینیم 
.که به شکلی مقاومت ناپذیر پیش می آیند 

 کایی بیل بالان » بومی می خواهد که خود را حفظ کند و همزمان با آن ، چیزی را که » 
به عنوان فرمان آسمانی در نظر گرفته است حفظ کند . اما فاتحان در بند آن نیستند که از 
دین خود الهام بگیرند ، آن ها فقط به درگاه خدای خود استغاثه می کنند . آن چنان که 
.خود آستوریاس برای راه پیدا کردن خواننده می گوید ، این جنگ ، جنگ مذهبی نیست  
.جنگ جادوها است 

موضوع جالب دیگری که در این کتاب وجود دارد چنین است : دسته ی کوچکی که به 
دنبال ماجرا است از توده ی اسپانیایی ها جدا می شود و درصدد بر می آید که نقطه ای 
.را که محل تلاقی دو اقیانوس اطلس و آرام است بیابد 

این گروه به دنبال آن چه « ترعه ی پاناما » خوانده می شود نمی گردد ، بل که می 
خواهد سرچشمه ی بزرگی را که شاید در زیر زمین جای دارد پیدا کند . به اعتقاد این 
.گروه ، این سرچشمه ی بزرگ ، محلی است که آب ها در آن به یکدیگر در می آمیزند 
به گفته ای این طرحی عارفانه است و خواننده به خوبی نمی تواند پی برد که آستوریاس 
.می خواهد با آن چه کند 

این گروه حادثه جو ضمنن می خواهد که در یکی از دره های شگفت انگیز انی سرزمین 
، آیین پرستش « راهزن بد » را گسترش دهد و بومیان را به قبول آن بر انگیزد . به 
گفته ی « کلودفل » ، آستوریاس در این هنگام می خواهد که موضوع مرگ را مورد 
،تمسخر قرار دهد و این شخصیت ( راهزن بد ) که بدون تردید جنبه ی تمثیلی دارد 
.مظهر دفاع از زندگی و لذات زمینی است 

این گروه ماجراجو ، هنگامی که می خواهد بومیان را به پرستش « راهزن بد » ترغیب 
کند به مرگ جمعی گرفتار می شود ، زیرا بومیان به مخالفت بر می خیزند . از این 
گروه ، تنها دو تن می توانند جان سالم به در برند : یکی مردی که با زن بومی و 
فرزندش می گریزد و شگفت آن که به هنگام فرار می تواند نقطه ای را بیابد که دیگران 
.آن همه جسته اند و نیافته اند 

محل تلاقی آب های دو اقیانوس بر او آشکار می شود و این نکته چه خوب می تواند 
.نشانه ی آمیزش دو خون بومی و اسپانیایی باشد 
دومین نفری که از این کشتار گریخته ، یک هنرمند اسپانیایی است که پیکره ی  
راهزن بد » را تراشیده است . او نباید بمیرد ، نیروی سازندگی او باید اعمال بدش را از » 
یادها ببرد . ولی او باید تنها بماند نیز می ماند . آخرین عبادت کتاب حاکی از این است 
.«که برای او « تنهایی اقیانوس لازم است 

از میگل آنخل آستوریاس کتاب « آقای رییس جمهور » او به وسیله ی خانم دکتر زهرا 
خانلری به فارسی ترجمه شده است . مجله ی «سخن» نیز گذشته از آن که در موارد 
مختلف از او یاد به عمل آورده ، در شماره ی چهارم دوره ی هجدهم داستان « ژان اول 
.گرفتار » او را چاپ کرده است 
داستان « نافرمانی های عیسی » که در همین شماره چاپ شده یک بار دیگر سیمای 
.انسانی این نویسنده ی بزرگ را آشکار می کند 

مرجع : سخن – دوره ی 21 – شماره ی 8و9 – اسفند و فروردین 1351 

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی