دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی

سایت ادبی دیگران ، ادبیات ایران و جهان
سایت ادبی دیگران ، شعر فارسی
سایت ادبی دیگران ، داستان
سایت ادبی دیگران ، ادبیات جهان
سایت ادبی دیگران ، نقد ادبی
سایت ادبی دیگران ،مقاله
سایت ادبی دیگران ، خبرهای ادبی
سایت ادبی دیگران ،ارسال اثر از شما
 « مفهوم آشنایی زدایی در متن ادبی »    
نوشته:  علی حسینی خواه    
  

 هر ادراک حسی به عادت تبدیل می شود و کارکردی خودکار می یابد. در نتیجه ی این عادت و کارکرد 
 خودکار، ما می توانیم از هر شکل، محتوایش را حدس بزنیم و بپنداریم که آن را می شناسیم و به خاطر 
این پیش بینی زودرس، ارزش آن را اندک بدانیم. اما کارکرد اصلی هنر این است که بیاموزیم تا هر شکل 
.عادت را کنار بگذاریم 

هنر به این دلیل وجود دارد که ما چیز ها را احساس می کنیم. هدف هنر ایجاد 
احساسی از چیزهاست، چنانکه دیده می شوند و نه چنانکه شناخته می شوند یا به تحلیل درمی آیند شگرد 
هنر همه چیز را ناآشنا و مبهم می کند. از این رو ادراک حسی را دشوار و دیریاب می سازد. کنش ادراک 
حسی در هنر هدفی در خود می شود، و از این رو باید به درازا انجامد. در هنر آنچه به حساب می آید 
.تجربه ی ماست از فراشد ساختن و نه فراورده ی نهایی 

یکی از مهم ترین نکاتی که فرمالیست ها درباره ی شکل بیان ادبی مطرح کردند، مفهوم آشنایی زدایی 
را بهOstrannenjaاست. ویکتور شکلوفسکی نخستین بار این مفهوم را مطرح کرد و واژه ی روسی    
کار برد. پس از او یاکوبسن و تینیانوف در مواردی از این مفهوم با عنوان بیگانه سازی یاد کردند. بعدها 
.را برای این مفهوم برگزیدEstrangementژان پل سارتر واژه ی انگلیسی 
 
به نظر شکلوفسکی هنر ادراک حسی ما را دوباره سامان می دهد و در این مسیر قاعده های آشنا و 
ساختارهای به ظاهر ماندگار واقعیت را دگرگون می کند. هنر عادت هایمان را تغییر می دهد و هر چیز 
آشنا را به چشم ما بیگانه می کند. میان ما و تمامی چیزهایی که به آنها خو گرفته ایم مثل کار، لباس 
پوشیدن، تزیین خانه، ... فاصله می اندازد. اشیاء را چنانکه برای خود وجود دارند به ما نشان می دهد و 
.همه چیز را از حاکمیت سویه ی خودکار که زاده ی ادراک حسی ماست می رهاند 

غروب خورشید زیباست و پس از آن سیاهی شب زیباتر. اما گردش هر روزه ی این روند و در نتیجه ی 
آن، عادت ما به این غروب و طلوع های تکراری، زیبایی آن را نامحسوس و کسالت آور می کند تا بی 
تفاوت از کنارشان بگذریم. در کسوف خورشید هم، تقریباً همین اتفاق می افتد یعنی هوا تاریک می شود 
.اما چه اتفاقی افتاده است که از گوشه و کنار دنیا برای دیدن این منظره، لحظه شماری می کنند 

یکی از رفتارهای آشنایی زدایی، خرق عادت است یعنی شکستن نظمی که به آن عادت کرده ایم در جهت 
تازگی و نوآوری.در کل می توان گفت این رفتار خارق العاده، بحثی است که بر سه حوزه ی متن ادبی 
.تاثیر گذار است :   ساختار، زبان، محتوا 

شکلوفسکی در مقاله ی « هنر همچون شگرد » چنین گفته است : آشنایی زدایی، یعنی دیدن چیزها خارج 
.از زمینه ی معمولی و طبیعی وجودشان 
ساحل نشینان، صدای امواج دریا را دیگر نمی شنوند و ما هر روز به یکدیگر نگاه می کنیم بی آنکه 
دیگری را ببینیم. زیرا ادراک حسی ما به جهان عادت کرده است. وظیفه ی هنرمند از میان بردن نیروی 
.عادت است یعنی آفرینش دنیایی تازه، دیدن چیزهای پیشتر نادیده 

در حوزه ی زبان می توان گفت، آنچه مشخصه ی زبان ادبی است و آن را از سایر صور سخن متمایز می 
کند این است که زبان معمول را به روش های گوناگون تغییر شکل می دهد. زبانِ معمول، زیر فشار 
تمهیدات، تقویت، فشرده، تحریف، موجز، گزیده و  واژگونه می شود. پس زبان غریب و به تبع آن، دنیای 
.مؤلف به یکباره ناآشنا می شود 

در گفتار روزمره، دریافت های ما از واقعیت و پاسخ به آن، بی روح و ملال آور و یا به قول فرمالیست 
ها، خودکار می شود. ادبیات با وارد کردن ما به دریافتی مهیج از زبان، پاسخ های عادی ما را جانی تازه 
،می بخشد و اشیاء را قابل درک تر می کند. در پرداختن به زبان با جدیت و خودآگاهی بیش از حد معمول 
.دنیای زبان مورد نظر زنده تر می شود 

سخن ادبی، زبان معمول را غریبه یا ناآشنا می کند، اما شگفت آن که ما را به کسب آگاهی کاملتر و 
نزدیکتری از تجربه سوق می دهد. بیشتر اوقات بدون آن که آگاه باشیم در هوا تنفس می کنیم. هوا درست 
مانند زبان، محیطی است که در آن زندگی می کنیم. اما اگر ناگهان هوا سنگین یا آلوده شود مجبوریم بیشتر 
مراقب نفس کشیدن خود باشیم و نتیجه ی این وضع، رسیدن به تجربه ای عمیق تر نسبت به حیات جسمانی 
.است 

تاثیر آشنایی زدایی بر ساختار متن ادبی بسیار بالاست به نحوی که تمامی شگردها و فنونی را در بر می 
گیرد که مؤلف آگاهانه از آنها سود می جوید تا جهان متن را به چشم مخاطبان بیگانه بنمایاند. نویسنده به 
جای مفاهیم آشنا، واژگان، شیوه ی بیان یا نشانه های ناشناخته را بکار می گیرد این ترفند البته درک 
دلالت های معنایی اثر را دشوار می کند و موضوع را چنان جلوه می دهد که گویی از این پیشتر وجود 
نداشته است. هدف بیان زیبایی شناسیک در این حالت نه روشن کردن فوری و مستقیم معانی، بلکه آفرینش 
.حس تازه، ویژه و نیرومندی است که خود، آفریننده ی معانی  تازه ای می شود 

.در واقع با ورود واژه و موضوع ادبی به قلمرو ادراک حسی تازه، آشنایی زدایی آغاز می شود  
همانطور که از مباحث ذکر شده برمی آید در نتیجه ی آشنایی زدایی، علاوه بر شکستن سویه ی خودکار 
ادراک حسی ما و همچنین خرق عادت و نو آوری در زبان، موضوع و ساختار، به دلیل مه گونی این 
.عناصر، مخاطب با رنج و لذتی مدام و گاه بی پایان در متن سیر می کند  

آشنایی زدایی، پیش گویی ها و پیش فرض های مخاطب را بر هم می زند. تا لذت دوچندان شود. در 
داستان های کلاسیک یکی از ویژگی های قابل ذکر، غیر قابل پیش بینی بودن پایان آن است ولی در 
داستان مدرن این غیر قابل حدس بودن، به تنه ی داستان نیز سرایت می کند و کم کم تمام داستان را دربر 
می گیرد. گویی پس از خواندن این سطر، سطر بعدی و حتی جمله ی بعدی، غیر قابل حدس است و این 
یکی از نتایج آشنایی زدایی مداوم زبان متن ادبی است. سطرهای متن ادبی اگر از سوی مخاطب حدس 
.داده شوند، ملال آورند و مخاطب ناگزیر، از آنها با بی میلی گذر می کند 

در هنر داستان نویسی، آشنایی زدایی از راه بیان دیدگاه شخصیت ها، کاربرد زبان و گزینش طرح ممکن 
می شود. نویسنده با گزینش لحظاتی از رخدادهای داستان و ترکیب آنها در طرح، همه چیز را شگفت آور 
و جذاب می کند. می توان گفت که در ادبیات شگردی واقع گرایانه وجود ندارد. نویسنده ای که به این 
.نکته آگاه باشد، بهتر خواهد نوشت و اثرش همچون سندی درباره ی نگارش نیز به کار خواهد آمد 

بحث شکلوفسکی و فرمالیست ها در مورد آشنایی زدایی تاثیر ژرفی بر نقد ادبی معاصر نهاده است هر 
چند ارلیش، سابقه ی بیگانه سازی را به نظریه ی ادبی ارسطو می رساند. آنجا که آمده است ؛ « بیان با 
«.واژه های ناشناخته شکل می گیرد 

:منابع 
ساختار و تاویل متن – بابک احمدی 
پیش درآمدی بر نظریه ی ادبی – تری ایگلتون – عباس مخبر 

دیگران | شــعـر | داستان | ترجمه | مقاله | نقد ادبی